واحد خبر mobile.ir : یانگ یوانکینگ (Yang Yuanqing)، مدیرعامل لنوو، در روز پنجشنبه 9 ژوئن 2016 (20 خرداد 1395) طی مراسم Lenovo Tech World 2016، که در سانفرانسیسکو برگزار شد، از 3 اسمارتفون جدید این شرکت با نامهای Phab 2، Phab 2 Plus و Phab 2 Pro رونمایی کرد. Phab 2 و Phab 2 Plus، در واقع مدلهای بهروزرسانیشده گوشی Phab هستند که در سال گذشته عرضه شده بود. این دو اسمارتفون دارای صفحهای به قطر 6.4 اینچ بوده، بدنهای فلزی و قیمتهای پایینی دارند. اما عنوان جالبترین عضو این خانواده را میتوان به گوشی Phab 2 Pro نسبت داد که از یک جهت منحصربهفرد است: این گوشی اولین دیوایس مصرفی است که بر مبنای تکنولوژی واقعیت افزوده گوگل موسوم به تانگو تولید شده است.

اسمارتفون Phab 2 Pro -- همانند دو مدل دیگر Phab 2 -- نمایشگری 6.4 اینچی از جنس پنلهای السیدی با فناوری IPS داشته و از این رو میتوان آن را یک فبلت به حساب آورد. رزولوشن QHD (1440×2560 پیکسل) صفحه نیز، تراکم پیکسلی آن را به 459 ppi میرساند. لنوو مدعی است که این نمایشگر میتواند خود را با شرایط متغیر روشنایی محیط (نظیر نور آفتاب و انعکاسهای نور) تطبیق دهد.
Phab 2 Pro در ابعاد 179.8×88.6 میلیمتر طراحی شده و 259 گرم وزن دارد. بدنه این اسمارتفون از آلومینیوم یکتکه به ضخامت 8.9 میلیمتر ساخته شده و لبههای صفحه نمایش با استفاده از تکنولوژی شیشه 2.5 بُعدی با انحنای ملایمی با بدنه یکپارچه میشود. در پشت دستگاه نیز یک حسگر اثر انگشت به چشم میخورد.

سیستم عامل اسمارتفون جدید لنوو اندروید 6 مارشملو است. بر خلاف Phab 2 و Phab 2 Plus -- که به چیپستهای MediaTek مجهز شدهاند -- لنوو در ساخت Phab 2 Pro از چیپست 8 هستهای اسنپدراگون 652 خاصی استفاده کرده که برای اجرای عملکردهای تانگو در این گوشی بسیار مناسب است. تراشه مذکور مشتمل بر 4 هسته پردازشی 1.4 گیگاهرتزی منطبق بر معماری پردازندههای Cortex-A53 و 4 هسته پردازشی 1.8 گیگاهرتزی منطبق بر معماری پردازندههای Cortex-A72 بوده و از واحد پردازش گرافیکی Adreno 510 بهره میبرد. حافظه RAM گوشی 4 گیگابایت و حافظه داخلی آن 64 گیگابایت عنوان شده که با توجه به پشتیبانی از کارت حافظه تا 128 گیگابایت قابل ارتقاست، ولی باید توجه داشت که کارت حافظه در اسلات سیمکارت دوم قرار میگیرد؛ به عبارت دیگر کاربر باید بین دو سیمکارت بودن گوشی یا ارتقای حافظه آن یک گزینه را انتخاب کند.

اما همانطور که گفته شد، آنچه Phab 2 Pro را از دیگر اسمارتفونها متمایز میکند قابلیتهای این گوشی در زمینه پروژه تانگوی گوگل است. پروژه تانگو -- که برای اولین بار در 5 ژوئن 2014 (15 خرداد 1393) معرفی شد -- تکنولوژی جدیدی است که با بهرهگیری از بینایی رایانهای یا computer vision، به دیوایسهایی نظیر اسمارتفون یا تبلت این قابلیت را میدهد که بدون استفاده از GPS یا دیگر سیگنالهای بیرونی، بتوانند موقعیت خود را نسبت به جهان اطراف خود تشخیص دهند. به بیان سادهتر تانگو سیستمی متشکل از دوربین سه بعدی -- که قادر به اندازهگیری عمق است -- بوده و پس از اسکن محیط اطراف به شما اجازه میدهد تا بتوانید اجسام مجازی را در دنیای حقیقی قرار دهید.

گوگل چند سالی است که تانگو را به عنوان راهی برای مسافتسنجی در فضای سه بعدی، تهیه نقشه از فضاهای داخلی و خلق واقعیت مجازی یا افزوده، توسعه میدهد. گوگل در سال 2014 تبلتی 7 اینچی به نام Yellowstone را به عنوان کیت توسعه برای برنامهنویسان تانگو عرضه کرده بود. اما Phab 2 Pro نخستین دیوایس بر مبنای تانگو است که برای مخاطبان عام -- و نه صرفا برای توسعهدهندگان -- تولید میشود.
دوربین اصلی Phab 2 Pro دارای رزولوشن 16 مگاپیکسل و از نوع RGB بوده و به امکاناتی از قبیل فوکوس لمسی، فناوری تشخیص لبخند، تصویربرداری با دامنه دینامیکی بالا (HDR) و پانوراما، و فوکوس خودکار به روش تشخیص فاز مجهز است و به گفته لنوو، فوکوس فوق سریع در این دیوایس، تنها 3 دهم ثانیه زمان لازم دارد. دوربین جلو نیز 8 مگاپیکسلی بوده و دیافراگم لنز آن از گشودگی f/2.2 برخوردار است. اما آنچه که باعث میشود Phab 2 Pro بتواند از عهده اجرای تانگو برآید وجود دو واحد تصویری دیگر در کنار دوربین اصلی است: یکی جهت تشخیص عمق با درگاه مادون قرمز، و دیگری بهعنوان ردیاب حرکتی.

لنوو برای به نمایش گذاشتن تکنولوژی تانگو اقدام به توسعه چندین اپلیکیشن نموده، از جمله: بازیهای تیراندازی به سبک واقعیت مجازی، یک اپلیکیشن آموزشی که در نتیجه همکاری با موزه تاریخ طبیعی آمریکا تهیه شده و یک اپلیکیشن دومینو که در آن میتوان زنجیرهای از دومینوها را به صورت مجازی چیده و در نهایت یک شوی دومینویی ایجاد کرد.
به گفته لنوو همزمان با عرضه Phab 2 Pro در تابستان امسال، حدود 25 اپلیکیشن -- از جمله بازی، اپلیکیشنهای مکانمحور و اپلیکیشنهای ابزاری یا utility -- در اپاستوری ویژه روی دیوایس قابل دسترسی بوده و انتظار میرود تا پایان سال جاری میلادی تعداد این اپلیکیشنها به 100 برسد.
شرکت آمریکایی Lowe's، که در زمینه فروش و توزیع طیف وسیعی از لوازم خانگی و ساختمانی فعالیت مینماید، قصد دارد برای به نمایش گذاشتن لوازم منزل، کفپوش و هر چیز دیگری که شخص قبل از خرید مایل است نحوه قرار گرفتن آن را در خانه خود ببیند، از اسمارتفون Phab 2 Pro استفاده کند. برای این منظور اپلیکیشنی به نام Lowe's Vision توسعه یافته که به وسیله آن میتوان ابتدا فضای منزل را اندازهگیری کرد و سپس اجسام مجازی مانند لوازم منزل، دکور و ... را در آن قرار داد. مکانیسمی شبیه به عینک هوشمند HoloLens محصول مایکروسافت، با این تفاوت که به جای اینکه اشیا در مقابل صورت کاربر جریان داشته باشند، روی صفحه اسمارتفون قابل مشاهده هستند.
IMG 6

همانطور که گفته شد یکی دیگر از کاربردهای تانگو، امکان تهیه نقشههای سه بعدی از فضاهای داخلی است که به عقیده برخی کارشناسان شگفتانگیزترین قابلیت تانگو همین است. منحصربهفرد بودن تانگو در اینجاست که نه تنها میتواند محیط را اندازهگیری کند، بلکه قادر است از شکل محیط نیز اطلاع پیدا کند؛ اطلاعاتی مانند اینکه اشیا از کجا شروع شده و در کجا تمام میشوند، دیوارها و راهروها کجا قرار دارند و ... . گوگل در کنفرانس Google I/O 2016 اعلام کرده بود که قصد دارد برای نقشهبرداری اماکن داخلی با دقت نقشههای محیطهای باز، از تکنولوژی تانگو استفاده نماید. احتمال میرود این کار برای غنیسازی پایگاه داده جهانی Google Maps انجام شود.
با تمام این اوصاف، تکنولوژی دوربینهای هوشمند فقط به تانگو خلاصه نمیشود. دوربینهای سه بعدی اینتل با نام RealSense چند سالی است که عرضه شده و همانند دوربین Phab 2 Pro قادر به اندازهگیری عمق است (پیش از این نیز خبر همکاری گوگل و اینتل در تلفیق فناوری RealSense و پروژه تانگو در ابزارهای هوشمند منتشر شده بود). مایکروسافت نیز تکنولوژی مشابهی را در عینک هوشمند HoloLens و Kinect به کار گرفته بود. از طرفی آمازون تلاش کرد تا چیزی شبیه به این را در گوشی Fire Phone و دوربینهایش به اجرا بگذارد. اپل نیز از قافله عقب نیفتاد و PrimeSense (کمپانی سازنده Kinect) را در سال 2013 خریداری نمود.

اسمارتفون Phab 2 Pro اولین دیوایس مجهز به تکنولوژی تانگو است که برای مصرفکنندگان تولید شده و از این رو نقطه عطفی در توسعه این تکنولوژی به شمار میرود. البته ممکن است اندازه بزرگ این گوشی، تنها مخاطبان خاص را به خود جذب کند. به اقتضای توسعه تکنولوژی، احتمال دارد نسل بعدی این گوشیها کوچکتر و سادهتر بوده و کاربران بیشتری از آن استفاده کنند. جف مردیت (Jeff Meredith)، معاونت ارشد لنوو، امیدوار است که استفاده از تانگو، درست مانند GPS، بسیار رایج شود.
باتری Phab 2 Pro از نوع داخلی و غیرقابلجداسازی است و ظرفیتی معادل 4050 میلیآمپر ساعت داشته و از شارژ سریع نیز پشتیبانی میکند. با وجود اینکه عمده ویژگیهای Phab 2 Pro حول پروژه تانگو میچرخد، ولی نباید از قابلیتهای این گوشی در زمینه صدا غافل شد. این گوشی از تکنولوژی دالبی آتموس (از جمله قابلیت ضبط صدای فراگیر 5.1) برخوردار بوده و همچنین با داشتن 3 میکروفون -- که از صدای 360 درجه پشتیبانی میکنند -- عمل حذف نویز را به خوبی انجام میدهد.

اسمارتفون Lenovo Phab 2 Pro در دو رنگ طلایی و خاکستری تولید شده و با قیمت 499 دلار به بازار عرضه خواهد شد. ناگفته نماند دو گوشی Phab 2 و Phab 2 Plus نیز به ترتیب 199 و 299 دلار قیمتگذاری شدهاند. لنوو سپتامبر 2016 را به عنوان تاریخ عرضه هر سه گوشی به بازار عنوان کرده است.

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : اداره ثبت اختراعات و علائم تجاری آمریکا (USPTO) در روز سهشنبه 7 ژوئن 2016 (18 خرداد 1395) امتیاز 2 پتنت، که درخواست آنها در سالهای 2013 و 2014 از طرف اپل به USPTO ارائه شده بود، را به نام این شرکت به ثبت رساند. پتنت نخست با شماره 9,363,596 برای ابداع یک سیستم و روش ترکیب شتابسنج و سیگنالهای میکروفون به منظور ارتقای کیفیت صدا در دستگاههای موبایل است که برای این کار از ارتعاشات موجود در تارهای صوتی و جمجمه کاربر (موسوم به تکنولوژی هدایت استخوانی یا bone conduction) استفاده میکند. پتنت دیگر، که با شماره 9,363,589 و تحت عنوان «دیوایس آکوستیک مقاوم در برابر مایع» به ثبت رسیده، امتیاز ساخت نوعی از پورتهای آکوستیک (مانند اسپیکر) که در برابر ورود مایعات مقاوم هستند را به اپل میدهد.
پتنت اول دستگاه هدفونی را توصیف میکند که مجهز به شتابسنجهایی است که میتوانند ارتعاشات تارهای صوتی انسان که در استخوان و بافتهای جمجمه فرد پخش میشوند را تشخیص دهند. این سیستم با کمک یک میکروفون در نظر گرفته شده روی این هدست (onboard)، سیگنالهای خروجی را اندازهگیری نموده و با تجزیه صدای غیر انسان قادر است بین کلام و ارتعاشات محیطی تمایز قائل شود.

در کنار تشخیصدهنده صدایی که بر مبنای شتابسنج کار میکند، چیدمانی از میکروفونها قرار دارد که پیوسته سیگنالهای آکوستیکِ صدای کاربر را بررسی میکنند. این سیگنالهای میکروفون از کانالهای کنترل و تقویتکننده عبور میکنند تا بتوانند کلام صدادار و بیصدا را از هم تشخیص دهند.

دادههای خروجی از هر دو سیستم تشخیص کلام (VAD یا Voice Activity detection) مورد مقایسه و تقابل قرار گرفته و طی فرآیند حذف نویز، سیگنالی بیعیب را برای مخابره تولید میکنند.
اپل در مارچ 2013 درخواست پتنت برای هدفون مجهز به قابلیت حذف نویز را به USPTO ارائه نمود و مخترعین آن سورین وی. دوسان (Sorin V. Dusan) و آرام لیندال (Aram Lindahl) هستند.
پتنت دوم مربوط به پورتهای صدای محافظتشدهای است که از نظر ظاهر و عملکرد به قطعه مقاوم در برابر آبی شباهت دارد که برای اولین بار در اپلواچ به کار گرفته شد. این اختراع، در حالتهای مختلفی که برای عملی شدن آن میتوان تصور کرد، شامل محافظی است که بین یک پورت آکوستیک (نظیر اسپیکر) و زیر روزنههای موجود در بدنه دیوایس قرار میگیرد و اپل از آن با نام "چتر" (umbrella) یاد میکند. چنین ساختاری در آیفونهای کنونی نیز مشاهده میشود که در آنها اسپیکرهای پوشیدهشده با توریهای مشبک از طریق 6 روزنه و سوراخ قابل دسترسی هستند. ماژول آکوستیک توسط یک واشر لاستیکی، اورینگ (o-ring) یا مکانیسمی شبیه به آن به دیوایس میزبان متصل شده و درنتیجه محکم به آن چفت میشود.

زمانی که مایعی از میان روزنههای بدنه عبور کند، با چتر شبکهای محافظ برخورد کرده و به بیرون هدایت میشود. این جریان ممکن است فشار وارد بر لایه توری را کاهش داده و بدینوسیله احتمال آسیب دیدگی را کمتر کند. البته اپل خاطر نشان کرده که در شرایطی که فشار زیادی روی دستگاه باشد، برای جلوگیری از آسیب ساختاری به آن، در برخی موارد ممکن است لایه توری اجازه ورود مقدار مشخصی از مایع را به داخل دیوایس بدهد.
با اضافه کردن یک پوشش آبگریز به قسمت بیرونی چتر شبکهای، و یک پوشش آبدوست به سطح داخلی آن میتوان این سیستم را بیش از پیش بهینه کرد. لایه آبگریز، که میتواند مستقیما در ساختار بدنه آیفون نیز به کار گرفته شود، به عنوان یک خط دفاعی در برابر نفوذ ناخواسته عمل میکند. چنانچه شکافی در این خط دفاعی ایجاد گردد، پوشش آبدوستی که به سطح داخلی چتر شبکهای اضافه شده بود وارد عمل شده و مایع را به بیرون میکشد.
حالتهای دیگری که برای تحقق این اختراع متصورند، عبارتند از: وجود لایه توری ثانویهای که کاملا روزنههای بدنه را میپوشاند، روشهای جایگزین قرارگیری دیوایس آکوستیک، ترکیبات متنوعی از پوششهای سطحی و روشهای اصلاحشده تولید جسم توری.
اینکه اپل قصد دارد این تکنولوژی دفع آب را در تولید یکی از محصولاتش به کار گیرد یا خیر، هنوز مشخص نیست. همانطور که در بالا نیز گفته شد، طرحی شبیه به این قبلا در اپلواچ به کار گرفته شده بود، اما اپل هنوز دیوایسهای مجهز به iOS خود را ضد آب نکرده است. سال گذشته شایعههایی مبنی بر استفاده از نوعی تکنولوژی مقاوم در برابر آب در ساخت آیفون 7 در محافل خبری به گوش میرسید که البته گزارشهای ضد و نقیضی که به دنبال آن منتشر شد، صحت این شایعات را زیر سؤال برد.
اپل در جولای 2014 درخواست پتنت برای پورت آکوستیک مقاوم در برابر آب را به USPTO ارائه نمود و مخترعین آن عبارتند از: جسی ای. لیپرت (Jesse A. Lippert)، آنتونی اس. مونتهویرژن (Anthony S. Montevirgen)، برد جی. بوزر (Brad G. Boozer)، نیکولاس تی. ویت (Nicolas T. Vitt) و رکس تی. اهمان (Rex T. Ehman).

در تصویر فوق مقطعی از یک سیستم نمونه (در اینجا یک تبلت) که دارای یک پورت آکوستیک (شماره 105) بوده و میتواند از طریق مکانیسمی نظیر واشر لاستیکی یا اورینگ (شماره 109) به یک دیوایس الکترونیک متصل شود. پورت آکوستیک (شماره 106) به وسیله یک شبکه توری (شماره 107) که در برابر ورود مایعات و دیگر مواد به داخل دیوایس آکوستیک مقاومت میکند، پوشیده شده است. قسمت چتری شکل بدنه (شماره 103) میتواند به گونهای پیکربندی شود که پورت آکوستیک را بپوشاند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : اگر همچون نویسنده این مطلب سن و سالی از شما گذشته باشد، روزگاری را به خاطر دارید که دستگاههای تلفن همراه در هر بار شارژ شدن تا روزها بعد، از شارژ مجدد بینیاز بودند. آن روزها ظرفیت باتری و شارژدهی آن، دغدغه خریداران گوشیهای همراه نبود. روزگاری که در مسافرتهای کوتاه نیازی به همراه بردن شارژرها نبود و حتی بسیاری از افراد دستگاه همراه خود را فقط آخر هفتهها شارژ میکردند. اما این روزها که اکثر افراد از گوشیهای هوشمند استفاده میکنند، شارژدهی بیش از سه روز به یک افسانه تبدیل شده است. شارژرها به یکی از اجزای اصلی بار و بندیل سفر بدل گشته و یک خانواده کوچک برای سفری کوتاه، کلکسیونی از شارژرهای مربوط به انواع دستگاههای همراه را در کیف و چمدانهای خود جای میدهند. این روزها در دنیای گوشیهای هوشمند کار به جایی رسیده است که دستگاهی با امکان 2 روز شارژدهی در شرایط مصرف متوسط، از این لحاظ ایدهآل محسوب گردیده و پدیدهای نادر به شمار میرود.

طی دو دهه گذشته تلفنهای همراه از دستگاههایی غیر قابل حمل در یک جیب معمولی که صرفا برای برقراری ارتباط صوتی به کار میرفتند، به کامپیوترهایی قدرتمند و پرکاربرد در گوشهای از جیب کاربران تکامل یافتهاند. ظهور سیستمعاملهای همراه، انبوهی از نرمافزارها و سرویسهای آنلاین را روانه این دستگاهها نمود. از سوی دیگر سختافزار دستگاههای موبایل نیز همراه با نرمافزار رشد نموده، علاوه بر ارتقای روز به روز پردازنده و واحدهای حافظه، اجزا و تجهیزات جدیدی از جمله انواع حسگرها، پردازندههای گرافیکی، دوربین پشت، دوربین جلوی دستگاه و بسیاری موارد دیگر به این دستگاهها اضافه گردید. بدیهیست که تمامی این نرمافزارها و سختافزارهایی که به سرعت در حال گسترش و ارتقا هستند، برای فعالیت خود انرژی الکتریکی بیشتری را از باتریها طلب میکنند. با وجود این که اکثر اجزای سختافزاری همواره همراه و حتی فراتر از نیاز سیستمعامل و نرمافزارهای موجود در حال پیشرفت بودهاند، تکنولوژی باتریها از این قاعده مستثنی بوده و در دو دهه گذشته پیشرفت بنیادی و قابل توجهی به خود ندیده است.
البته دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و صنعتی در سرتاسر دنیا همواره روی انواع تکنولوژیهای ساخت باتری در حال تحقیق و آزمایش بودهاند. اما سالها کم توجهی تولیدکنندگان و شرکتهای بزرگ دنیای تکنولوژی در سرمایهگذاری روی توسعه این تکنولوژیها از یک سو، ریسک و هزینههای بالای تغییر بنیادی در تکنولوژی و روشهای تولید باتریها از سوی دیگر عامل به نتیجه نرسیدن این تحقیقات تا به امروز بوده است. در سالهای اخیر با شتاب گرفتن پیشرفت سختافزار و نرمافزار دستگاههای هوشمند همراه، باتریها به عامل محدود کننده این دستگاهها بدل گشته و در نتیجه توجه جدی تولیدکنندگان را به خود جلب نمودهاند. همین مساله باعث شده است تا پیشرفت مهمی در توسعه تکنولوژیهای ساخت باتری حاصل شده و شرایط برای تحول در این صنعت فراهم گردد. بر اساس نتایج منتشر شده از تحقیقات مختلف و نمونههای اولیه تولید شده بر مبنای این تحقیقات، پیشبینی میشود که سال آینده میلادی شاهد صنعتی شدن یک یا چند نوع از این باتریهای جدید باشیم. به همین خاطر مناسب دیدیم تا در این مطلب شما را با برخی از این تکنولوژیهای جدید آشنا کنیم.
این نوع باتری که برای ذخیرهسازی انرژی از نمک(یون سدیم) بهره میگیرد، سالهاست در حال توسعه قرار داشته و نمونههای آزمایشی مختلفی از آن تولید گردیدهاند. نمک سدیم نسبت به لیتیوم مورد نیاز برای باتریها رایج امروزی، بسیار ارزانتر و فراوانتر است. همین مساله موجب میشود تا در کاربردهایی که وزن و تراکم انرژی از درجه اهمیت کمتری برخوردار است، باتریهای سدیم-یون جایگزینی مناسب برای نمونههای لیتیومی فعلی به شمار روند. همچنین بر خلاف باتریهای لیتیومی، این باتریها در صورتی که برای مدت طولانی خالی از شارژ نگهداری شوند، به هیچ وجه دچار مشکل نخواهند شد. این خاصیت، مشکلات و خطرات احتمالی انبارسازی و جابجایی باتریها در حجم بالا را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد.

یک شبکه از محققین و شرکتهای صنعتی فرانسه با نام RS2E، در سال 2015 اعلام نمودند که نمونهای از این نوع باتری را با استاندارد لازم برای به کار رفتن روی لپتاپها و حتی خودروهای الکتریکی تولید نمودهاند. روش ساخت و چگونگی کارکرد این باتری تا به امروز مخفی نگاه داشته شده و اطلاعات محدودی از آن به طور رسمی منتشر گردیده است. یک نمونه 6.5 سانتیمتری از این باتری قادر است تا توان الکتریکی 90 وات بر ساعت را به ازای هر کیلوگرم تامین نماید، که از این لحاظ با باتریهای لیتیوم-یون امروزی قابل مقایسه است. البته عمر مفید نمونههای اولیه این باتریها که 2000 سیکل شارژ گزارش شده است، چندان مناسب نبوده و نیاز به ارتقا دارد.
یک تیم تحقیقاتی چینی موفق به توسعه تکنولوژی جدید و کم هزینهای در ساخت باتری شده است که از بسیاری جهات نسبت به باتریهای لیتیوم-یون امروزی برتری دارد. این باتری دو-یون در مقایسه با باتریهای تک-یون لیتیومی، تراکم انرژی بیشتری را همراه با وزن، حجم، و هزینه ساخت به مراتب پایینتر تامین مینماید. الکترودهای این نوع باتری از جنس آلومینیوم و گرافیت بوده و الکترولایتهای آن از نمک لیتیوم و حلال کربنات ساخته میشود. از آنجا که اکثر باتریهای امروزی در الکترودهایشان دارای مواد سمی هستند، دور ریختن آنها مشکلات مهمی را برای محیط زیست به دنبال دارد. در حالی که آلومینیوم و گرافیت به کار رفته در الکترودهای این نوع باتری علاوه بر ارزان قیمت بودن، خاصیت سمی نداشته و آسیب جدی به محیط زیست وارد نمیکنند.

Tang Yongbing، رهبر این تیم تحقیقاتی میگوید: "باتریهای آلومینیوم-گرافیت در مقایسه با باتریهای رایج لیتیوم-یون(LIB)، برتری محسوسی از جهت هزینه ساخت (حدود 50 درصد کمتر) و تراکم انرژی (1.3 تا 2 برابر) دارند.".
به نظر میرسد که این نوع باتری پتانسیل زیادی برای تولید در مقیاس بالا و بهکارگیری روی تجهیزات الکترونیکی و خودروهای الکتریکی داشته باشد. تجاریسازی موفق این تکنولوژی میتواند زمینهساز پیشرفتی قابل توجه در عرصه تجهیزات الکترونیکی قابل حمل، خودروهای الکتریکی، سیستمهای انرژی تجدیدپذیر و دیگر حوزههای وابسته به باتری گردیده و تحولی مهم در صنعت انرژی پدید آورد. چنانچه تمایل دارید تا با جزئیات فنی و علمی باتریهای آلومینیوم-گرافیت آشنا شوید، میتوانید مقاله منتشر شده توسط این تیم را مطالعه فرمایید.
محققین دانشگاه Irvine کالیفرنیا موفق به ساخت باتریهای نانوسیمی شدهاند که قابلیت تحمل دفعات فراوان شارژ مجدد را داشته و میتواند زمینهساز تولید باتریهایی شود که هرگز نمیمیرند. نانوسیمها رشتههایی هزاران برابر نازکتر از یک رشته موی انسان هستند که پتانسیل بالایی برای به کار رفتن در ساخت باتریها دارند. سالهاست که دانشمندان در تلاش برای ساخت باتریهایی با استفاده از نانوسیمها بوده و با مشکل مهم شکسته شدن آنها در هنگام شارژ مجدد مواجه بودهاند. حال این گروه از دانشمندان با قرار دادن نانوسیمهای طلا درون الکترولایتهایی ژلاتینی موفق به غلبه بر این مشکل گردیدهاند. باتریهای ساخته شده بر مبنای این تکنولوژی، در آزمایشهایی طی یک دوره سه ماهه 200 هزار بار شارژ مجدد گردیده و هیچگونه افت کیفیتی از خود نشان ندادهاند. این باتریها چنانچه در آینده به مرحله تجاریسازی برسند، میتوانند گزینهای ایدهآل برای تامین انرژی در ماشینهای الکتریکی، فضاپیماها و حتی گوشیهایی باشند که هرگز نیازمند تعویض باتری نخواهند بود.
برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به این مطلب که پیشتر در مورد همین نوع باتری روی سایت منتشر شده است مراجعه فرمایید.

باتریهای رایج امروزی (باتریهای حالت-مایع) از الکترودهای جامد و الکترولایتهایی در حالت مایع تشکیل میشوند. اما در یک باتری حالت-جامد هم الکترودها و هم الکترولایتها در حالت جامد هستند. باتریهای لیتیومی حالت-مایع، برای انتقال ذرات باردار بین الکترودها از الکترولایتهایی مایع بهره میگیرند. این الکترولایت مایع قابل اشتعال بوده و همچنین به مرور با از دست دادن کیفیت خود موجب ضعیف شدن و در نهایت خراب شدن باتری میشود. جایگزینی الکترولایت مایع با یک ماده جامد سبب میشود که باتریهای حالت-جامد معمولا فاقد مشکل گرم شدن بیش از حد و آتش گرفتن بوده، و در مجموع پایداری، ایمنی و عمر مفید به مراتب بیشتری نسبت به باتریهای حالت-مایع داشته باشند. البته رسانایی الکتریکی الکترولایت جامد نسبت به حالت-مایع کمتر بوده و عبور دادن جریانهای قوی از آنها دشوارتر است. بنابراین به طور کلی باتریهای حالت-جامد تراکم انرژی بالایی را با توان الکتریکی کمتر فراهم میکنند.
بر اساس آزمایشات دانشمندان دانشگاه MIT، این نوع باتریها پس از صدها هزار سیکل شارژ اثری از افت کیفیت و ظرفیت از خود نشان نداده و قادر هستند تا 30 درصد تراکم انرژی بیشتری را ارائه نمایند. البته دانشمندان تخمین میزنند که باتریهای حالت-جامد پتانسیل تامین 2 تا 3 برابر تراکم انرژی بیشتری نسبت به باتریهای حالت-مایع را داشته باشند. تراکم انرژی بالا در کنار خاصیت عدم اشتعالپذیری این نوع باتریها، آنها را برای استفاده در ماشینهای الکتریکی ایدهآل میکند.
یکی از مهمترین تکنولوژیهایی که انتظار میرود آینده باتریها را رقم بزند، استفاده از بسترهای سه-بعدی است. پس از سالها تحقیق و آزمایش در این زمینه، برای اولین بار شرکت Prieto موفق شده است نمونه موفقی را بر این اساس تولید نماید. باتری ساخته شده توسط این شرکت --که با نام Prieto Battery نیز شناخته میشود-- از نوع حالت-جامد بوده و بستری از فوم مس در ساخت آن مورد استفاده قرار گرفته است. به بیان ساده معماری این باتری تشکیل شده است از ساختاری درهمتنیده و سه-بعدی از آند و کاتد، که یک لایه پلیمری بسیار نازک در نقش الکترولایت آنها را از هم جدا نموده و وظیفه جابجایی ذرات باردار را به عهده دارد. استفاده از فوم مس(ساختاری متخلخل از مس) در ساخت الکترودهای این باتری، پایداری، دوام و ظرفیت بالایی را برای آن به ارمغان آورده است. به علاوه این باتری با بهرهگیری از یک پلیمر جامد به عنوان الکترولایت، بر خلاف باتریهای رایج امروزی اشتعالپذیر نبوده و عمر مفید به مراتب بالاتری دارد. همچنین با توجه به عدم استفاده از مواد سمی در ساخت آن، خطری برای محیط زیست ایجاد نمینماید.

به طور کلی این نوع باتری نسبت به باتریهای لیتیومی موجود، پنج برابر توان الکتریکی بالاتر و سه برابر تراکم انرژی بیشتری ارائه نموده، سریعتر شارژ شده، هزینه تولید کمتری داشته، ایمنتر است و میتواند در اندازههایی کوچکتر ساخته شود. هدف شرکت Prieto این است که در بدو تجاریسازی این نوع باتری، آن را روی دستگاههای کوچکتر (همچون ساعتها و عینکهای هوشمند) وارد بازار نماید. اگرچه این شرکت اعلام نموده است که امکان تولید این باتری در مقیاس بزرگتر را نیز داشته و در آینده نمونههایی از آن برای استفاده روی گوشیهای هوشمند و خودروهای الکتریکی تولید خواهد نمود.
دانشمندان دو دانشگاه MIT و Tsinghua با استفاده از تکنولوژی نانو موفق به توسعه یک نوع باتری با طراحی تخممرغ شکل گردیدهاند که قادر است در 6 دقیقه به طور کامل شارژ شده و نسبت به باتریهای لیتیوم-یون رایج، سه برابر تراکم انرژی بیشتری را ارائه نماید. اما مهمترین خصوصیت این نوع باتری، عمر طولانی و مدت زمان بالای نگهداری شارژ است. باتریهای لیتیوم-یون در هر بار شارژ و دشارژ شدن، طی یک فرآیند انبساطی و انقباضی مقداری از لیتیوم خود را مصرف نموده، و به تدریج با کاهش محتوای لیتیوم موجود در باتری، ظرفیت آن کاهش مییابد. حال آنکه معماری تخممرغی این باتری جدید، مبتنی بر دو فلز دیاکسید تیتانیوم در نقش "پوسته" و آلومینیوم در نقش "زرده" است که قادرند فرآیند انبساط و انقباض را بدون تحلیل رفتن و افت کیفیت انجام دهند.
به گفته دانشمندان MIT، علاوه بر مزایای مختلفی از جمله عمر طولانی، ظرفیت بالا و شارژ سریع، این نوع باتری هزینه ساخت نسبتا ارزانی داشته و تولید آن در مقیاس بالا به راحتی امکانپذیر است. بنابراین دور از انتظار نیست که در آیندهای نزدیک شاهد تجاریسازی این باتریهای تخممرغی و به کار رفتن آنها در انواع تجهیزات الکترونیکی و خودروهای الکتریکی باشیم.
سلول سوختی به دستگاهی اطلاق میشود که انرژی شیمیایی تولید شده توسط یک ماده سوختی را به الکتریسیته تبدیل میکند. این تبدیل معمولا از طریق واکنش شیمیایی یونهای هیدروژن باردار شده با اکسیژن و یا یک ماده اکسیدکننده دیگر انجام میشود. تفاوت سلولهای سوختی با باتریهای معمول در این است که آنها برای تامین انرژی الکتریکی، به طور مستمر نیاز به سوخت و اکسیژن دارند.

محققین دانشگاه Pohang کره جنوبی سلول سوختی جدیدی را توسعه دادهاند که بر اساس اطلاعات منتشر شده قادر است با یک بار شارژ شدن، یک گوشی هوشمند را با مصرفی متوسط تا حدود یک هفته تغذیه نموده و یا هواپیمایی بدون سرنشین را بیش از یک ساعت در آسمان نگاه دارد. این دانشمندان برای اولین بار در دنیا موفق به ترکیب فولاد ضدزنگ متخلخل با الکترولایتهای فیلم-نازک و الکترودهایی با حداقل ظرفیت گرمایی شدهاند. نتیجه این ترکیب، باتری جدیدیست که آن را تحت عنوان "سلول سوختی اکسید جامد مینیاتوری" معرفی نمودهاند. این باتری نسبت به باتریهای لیتیوم-یون امروزی عمر مفید و تراکم انرژی بالاتری دارد.
در حال حاضر خبر موثقی از زمان احتمالی ورود این نوع باتری به بازار در دست نیست. با این حال انتظار میرود که بر خلاف بسیاری از دیگر تکنولوژیهای ساخت باتری که صرفا جنبه تحقیقاتی دارند، این باتری مبتنی بر سلول سوختی دیر یا زود تجاریسازی گردیده و راه خود را به بازار دستگاههای همراه، خودروهای الکتریکی و هواپیماهای بدون سرنشین باز کند. با توجه به توسعه این باتری در کره جنوبی، خواستگاه شرکت سامسونگ و جایی که این شرکت هر ساله مبالغ بالایی را برای تحقیق و توسعه هزینه میکند، گمانهزنیهایی از سوی کارشناسان و رسانهها در خصوص استفاده از این نوع باتری در پرچمدار بعدی گوشیهای هوشمند سامسونگ انجام گرفته است. بدون شک تصور Galaxy S8 با امکان یک هفته کارکرد پس از هر بار شارژ، بسیار جذاب و باورنکردنی به نظر میرسد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : طی چند سال اخیر عرصه SoC GPU (پردازنده گرافیکی که به شکل سیستم روی تراشه تولید میشود) مسیر جالبی را پیموده است. در اوایل دهه 2010 فضا برای ورود به کسبوکار تولید GPUهای کلاس SoC باز بود به طوری که از کمپانی NVIDIA گرفته تا Broadcom (و دیگر کمپانیها در این میان) به تولید GPU میپرداختند. ولی باید دانست در عرصه تولید GPU، ادغام، پدیدهای اجتنابناپذیر بوده و همانطور که سازندگان چیپست یکبهیک از این کسبوکار کناره میگرفتند، در عرض تنها 6 سال، تعداد آن دسته از تولیدکنندگان GPU که محصولاتشان در اسمارتفونهای رده بالای اندرویدی به کار گرفته میشد به 2 کمپانی کاهش یافت: کوالکام و ARM.

اینکه ARM موفق شده عمده بازار GPU را به نام خود تصاحب کند، نشان از تلاشهای این کمپانی در دو حوزه مهندسی و صدور مجوز مالکیت معنوی (IP) دارد. ARM مسیری نامتعارف را برای ورود به بازار پردازندههای گرافیکی انتخاب کرد، به این شکل که در سال 2006، یک شرکت نروژی ناشناخته در عرصه تولید GPU به نام Falanx (که اکنون ARM Norway نام دارد) را خریداری نمود و آن را توسعه داد تا امروز به چنین جایگاه مهمی برسد. تخصص ARM در صدور مجوز مالکیت معنوی، در کنار معماری غیرمعمول GPUهای تولیدی این شرکت، ترکیبی قدرتمند برای ARM بوده و دیوایسهای زیادی (چه رده بالا و چه رده پایین) را مشتری خود نمودهاند.
بهتازگی کمپانی ARM در حاشیه نمایشگاه Computex 2016 -- واقع در تایپه -- همزمان با رونمایی از CPU جدید خود با نام Cortex-A73، از GPU جدید این شرکت با نام Mali-G71 نیز پرده برداشت.

معماری واحد گرافیکی ARM Mali-G71
به گفته ARM، پردازنده گرافیکی Mali-G71 با در نظر گرفتن کارکردهای دیوایسهای رده بالا از جمله واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، بازیهای سه بعدی و APIهای مدرن مانند Vulkan و OpenCL 2.0 تولید میشود. چند سال قبل، بازی مار (Snake) اوج بازیهای دستگاههای موبایل به شمار میرفت، اما صنعت به قدری سریع پیشرفت کرده که حتی دیوایسهای رده بالای امروزی نیز ممکن است در برآوردن نیازهای بازیهای نسل بعد دچار مشکل شوند. لذا ARM مدعی است که Mali-G71، با نگاهی به سطوح بعدی گرافیکهای موبایلی و حصول اطمینان از اینکه دیوایسهای مجهز به این تراشه، قدرتمندتر و کارآمدتر از قبل خواهند بود، در پی آن است که این نقطه ضعف بالقوه را از بین ببرد. گفتنی است ARM دیوایسهای مجهز به Mali-G71 را -- از منظر تواناییهای گرافیکی -- در سطح لپتاپهای میانرده میداند. در ادامه به مهمترین ویژگیهای این پردازنده گرافیکی اشاره میشود:
رشد ARM در عرصه تولید پردازندههای گرافیکی تا حد زیادی مدیون نحوه معماری این پردازندهها در چند سال اخیر، یعنی معماری Midgard بوده است. Midgard در سال 2012 معرفی شد و گرافیکهای سری Mali 700 ،Mali 600 و Mali 800 بر اساس این معماری ساخته شدند. معماری Midgard، به عنوان نخستین طرح سایهزنی یکپارچه ARM، در چند سال اخیر توسعه یافته تا بتواند از امکانات جدیدتری مانند Tessellation (شکسته شدن تمامی اشیاء در یک صحنه سهبعدی به سطوح مثلتشکلی جهت مهیا شدن آنها برای رندر) ، عمق رنگ 10 بیت در کانال و APIهای جدیدتری نظیر OpenGL ES 3.1/3.2 و Vulkan نیز پشتیبانی کند.

نسل های مختلف پردازشکرهای گرافیکی ARM Mali
اما اکنون تقریبا چهار سال از عمر معماری Midgard گذشته و یکهتازی این معماری به زودی به پایان میرسد. لذا ARM تصمیم گرفت GPU جدید خود را بر مبنای یک معماری متفاوت و به مراتب پیشرفتهتر به نام Bifrost بسازد. به گفته ARM نوآوریها و بهینهسازیهای متعددی در Bifrost گنجانده شدهاند که در اینجا به ذکر چند مورد بسنده میشود.
در معماری Bifrost شاهد وجود عناصری به نام سایهزنهای بندبندشده (claused shaders) هستیم. به موجب این سایهزنها میتوان مجموعه فرمانها را در بلاکهای تعریفشده دستهبندی نمود. این بدان معناست که قبل از اجرای بند (clause execution) میتوان از وجود تمام وابستگیهای بیرونی در جای خود اطمینان حاصل کرد. در نتیجه این کار، فشار روی فایل رجیستر کمتر شده و میزان انرژی مصرف شده به شدت کاهش مییابد.
یکی دیگر از نوآوریهای معماری Bifrost، بردارسازی 4 مبنایی (quad based vectorization) نام دارد. GPUهایی که با معماری Midgard ساخته میشدند از نوعی بردارسازی به نام SIMD استفاده میکردند که در مرحله پایپلاین (pipeline stage) در هر بار تنها یک thread را اجرا مینمودند.
نسل پیشین پردازندههای گرافیکی در دستگاههای موبایل از 1 تا 16 هسته سایهزن برخوردار بودند. اما Mali-G71 جهت تأمین نیازمندیهای روبهرشد دستگاههای موبایل، میتواند دارای 1 تا 32 هسته باشد. این مقیاسپذیری بدان معناست که عملکرد گرافیکی برتری در انتظار طیف گستردهای از دیوایسها قرار دارد؛ از تلویزیونهای دیجیتال تا اسمارتفونهای رده بالا و هدستهای واقعیت مجازی، چه بر اساس موبایل باشند چه مستقل. به گفته ARM، این انعطافپذیری، در کنار 40 درصد بهبود در بهرهوری مساحت اجرا به شرکای برند این امکان را میدهد تا سیستم خود را با نیازمندیهای دقیق مورد انتظار خود پیکربندی کرده و با ایجاد تعادلی کامل بین انرژی، کارآمدی و هزینه بتوانند محصولاتشان را به شکلی مطلوب در بازار هدف عرضه نمایند.
بازیهای موبایلی به سرعت در حال تبدیل شدن به پلتفرم مورد انتخاب گیمرها در سراسر دنیا هستند. انتظار میرود ارزش بازار بازیهای موبایلی در سال 2017 به بیش از 40 میلیارد دلار برسد که این میزان در مقایسه با سال 2016، حدود 10 میلیارد دلار بیشتر خواهد بود. دستگاههای موبایلی که در حال ورود به بازار بوده -- و هر سال به پیچیدگی آنها افزوده میشود -- بایستی با این رشد سریع سازگار باشند که البته کار آسانی نخواهد بود.

به گفته ARM، تعداد Vertex نسخههای نمایشی بازی که این شرکت چند سال قبل تولید میکرد، نصف تعداد Vertex نسخههایی است که در حال حاضر تولید میکند که همین امر، انرژی و کارآمدی بیشتری را میطلبد.

عملکرد گرافیک Mali-G71 در مقایسه با Mali-T880 در یک پروسه مشترک و شرایط یکسان
اگر اپلیکیشنها با همین سرعت به پیشرفت خود ادامه دهند، آنگاه در آیندهای نه چندان دور توانایی در رسیدن به 32 هسته سایهزن، جزء ضرورتهای اساسی دستگاههای موبایل پیشرفته به حساب خواهد آمد. بهعلاوه، مصرف انرژی پردازنده Mali-G71 تحت شرایط یکسان 20 درصد از Mali-T880 کمتر بوده و در دیوایسهای پیشرفتهای که از لحاظ حرارتی محدودیت دارند عملکرد پایدارتری خواهد داشت.
پیشرفتهای صورت گرفته در حوزه رابط برنامهنویسی نرمافزار یا در اصطلاح API، برای شرکتی نظیر ARM از اهمیت بالایی برخوردار است چرا که در نهایت این API است که نحوه تعامل توسعهدهندگان با سختافزار را تعیین میکند. در سالهای اخیر سعی بر آن بوده تا توسعهدهندگان به سطوح پایینتری از سختافزار دسترسی پیدا کنند.

در کنسرسیوم کرونوس (خالق APIهای بدون حق کپیرایت و دارای استاندارد باز) این گرایش به تولید رابط برنامهنویسی جدیدی به نام Vulkan 1.0 منجر شد. به همین شکل رابط برنامهنویسی OpenCL 2.0 نیز تولید شد تا محیط کار را برای توسعهدهندگان کاربرپسندتر نماید. انتظار میرود به محض ورود دیوایسهای مجهز به OpenCL 2.0 به بازار، موارد استفاده کاملا جدیدی را شاهد باشیم. پردازنده Mali-G71 طوری طراحی شده تا از هر دو رابط برنامهنویسی Vulkan و OpenCL 2.0 پشتیبانی کند،
در حال حاضر در صنعت گرافیک، همه جا صحبت از واقعیت مجازی است: اینکه ملزوماتش چیست، چه نیاز دارد و چگونه میتوان بهترین تجربه واقعیت مجازی را برای کاربران فراهم نمود. ARM مدعی است که Mali-G71 با در نظر گرفتن این موارد ساخته شده است. واقعیت مجازی برای عملکرد خود به ملزومات فراوانی نیاز دارد و این بدان معناست که پردازندههای گرافیکی برای دیوایسهای رده بالا بایستی در زمینه مصرف انرژی کارآمدتر از قبل باشند. از طرفی اجزای دیگر دیوایسها مانند دوربین و رزولوشن صفحه نیز روز به روز پیشرفتهتر شده و رویهمرفته در به حداکثر رساندن ظرفیت حرارتی دیوایس بیتأثیر نخواهند بود. این مسأله موجب میشود تا GPU برای کاهش میزان مصرف انرژی در هر جایی که ممکن است، فشار بیشتری را متحمل شود.

به گفته ARM، خانواده GPUهای سری Mali نیز از امکاناتی عالی در زمینه بهینهسازی واقعیت مجازی برخوردار بوده که تجربه خوبی را از کار با واقعیت مجازی در دستگاههای موبایل برای کاربر فراهم میکنند. . ARM مدعی است که در سری GPUهای Mali که بر اساس معماریهای Midgard یا Bifrost ساخته شدهاند، کار پردازشی رأس (vertex) را بهینه کرده که در نتیجه این کار، آن قسمتهایی از سایهزنهای رأس که به چشم وابسته نیستند را یک مرتبه راهاندازی کرده و نتایج را بین هر چشم به اشتراک میگذارد.
در عصر حاضر استفاده از گوشی در بین مردم روزبهروز شایعتر شده و بسیاری از ما حتی به کامپیوتر خانگی یا لپتاپ هم احتیاج پیدا نمیکنیم چرا که میتوانیم تمام کارهای مورد نیاز خود را از طریق گوشی انجام دهیم، از جمله دانلود و مشاهده محتوا و استریم کردن آن به دیگر دیوایسها. پردازنده نمایشگر Mali-DP650 -- که اخیرا وارد بازار شده بود -- توانایی اداره کردن محتوای با رزولوشن 4k را داشت و پردازنده Mali-G71 این قابلیت را دارد که چنین محتوایی را بهراحتی و بدون افت کیفیت به تلویزیون شما استریم کند. این یعنی با وجود اینکه هنوز 4K در دستگاههای موبایل جا نیفتاده، کاربران هنگام مشاهده محتوا در یک دیوایس جداگانه که از 4k پشتیباتی میکند، هیچیک از مزایای 4k را از دست نخواهند داد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : بخش سرویس شرکت هواوی روز گذشته در مراسمی در محل بازار موبایل ایران در تهران مرکز سرویس جدید این شرکت را افتتاح کرد. در این مراسم که با حضور جمعی از خبرنگاران و اصحاب رسانه برگزار شد حمید شاهرخنیا همراه با Link Lin و Tristan tang بهعنوان مدیران سرویس برند هواوی و رامین سلطانی مدیرعامل شرکت حامی در مقام واحد ارائهدهنده خدمات سرویس اسمارتفونهای هواوی حضور داشتند و به ایراد سخنانی پرداختند. اسمارتفونهای هواوی همانطور که پیش از این نیز اعلام شده بود از این پس توسط شرکت "حامی" خدمات سرویس و گارانتی خود را دریافت میکنند و برای دسترسی آسانتر و تسهیل ارتباط کاربران شرایط تازهای توسط هواوی و حامی اعلام شده است که جزئیات آن در برنامه روز گذشته تشریح شد.

Tristan tang مدیر سرویس هواوی در سخنانی در ابتدای این جلسه ارتقاء سطح رضایتمندی مشتریان و عمل به تعهدات برند را از اهداف اصلی شرکت هواوی توصیف کرد و افتتاح بزرگترین مرکز خدمات این برند در بازار موبایل ایران را اولین گام در راستای عمل به تعهدات این شرکت قلمداد کرد. tang در ادامه سخنان خود ابزار امیدواری کرد که مشتریان و همکاران برند هواوی به زودی خبرهای خوب دیگری را از این شرکت خواهند شنید.

حمید شاهرخنیا بهعنوان سخنران بعدی این مراسم اصلیترین استراتژی هواوی را عمل به قول و پایهگذاری شبکه جدید خدمات پس از فروش در ایران عنوان کرد. این مدیر هواوی ضمن اشاره به اینکه هواوی خود مسئولیت خدمات و گارانتی را به عهده گرفته یادآور شد که این مسئله به آن معنا نیست که شرکتی به اسم هواوی عملیات سرویس و گارانتی را صورت میدهد چرا که به دلائل مسائل تحریم امکان انجام این عمل تا به امروز وجود نداشته است از همین رو پس از بررسیهای صورت گرفته شرکت "حامی" به عنوان نماینده خدمات پس از فروش هواوی در ایران عهدهدار عمل کردن به قولهای هواوی به کاربران است و به عبارت دیگر شرکت "حامی" از این پس حامی محصولات و خدمات هواوی در ایران به حساب میآید.

مدیر سرویس هواوی با اشاره به برچسبها و استیکرهایی که جدیدا درون جعبه محصولات هواوی قرار میگیرند تاکید کرد که این برچسبها و استیکرها به هیچ عنوان به منزله کارت گارانتی محصول (از سوی حامی، هواوی و هر شرکت دیگری) نبوده و حضور آنها درون باکس اسمارتفونهای این برند صرفا جهت توضیح شرایط گارانتی ایران و یادآوری راههای چک کردن صحت گارانتی و اعتبار سنجی آن است. این مدیر شرکت هواوی در پایان سخنان خود راههای مختلف بررسی و اعتبارسنجی گارانتی این شرکت را از طریق تماس با Call Center، از طریق وبسایت و SMS Center عنوان کرد.

رامین سلطانی مدیرعامل شرکت حامی در سخنانی کوتاه در ادامه این مراسم ضمن معرفی حامی به عنوان شرکتی مستقل بدون ارتباط با بخش توزیع و فروش محصولات، حوزه کاری این شرکت را صرفا در بخش خدمات و سرویس عنوان کرد. سلطانی تلاش برای ارائه بهترین سرویس و خدمات به کاربران برند هواوی را هدف اصلی شرکت حامی توصیف کرده و از انتخاب شدن این شرکت از سوی هواوی بهعنوان شرکت ارائهدهنده خدمات ابراز خرسندی کرد.

در ادامه این مراسم مدیران سرویس هواوی و مدیرعامل شرکت حامی به سوالات حضار پاسخ گفتند. حمید شاهرخنیا در پاسخ به سوال خبرنگار ما در مورد ارائه سرویس به گوشیهای که خارج از مبادی قانونی هواوی به ایران وارد شدهاند ضمن منتفی دانستن این مسئله ارائه سرویس به اسمارتفونهای این برند را منوط به اعتبار سنجی و تایید هویت اسمارتفونها از طریق راههای ارتباطی این شرکت از جمله مرکز تماس، ارتباط از طریق SMS و سایت شرکت تلقی کرد.
افتتاحیه مرکز سرویس هواوی در طبقه دوم بازار موبایل ایران پایان بخش مراسم روز گذشته بود.



برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : سختافزارهای حوزه موبایل انواع گوناگونی داشته و به این شکل نیست که یک سختافزار واحد را بتوان برای همه اهداف مشابه استفاده نمود، بلکه وقتی صحبت از توان پردازشی، محدودیتهای حرارتی و مصرف باتری به میان میآید، دیوایسها و فرم فاکتورهای مختلف، نیازهای متفاوتی دارند. این مسأله بهطور خاص در زمینه محدودیتهای ذاتی پوشیدنیها صادق است که با این وجود هنوز هم بسیاری از ساعتهای هوشمند با استفاده از چیپستهایی ساخته میشوند که در ابتدا برای گوشیهای بزرگتر طراحی شده بودند.
کمپانی کوالکام -- که سابقهای طولانی در تولید چیپست برای اسمارتفونها را دارد -- در تلاش برای رفع مشکل فوق، در فوریه 2016 چیپست Snapdragon Wear 2100 را معرفی کرد که معماری آن با در نظر گرفتن نیازهای خاص ابزارهای پوشیدنی مهندسی شده بود. اخیرا نیز در جریان نمایشگاه Computex 2016 -- که در شهر تایپه مرکز تایوان برگزار میشود -- کوالکام از چیپست دیگری مخصوص پوشیدنیها به نام Snapdragon Wear 1100 رونمایی کرد.
مهمترین مزیتهای تراشه 1100 -- همانند چیپست 2100 -- عبارتند از مصرف کمتر انرژی و اندازه کوچک. اما تفاوت این دو محصول را باید در دیوایسهای هدف آنها جستوجو کرد؛ در حالی که تراشه 2100 برای استفاده در پوشیدنیهای چندمنظوره نظیر ساعتهای هوشمند طراحی شده بود، کوالکام تراشه 1100 را برای استفاده در آن دسته از دیوایسهای پوشیدنی تولید کرده که به توان پردازشی کمتری نیاز داشته و برای اهداف خاص تولید میشوند مانند گجتهای تناسب اندام، دستبندهای هوشمند، ساعتهای متصل به اینترنت مخصوص کودکان و سالمندان، هدستهای هوشمند و لوازم جانبی پوشیدنی؛ جاییکه نیازی به استفاده از تراشه قدرتمندی مثل 2100 دیده نمیشود.

با این اوصاف، این تصور که Snapdragon Wear 1100 تراشه ضعیفی باشد، اشتباه است. به گفته کوالکام، Snapdragon Wear 1100 برای استفاده در نسل بعدی پوشیدنیهای هدفمند طراحی شده؛ جایی که مصرفکنندگان به دنبال اندازه کوچکتر، عمر بیشتر باتری، حسگرهای هوشمندتر، موقعیتی امن و اتصال همیشگی به اینترنت هستند. کوالکام مدعی است که 1100 حائز تمامی شرایط فوق است چرا که به قابلیتهایی نظیر Power Save Mode (حالت صرفهجویی در انرژی) و بستهبندی فشرده مجهز بوده و از نسل بعدی مودم Cat 1 (با پشتیبانی از شبکههای ارتباطی 3G و LTE) بهره میبرد.

چیپست Snapdragon Wear 1100 از یک پردازشگر یکپارچه برای اجرای اپلیکیشنهای مبتنی بر لینوکس برخوردار بوده و از وای-فای، بلوتوث و voice نیز پشتیبانی میکند. بهعلاوه اینکه 1100 با داشتن یک موتور یکپارچه مکانیاب با نام Qualcomm iZat باعث افزایش دقت و بهینهسازی انرژی در کارکرد مواردی نظیر multi-GNSS (سامانه ماهوارهای ناوبری جهانی چندگانه) و موقعیتیابی cell-ID شده و امکان پشتیبانی از اپلیکیشنهایی که برای مانیتورینگ امن از حصارکشی جغرافیایی (geo-fencing) استفاده میکنند را فراهم میکند. گفتنی است در تراشه 1100 اجزایی از جمله موتور رمزنگاری سختافزار، عدد ساز رندوم سختافزار و TrustZone به صورت یکپارچه قرار دارند که محیطی امن را برای مصرفکنندگان ایجاد میکنند.

از زمانی که نخستین ابزارهای پوشیدنی تولید شدند، همواره به دید بازاری خاص با مخاطبان ویژه به آنها نگریسته میشد، اما با رشد 171 درصدی ارائه این محصولات به بازار از 28.8 به 78.1 میلیون دستگاه در سال میلادی گذشته، کوالکام نتوانست از این بازار پر سود صرفنظر کند. طبق اعلام این شرکت، تراشه 1100 از 31 می (11 خرداد) به بازار عرضه شده است. آنتونی مورای (Anthony Murray)، معاون ارشد و مدیر داخلی بخش اینترنت اشیا در شرکت Qualcomm Technologies، در این زمینه میگوید: «از اینکه در اکوسیستم به شدت نوآورانه پوشیدنیها، موقعیتی پیشرو در عرصه تکنولوژی را پایه نهادهایم هیجانزدهایم. [در چنین اکوسیستمی] گستره محصولات و راهحلهای ما در زمینه اتصال، مکانیابی و محاسبه، تمایز را برای مشتریان ما به همراه میآورند. خوشحالیم که Snapdragon Wear 1100 را به خانواده اسنپدراگون اضافه میکنیم که در نتیجه مشتریان راحتتر میتوانند به توسعه پوشیدنیهای متصل [به اینترنت] با موارد استفاده هدفمند -- نظیر ردیابی کودکان و سالمندان -- بپردازند. ما به شکلی فعال در حال کار کردن با بخش وسیعتری از اکوسیستم هستیم تا نوآوری ]در عرصه[ پوشیدنیها را تسریع کرده و امروز از اعلام یک سری از مشارکتها با مشتریان هیجانزدهایم.»
کمپانی Qualcomm Technologies از همکاری خود با شرکتهایی مانند Aricent، Borqs، Infomark و SurfaceInk خبر داده است. شرکتهای مذکور در جریان نمایشگاه Computex ایدههای خود را در قالب پلتفرم مرجع یا reference platform به منظور توسعه بر مبنای تراشههای Snapdragon Wear 2100 و Snapdragon Wear 1100 به نمایش گذاشتند. این پلتفرمها -- که قرار است در ساعتهای ردیابی کودکان و سالمندان به کار گرفته شوند -- شرکتهای مادر سازنده این ساعتها را قادر میسازند تا بتوانند محصولات خود را به سرعت تجاریسازی کنند.

علاوه بر معرفی این پلتفرمهای مرجع، سه کمپانی نه چندان شناختهشده Anda Technologies، inWatch و WeBandz (فعال در عرصه تولید پوشیدنیها) از ساعتهای کودکانه متصل به اینترنت در جریان نمایشگاه Computex رونمایی کردند. Anda Technologies قصد دارد ساعت کودکانه خود را بر مبنای پلتفرم مرجعی که شرکت Borqs ارائه کرده، برای بازار آمریکای لاتین تولید نماید. inWatch نیز در صدد است تا بر مبنای همان پلتفرم مرجع، دو ساعت کودکانه -- یکی مخصوص پسران و دیگری مخصوص دختران -- را به طور اختصاصی برای بازار چین به تولید برساند. اما دیوایس ردیاب ماژولاری که شرکت WeBandz به نمایش گذاشته، قرار است بر مبنای پلتفرم مرجع SurfaceInk و برای بازار آمریکا ساخته شود. WeBandz مدعی است این ساعت قابلیت سفارشیسازی داشته و میتواند کودک، سالمند و حیوان خانگی را ردیابی کند.
حال باید دید آیا مزایای فراوان تراشه جدید کوالکام، میتواند کمپانیهای صاحبنامی چون مایکروسافت، Fitbit یا Garmin را نیز به استفاده از این چیپست در محصولات پوشیدنی خود ترغیب کند یا خیر.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : شرکت هواوی عصر امروز در مراسمی در محل هتل اسپیناس پالاس تهران از جدیدترین پرچمدار خود برای بازارهای داخلی ایران موسوم به P9 و P9 Plus رونمایی کرد. این مراسم با حضور مدیران منطقهای هواوی، عکاسان منتخب این برند و خبرنگاران و اصحاب رسانه برگزار شد و در آن امکانات پرچمداران جدید هواوی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. تغییر مهم دو پرچمدار سال 2016 هواوی علاوه بر مواردی همچون طراحی بدنه، حافظه داخلی و چیپست پردازشی، بیشک به دوربین متفاوت آنها تعلق دارد که در همکاری با شرکت آلمانی لایکا توسعه یافته و امکانات ویژهای را ارائه میکند. در بخش پشتی هریک از این دو پرچمدار دو دوربین متفاوت به چشم میخورد که هریک برای کاربری خاصی بهینهسازی شدهاند.

در ابتدای این مراسم Ray Yao مدیر کشوری (Country Manager) هواوی به ایراد سخنانی پرداخت. Ray ضمن خوشامد گویی به خبرنگاران، حضار و شخصیتهای تاثیرگذار در شبکههای اجتماعی خود را به عنوان مدیر کشوری جدید دفتر هواوی در ایران معرفی کرد و از حضور در این مراسم ابزار خشنودی نمود.

Ray در ادامه سخنان خود اینگونه ادامه داد: «از آنجا که ایران یکی از بزرگترین بازارهای خاورمیانه به حساب میآید همیشه دوست داشتم در این منطقه با چنین بازار بزرگ و دوستدار فناوری ایفای نقش کنم. از سوی دیگر بسیار خوشحالم که مدیا در ایران به طور تخصصی و حرفهای فعالیت میکند و به کاربران و مصرفکنندگان ایران به طور صحیح و مناسب اطلاعرسانی میکند. امروز ما اینجا هستیم تا از یک محصول انقلابی در عرصه گوشیهای هوشمند پرده برداریم. اما قبل از آن لازم است که من شما را با مسیری که هواوی طی کرده و در پیش رو دارد همراه کنم. ما به شکل کاملا متفاوتی خود را سازمان بخشیدهایم. با همکاری هم قادر هستیم که یک نتیجه خاص و متفاوت ایجاد کنیم. این یک ماموریت جمعی و جهانی است که نتیجه آن تولید بهترین محصول برای مشتریانمان است. کاملا منصفانه است که اگر بگوییم تا امروز هواوی به صورت یک معما تبدیل شده است. اما امروز ما میخواهیم به شما دنیایمان را نشان دهیم و به شما در مورد سفرمان بگوییم.»

مدیر کشوری هواوی در ادامه سخنان خود به میزان آگاهی از برند هواوی در طی سالهای گذشته اشاره کرده که از 52 درصد در سال 2013 به 65 درصد در سال 2014 و 76 درصد در سال 2015 رسیده است. وی از توزیع 75 میلیون عددی گوشیهای این شرکت در سه فصل سال جاری یاد کرد و هدف این برند را 50 درصد افزایش سالیانه تا رسیدن به رقم 100 میلیون عدد گوشی در توزیع عنوان نمود.
پس از سخنان این مدیر هواوی نوبت به مدیر مارکتینگ دفتر هواوی، بنیامین دارمی برای معرفی دو پرچمدار P9 و P9 Plus رسید. دارمی در ابتدای سخنان خود ضمن اشاره به همکاری شرکت آلمانی Leica با هواوی در ساخت دوربین P9 و P9 Plus از آن به عنوان یکی از برجستهترین نکات قابل ذکر در مورد این دو گوشی یاد کرد. مدیر مارکتینگ شرکت هواوی در ایران سخنان خود در رابطه با معرفی Huawei P9 را حول سه محول طراحی منحصر به فرد دستگاه، قابلیتهای مرتبط با عکاسی و در نهایت فناوریهای به کار گرفته شده در این اسمارتفون متمرکز کرد.

در بخش طراحی دستگاه صفحهنمایش 5.2 اینچی فول اچدی با حاشیههای بسیار اندک 1.7 میلیمتری، بدنه فلزی یکپارچه و uni-body در کنار لنز دوربین مسطح و بدون بیرون زدگی به عنوان مهمترین نکات طراحی بدنه مطرح شد و ضخامت کمتر از 7 میلیمتری دستگاه نیز به عنوان برگ برنده این اسمارتفون در مقابل رقبایی که بیش از 7 میلیمتر ضخامت دارند مطرح شد.
این مدیر هواوی در مبحث عکاسی از لایکا با قدمتی 100 ساله به عنوان یکی از حرفهایترین برندهای حوزه تصویر یاد کرد و همکاری این شرکت با هواوی را کاملا انحصاری قلمداد کرد. بدینترتیب نشان لایکا را در کنار دوربین اسمارتفون برند دیگری نمیتوان مشاهده کرد. در هواوی P9 و P9 Plus از دو دوربین 12 مگاپیکسلی اتوفوکوس در کنار هم استفاده شده است که هر دو از فوکوس هایبریدی (ترکیبی از فوکوس لیزری برای سوژههای نزدیک 1 تا 2 متری، فوکوس Depth برای سوژههای دور و فوکوس تشخیص کنتراست) بهره میبرند.

سیاه و سفید بودن ذاتی یکی از این دوربینها دیگر نکته بسیار حائز اهمیت در این میان است. ساخت تصویر سیاه و سفید در این دوربین (برخلاف دوربینهای معمول که با کمک فیلترهای نرمافزاری، تصویری بدون رنگ را ایجاد میکنند) به صورت ذاتی و پیشفرض انجام میپذیرد بدین معنی که در نبود فیلتری که برای رنگی شدن تصویر جلوی سنسور قرار میگیرد (موسوم به Bayer filter) تصویر به صورت خالص سیاه و سفید برداشت میشود. نبود این فیلتر در مقابل سنسور منجر به دریافت نور بیشتری شده و در نتیجه در محیطهای با نور کم تصویر بهتری را نسبت به رقبا به دست میدهد. از دیگر مشخصات این دو دوربین میتوان به سایز سنسور 1.25 میکرونی، گشودگی دیافراگم f/2.2 و فاصله کانونی 27 میلیمتری اشاره کرد.

در نهایت در بخش فناوریهای به کار گرفته شده در هواوی P9 به چیپست 8 هستهای Kirin 955 حاوی 4 هسته 2.5 گیگاهرتزی ARM A72 و 4 هسته 1.8 گیگاهرتزی ARM A53 در کنار حافظه داخلی 32 یا 64 گیگابایتی و 3 یا 4 گیگابایت رم اشاره شد. در نظر گرفته شدن 3 آنتن مختلف (2 عدد در پایین و 1 عدد در بالا) آنتندهی بدون مشکل این گوشی در شرایط مختلف فارغ از چگونگی در دست گرفتن دستگاه را تضمین میکند.

پشتیبانی از شارژ سریع، حضور پورت USB Type-C، امکان استفاده از کارت حافظه یا سیمکارت دوم و باتری قدرتمند 3000mAh دیگر مشخصات فنی مورد اشاره در این مراسم را تشکیل میدهند.
در بخش تفاوتهای Huawei P9 با Huawei P9 Plus علاوه بر ارتقا اندازه صفحهنمایش به 5.5 اینچ و تغییر فناوری ساخت به Super AMOLED، میتوان به حضور فوکوس خودکار در دوربین دوم 8 مگاپیکسلی بالای صفحهنمایش در مدل Plus اشاره کرد که در نسخه معمولی حضور ندارد. فناوری صفحهنمایش حساس به فشار یکی دیگر از نکات اختصاصی P9 Plus است که با طیف متنوعی از اپلیکیشنهای اصلی یا native پشتیبانی میشود. ظرفیت باتری در مدل پلاس به 3400 میلی آمپر ساعت ارتقا یافته و در سایر موارد تفاوت خاص دیگر مابین این دو گوشی وجود ندارد.

در ادامه این مراسم جوائزی به برترین عکس برداشت شده توسط عکاسان منتخب هواوی با کمک دوربین هواوی P9 اهدا شد و در انتها نیز خبرنگاران و دیگر حاضران به بررسی دو گوشی هواوی P9 و P9 Plus از نزدیک پرداختند.








برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
وای فای(Wi-Fi) یک تکنولوژی برای شبکههای محلی بیسیم است که معمولا از امواج رادیویی با فرکانس 2.4 گیگاهرتز و 5 گیگاهرتز برای برقراری ارتباط بین دستگاههای مختلف – از گوشیهای هوشمند گرفته تا کامپیوترهای رومیزی، لپتاپها، تبلتها، تلویزیونها، ساعتهای هوشمند و غیره – استفاده میکند. پیش از آن که به بررسی وای فای و استانداردهای مختلف آن بپردازیم، بهتر است نگاهی داشته باشیم به تاریخچه شبکههای محلی بیسیم و تکامل آنها تا به امروز.
اولین محصولات تجاری با قابلیت ایجاد و بهرهگیری از شبکه محل بیسیم (WLAN)، در سال 1991 توسط دو شرکت AT&T و NCR با هدف استفاده در سیستمهای صندوقداری فروشگاهها و تحت نام WaveLAN ابداع و تولید گردیدند. پس از آن کارهای تحقیقاتی متعددی در زمینه شبکههای محلی بیسیم انجام گرفته و تجهیزات مختلفی نیز برای این منظور تولید گردید. تا اینکه در سال 1997 موسسه مهندسین الکترونیک و الکتریک (IEEE) اولین استاندارد جهانی شبکههای محلی بیسیم را به نام IEEE 802.11و با قابلیت برقراری ارتباط رادیویی با سرعت حداکثر 2 مگابیت بر ثانیه ارایه نمود.
استاندارد 802.11 که به تعبیری پدر وای فای های امروزی به شماره میرود، در ابتدای امر از طرفی به دلیل نو ظهور بودن و از طرف دیگر به علت سرعت پایین ارتباطات آن -- که در شرایط عادی کمتر از 1 مگابیت بر ثانیه بود --، اقبال چندانی را چه از سوی تولیدکنندگان و چه مصرفکنندگان به خود جلب ننمود. اما دو سال بعد – یعنی در سال 1999 میلادی – با بهروزرسانی آن به نسخه 802.11b، چند عامل مختلف دست به دست هم داد تا این استاندارد محبوبیت فراوانی به دست آورد. اولین و مهمترین عامل، ارتقای فنی این پروتکل بود. با افزایش بیش از 5 برابری نرخ انتقال دادهها، یک شبکه بیسیم مبتنی بر استاندارد IEEE 802.11b از لحاظ تئوری سرعت ارتباطی تا سقف 11 مگابیت بر ثانیه را میسر میساخت که در آن زمان بسیار مطلوب بود.
دیگر عامل موثر در محبوبیت بیشتر این تکنولوژی در سال 1999، اقدام IEEE در جهت برندسازی این تکنولوژی و جایگزینی عبارت "استاندارد بیسیم IEEE 802.11" با کلمه در ذهن ماندنی "Wi-Fi" بود. در این سال موسسه IEEE از یک شرکت مشاوره برندها با نام Interbrand خواست تا نامی گیراتر برای این استاندارد ارایه نماید. شرکت Interbrand کلمات مختلفی را از جمله Wi-Fi، DragonFly، Elevate، Torchlight و Kinect را برای این منظور پیشنهاد نمود. نهایتا در اوایل سال 2000 میلادی واژه Wi-Fi به عنوان نام رسمی این برند انتخاب و معرفی گردید. این واژه به صورت بازی با کلمات و از روی واژه "Hi-Fi" -- که برای اشاره به تجهیزات صوتی با قابلیت تولید صدای با کیفیت مورد استفاده قرار میگیرد – ایجاد گردیده است و بر خلاف آنچه گهگاه ذکر میشود، کلمهای اختصاری برای عبارت "Wireless Fidelity" نیست.

لوگوی رسمی گواهی Wi-Fi
اتفاقات خوبی که سال 1999 میلادی برای این تکنولوژی به همراه داشت به همین جا خاتمه نیافت. در این سال مجموعهای نسبتا بزرگ از شرکتهای مهم برای پشتیبانی از این تکنولوژی تعهدنامهای را امضا نموده و "اتحاد سازگاری شبکه محلی بیسیم" یا "WECA" را تشکیل دادند که در سال 2000 به "اتحاد Wi-Fi" تغییر نام یافت. این مساله خود عاملی بسیار مهم در تقویت و تثبیت برند Wi-Fi به شمار میرفت. این اتحاد که در حال حاضر بیش از 600 شرکت از سرتاسر دنیا در آن عضویت دارند، وظیفه پشتیبانی از برند Wi-Fi و حصول اطمینان از مطابقت دقیق تجهیزات با استانداردهای تعیین شده از سوی IEEE را به عهده دارد. آن دسته از تولیدکنندگانی که در این اتحادیه عضویت داشته و دستگاههای تولید شده توسط آنها آزمایشهای مربوط به فرآیند اعطای گواهینامه Wi-Fi را با موفقیت بگذرانند، حق استفاده از لوگوی رسمی گواهی Wi-Fi را روی محصولاتشان به دست خواهند آورد.
بنا به تعریف اتحادیه Wi-Fi، هر شبکه محلی بیسیم (WLAN) که مبتنی بر استانداردهای IEEE 802.11x باشد، Wi-Fi نامیده میشود. البته از آنجا که با گذشت زمان تقریبا تمامی تجهیزات WLAN مبتنی بر این استانداردها تولید گردیدند، واژه Wi-Fi به تدریج به عنوان معادلی برای واژه WLAN مورد استفاده قرار گرفت. در اینجا بد نیست اشاره کنیم با وجود اینکه این واژه در متون مختلف به شکل WiFi، wifi و یا WIFI نیز نوشته میشود، هیچ یک از این نگارشها مورد تایید اتحادیه Wi-Fi قرار ندارد.
تکنولوژی Wi-Fi از سال 1999 میلادی تاکنون بارها توسعه و بهبود یافته است. در حال حاضر اعضای مهم خانواده استانداردهای IEEE 802.11x عبارتند از نسخههای a، b، g، n، ac و ad که در ادامه این مطلب به معرفی، بررسی و مقایسه آنها خواهیم پرداخت.

استانداردهای Wi-Fi
استانداردهای 802.11a و 802.11b
IEEE این دو استاندارد را در سال 1999 میلادی معرفی و منتشر نمود. تفاوت اصلی این دو پروتکل در باند رادیویی مورد استفاده توسط آنهاست. شبکههای بیسیم مبتنی بر استاندارد 802.11a روی باند رادیویی 5 گیگاهرتز عمل نموده و انتقال دادهها در این نوع شبکه Wi-Fi از لحاظ تئوری تا 54 مگابیت بر ثانیه و در عمل تا حدود 30 مگابیت بر ثانیه امکانپذیر است. از سوی دیگر استاندارد 802.11b برای برقراری ارتباطات خود از باند رادیویی 2.4 گیگاهرتز استفاده نموده و از لحاظ تئوری سرعتی تا سقف 11 مگابیت بر ثانیه را فراهم میکند که البته این مقدار در عمل از 6 مگابیت بر ثانیه فراتر نمیرود.
به طور کلی فرکانس رادیویی بالاتر، سرعت انتقال بیشتری را فراهم آورده اما برد سیگنال کمتری را به همراه دارد. این دو استاندارد نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در شرایط یکسان، 802.11b محدوده سیگنال وسیعتری خواهد داشت. در عین حال عامل دیگری که کفه ترازو را از لحاظ فنی به سمت نوع a سنگینتر میکند، شلوغی نسبتا زیاد باند 2.4 گیگاهرتز است. این باند نسبتا پر ازدحام، توسط بسیاری از دستگاههای خانگی از جمله تلفنهای بیسیم و مایکروویوها مورد استفاده قرار گرفته و تداخل این امواج مشکلاتی را برای ارتباط Wi-Fi به همراه خواهد داشت. بنابراین چنانچه دستگاههای مورد استفاده شما برای ارتباط Wi-Fi از باند 2.4 گیگاهرتز استفاده میکنند، پیشنهاد میشود که از قرار دادن آنها در کنار این نوع لوازم خانگی اجتناب نمایید. اما باند رادیویی 5 گیگاهرتز که توسط 802.11a مورد استفاده قرار میگیرد در مقایسه با باند 2.4 به مراتب خلوتتر بوده و احتمال تداخل امواج در این باند بسیار کمتر خواهد بود.
با وجود تمام این مسایل، در بدو ورود تجهیزات نوع a و b به بازار به علت گران بودن تجهیزات مبتنی بر استاندارد 802.11a، این دستگاهها بیشتر توسط شرکتها و سازمانها مورد استفاده قرار گرفته و در عوض تجهیزات Wi-Fi نوع b با قیمت مناسبی که داشتند به صورت قابل توجهی مورد استقبال کاربران عادی قرار گرفتند. البته به مرور زمان و با کاهش قیمت تجهیزات نوع a، این دستگاهها پای خود را به منازل نیز باز نمودند. پس از مدتی محصولات "Dual-band 802.11 a/b" که قابلیت پشتیبانی از هر دو استاندارد 802.11a و 802.11b را داشتند نیز تولید و به بازار عرضه گردیدند.
استاندارد 802.11g
سومین استاندارد از خانواده 802.11x در سال 2003 معرفی گردید. نرخ انتقال Wi-Fi نوع g روی کاغذ مشابه با نوع a و معادل با 54 مگابیت بر ثانیه بوده و روی فرکانس 2.4 گیگاهرتز کار میکند. بنابراین نوع g نیز همچون نوع b با مشکل ازدحام باند 2.4 و احتمال تداخل امواج مواجه است. این استاندارد که با دستگاههای نوع b نیز سازگار بود، با بهرهگیری از سرعت انتقال بالا و قیمت مناسب به سرعت مورد استقبال مصرفکنندگان و تولیدکنندگان قرار گرفت. در نتیجه از سال 2003 دستگاههای تک باندی که از باند 2.4 گیگاهرتز پشتیبانی مینمودند با مشخصه 802.11 b/g عرضه شده و همچنین تجهیزات دو-بانده 802.11 a/b به دستگاههای دو-بانده/سه-حالته 802.11 a/b/g تبدیل شدند.
استاندارد 802.11n
این استاندارد که در اکتبر سال 2009 منتشر گردید، نرخ انتقال دادهها را با بهرهگیری از چند آنتن تا سقف 600 مگابیت بر ثانیه افزایش داد. آنتنهای MIMO (Multiple-Input Multiple-Output) مورد استفاده در Wi-Fi نوع n، امکان ارسال و دریافت چند سیگنال مختلف را به صورت همزمان روی یک کانال رادیویی فراهم آورد. این پروتکل از هر دو باند 2.4 و 5 گیگاهرتز استفاده نموده و به ازای هر آنتن از لحاظ تئوری حداکثر سرعتی در حدود 150 مگابیت بر ثانیه را محقق مینماید. به عبارت دیگر یک دستگاه Wi-Fi مبتنی بر پروتکل 802.11n، روی کاغذ قادر خواهد بود تا با استفاده از 2 آنتن تا 300 مگابیت بر ثانیه، با 3 آنتن تا 450 و در صورت استفاده از 4 آنتن تا 600 مگابیت بر ثانیه نرخ انتقال دادهها را میسر سازد. البته در مورد شبکههای بیسیم همواره نتایج تئوری و آزمایشگاهی فاصله زیادی با دنیای واقعی داشته و متوسط سرعت قابل دستیابی در دنیای واقعی معمولا در حدود 50 درصد پایینتر از سرعت تئوری اعلام شده است. در این مورد نیز حداکثر سرعتی که در عمل توسط مصرفکننده قابل دسترسیست، چیزی در حدود 240 تا 300 مگابیت بر ثانیه خواهد بود.

تکنولوژی Single-User MIMO
از دیگر خصوصیات این نسخه میتوان به افزایش قدرت و برد مفید سیگنال، کاهش نقاط کور و برخی بهبودهای امنیتی اشاره نمود. حداکثر برد سیگنال که در نوع g برای محیطهای باز و بسته به ترتیب 140 و 35 متر بود، در نوع n به 250 و 70 متر افزایش یافت. اگرچه این اعداد نیز مربوط به محیط آزمایشگاهی بوده و در دنیای واقعی عوامل متعددی از جمله شرایط فیزیکی و جغرافیایی محیط، تداخلهای رادیویی و الکتریکی، نوع و تعداد آنتنها و موقعیت قرارگیری دستگاهها در برد موثر Wi-Fi تاثیرگذار خواهند بود.
استاندارد 802.11ac
با توجه به گسترش قابل توجه استفاده از سرویسهای ذخیرهسازی و پردازش ابری، بازیهای آنلاین سطح بالا، سرویسهای دریافت آنی محتوای چندرسانهای با کیفیتهای فراتر از HD، نیاز به اشتراکگذاری فایلهای حجیم میان دستگاههای مختلف روی شبکه Wi-Fi و بسیاری کاربردهای دیگر، در سالهای اخیر نیاز به شبکه Wi-Fi با سرعت انتقالی به مراتب فراتر از استاندارد معمول فعلی (802.11n) به شدت احساس میشود. استانداردهای ac و ad از خانواده 802.11x پاسخ IEEE به این نیاز مهم دنیای تکنولوژی هستند. این دو استاندارد که نرخ انتقالی فراتر از 1 گیگابیت بر ثانیه را فراهم میآورند، به ترتیب به Gigabit Wi-Fi و یا WiGig نیز معروفند.
IEEE استاندارد 802.11ac را -- که بر پایه 802.11n ساخته شده است -- در ماه دسامبر سال 2013 به طور رسمی منتشر نمود. این استاندارد که با عنوان شبکه وای-فای با مشخصه "Very Hich Throughput (VHT)" یا "توان عملیاتی بسیار بالا" مورد اشاره قرار میگیرد، از لحاظ تئوری قادر خواهد بود تا نرخ انتقالی تا سقف 6.9 گیگابیت بر ثانیه را امکانپذیر نماید. در حالی که Wi-Fi نوع n از پهنای باندی معادل 20 مگاهرتز روی باند 2.4 گیگاهرتز و 40 مگاهرتز روی باند 5 گیگاهرتز بهره گرفته و قادر است حداکثر تا 4 جریان انتقال داده را (با استفاده از 4 آنتن) روی این پهنای باند برقرار نماید، نوع ac برای انتقال دادهها تنها از باند 5 گیگاهرتز استفاده نموده و قادر خواهد بود تا حداکثر 8 جریان انتقال داده را روی پهنای باندی معادل با 80 یا 160 مگاهرتز برقرار کند. اگرچه این استاندارد تنها روی باند 5 گیگاهرتز کار میکند، تقریبا تمامی تجهیزات مبتنی بر این استاندارد دو-بانده (dual-band) بوده، روی باند 5 گیگاهرتز، از پروتکل Wi-Fi نوع ac و روی باند 2.4 گیگاهرتز، از پروتکل نوع a پشتیبانی مینمایند.
اکثریت قریب به اتفاق تجهیزات Wi-Fi نوع ac موجود در بازار تنها از سه جریان همزمان انتقال روی کانال 80 مگاهرتز پشتیبانی نموده و به ازای هر جریان سرعتی معادل با 433.3 مگابیت بر ثانیه (مجموعا 1300 مگابیت بر ثانیه) را فراهم میکنند. با این حال موج دوم دستگاههای مبتنی بر استاندارد 802.11ac که در سال جاری میلادی به بازار عرضه خواهند شد، بسیار بهتر از دستگاههای موجود از ظرفیتهای این پروتکل استفاده نموده و با پشتیبانی از 3، 4 یا 8 جریان انتقال داده همزمان روی کانالهای 160 مگاهرتزی، سرعتهایی به مراتب فراتر را محقق خواهند نمود. به عنوان مثال، محصولات Wi-Fi شرکت Cisco برای سال 2015 قادر به ارایه سرعت 2.6 گیگابیت بر ثانیه به کمک 3 جریان، 3.6 گیگابیت بر ثانیه برای 4 جریان و 6.9 گیگابیت بر ثانیه به ازای 8 جریان انتقال داده همزمان روی کانال 160 مگاهرتز خواهند بود.

MIMO تک-کاربره و چند-کاربره
یکی از مهمترین قابلیتهای جدید ارایه شده با این استاندارد، "MIMO چند-کاربره" یا "MU-MIMO" است. همانطور که در توضیحات مربوط به نوع n اشاره شد، قابلیت MIMO (خوانده میشود مای-مو) امکان برقراری چند جریان انتقال دادهها را به صورت همزمان روی یک کانال رادیویی فراهم میآورد. این قابلیت در Wi-Fi نوع n به صورت تک-کاربره (SU-MIMO) قابل استفاده بوده و این بدان معنیست که چند جریان انتقال دادهها در هر لحظه تنها قادرند بین یک فرستنده و یک دریافتکننده برقرار گردند. به عبارت دیگر چنانچه چند کاربر به صورت همزمان درخواست برقراری ارتباط داشته باشند، بایستی به نوبت (به صورت Round-Robin و با برش زمانی مشخص) سرویسدهی گردند. این محدودیت در نسخه ac برطرف گردیده و این استاندارد امکان استفاده از قابلیت MIMO را هم به صورت تک-کاربره و هم چند-کاربره فراهم میآورد. به عنوان مثال در حالت چند-کاربره، یک Access Point (دستگاه سرویسدهنده Wi-Fi) قادر خواهد بود تا در هر لحظه و روی یک کانال با چند سرویسگیرنده ارتباط برقرار نموده و به ارسال یا دریافت داده بپردازد.

نمایشی منطقی از قابلیت Beamforming
دیگر خصوصیت کلیدی استاندارد 802.11ac، قابلیتیست به نام Beamforming. سیگنال وای-فای در حالت معمول همچون امواجی که در اثر سقوط یک شی درون آب راکد ایجاد میشود، از سمت آنتن به طور یکسان و یکنواخت به تمام جهات منتشر میگردد. به همین خاطر توصیه میشود راوتر وای-فای خود را تا حد امکان در مرکز فضای منزل یا محل کار خود، و همچنین بالاتر از سطح زمین قرار دهید. اما وای-فای نوع ac با بهرهگیری از قابلیت Beamforming یا Smart Signal قادر است تا موقعیت دستگاههای متصل را شناسایی نموده و سیگنال ارسالی خود را به سمت آنها متمرکز نماید. به عبارت دیگر در این روش به جای انتشار یکنواخت و کروی شکل امواج وای-فای به تمامی جهات، امواج ارسالی به سمت دستگاههای سرویس گیرنده تقویت گردیده و حالتی بیضی شکل به خود میگیرند..


این بدان معنی خواهد بود که در فواصل دور، وای-فای ac در مقایسه با n میتواند 5 تا 10 برابر کارایی بیشتری داشته باشد. به عنوان نمونه نتایج آزمایشاتی از سرعت انتقال داده این دو استاندارد در فواصل مختلف به ترتیب زیر بوده است:

نمودار زیر نیز نتایج آزمایشات صورت گرفته به منظور بررسی و مقایسه کارایی تجهیزات مبتنی بر دو استاندارد n و ac را در فواصل مختلف درون یک ساختمان نشان میدهد.

برای آشنایی بیشتر با این عضو جدید خانواده 802.11، تماشای ویدئویی که توسط وبسایت رسمی اتحاد Wi-Fi برای معرفی و نمایش مزایای این استاندارد جدید منتشر شده است نیز خالی از لطف نخواهد بود.
استاندارد 802.11ad
این استاندارد تقریبا 1 سال قبل از استاندارد ac – در ماه دسامبر سال 2012 -- منتشر گردید. پروتکل 802.11ad با ایجاد تغییری اساسی در لایه فیزیکی شبکههای 802.11، به جای باندهای رادیویی 2.4 و 5 گیگاهرتز برای ارسال امواج خود از طیف موج میلیمتری 60 گیگاهرتز استفاده مینماید. محصولات مبتنی بر این استاندارد تحت برندی جدید با نام "WiGig" عرضه شده و در خانواده Wi-Fi قرار نخواهند گرفت. برای توسعه و پشتیبانی از این تکنولوژی و برند جدید، در سال 2009 میلادی اتحادی با همین نام توسط تعداد قابل توجهی از شرکتهای مطرح در عرصه شبکه و تکنولوژیهای همراه (از جمله سیسکو، مایکروسافت، اپل، کوآلکام، انویدیا، سونی، سامسونگ و غیره) تشکیل گردید.

لوگوی اتحاد WiGig
دستگاههای مبتنی بر این استاندارد به منظور کارایی بهتر و همچنین سازگاری با دیگر پروتکلهای خانواده 802.11، قابلیت استفاده از هر سه باند 2.4، 5 و 60 گیگاهرتز را داشته و نرخ انتقالی تا حدود 7 گیگابیت بر ثانیه را میسر میسازند. این نرخ انتقال با حداکثر سرعت تامین شده توسط پیشرفتهترین دستگاه وای-فای نوع ac مجهز به 8 آنتن برابری نموده و در حدود 50 برابر از پیشرفتهترین دستگاه مبتنی بر وای-فای نوع n سریعتر است. علاوه بر این گفته میشود که با بهبودهای صورت گرفته و قابلیتهای مختلف مورد استفاده در تجهیزات WiGig، دستیابی به سرعتی در حدود 25 گیگابیت بر ثانیه نیز امکانپذیر خواهد بود.
بر اساس آنچه پیشتر نیز در این مطلب به آن اشاره نمودیم، به طور کلی هر چه فرکانس امواج بالاتر رود، سرعت انتشار افزایش یافته اما برد و قدرت سیگنال کاهش مییابد. حال ممکن است این سوال برای شما مطرح شده باشد که وقتی سیگنالهای وای-فای تجهیزات فعلی روی باند فرکانسی 2.4 و 5 گیگاهرتز برای عبور از دیوارها و در فواصل دور با مشکلات جدی مواجه میشوند، آیا افزایش فرکانس تا 60 گیگاهرتز عملا عبور سیگنال از دیوار را غیر ممکن نمیسازد؟ جواب این سوال کاملا مثبت است. این سیگنالها با فرکانس 60 گیگاهرتز قادر به عبور از اکثر دیوارها نبوده اما با بهرهگیری از قابلیت beamforming و در نتیجه انعکاسهای ناشی از برخورد امواج با دیوار، سقف، کف و دیگر اشیای موجود در محیط، میتوانند تا حد قابل قبولی در قسمتهای مختلف ساختمان منتشر گردند. به علاوه با توجه به قابلیت سیگنال هوشمند و توانایی تشخیص موقعیت دستگاههای متصل، تجهیزات WiGig میتوانند به منظور حفظ قدرت سیگنال در شرایطی که نیاز به برقراری ارتباط با فواصل دور و عبور از چندین دیوار باشد، از پروتکلهای n یا ac روی باندهای فرکانسی پایینتر استفاده نموده و همزمان (از طریق آنتنی دیگر) دستگاههای نزدیک را با سرعت فوقالعاده بالای استاندارد ad سرویسدهی کنند.
به طور کلی میتوان گفت که امنیت ارتباطات شبکهای بیسیم نسبت به ارتباطات سیمی پایینتر است. برخی پروتکلهای امنیتی و اعتبارسنجی Wi-Fi ضعیف و قابل عبور بوده، با توجه به اینکه بر خلاف حالت سیمی نیازی به ارتباط فیزیکی نفوذگر به شبکه وجود ندارد، عبور از لایههای امنیتی و برقراری اتصال غیر مجاز به شبکه نسبتا راحتتر است. پس از برقراری ارتباط نفوذگر به شبکه، با شنود (sniff) نمودن دادههای رد و بدل شده روی شبکه، دستیابی به اطلاعات مهم و رمزهای عبور حسابهای اینترنتی کاربران معمولا امکانپذیر خواهد بود. همچنین فرد مهاجم به راحتی میتواند با استفاده از نرمافزارها و سختافزارهای مسدود کننده وای-فای (Wi-Fi Jammer)، ارتباطات شبکهای را دچار اختلال نماید.
اولین پروتکل امنیتی وای-فای که در سال 1999 معرفی گردید، WEP نام دارد. این پروتکل که تا چندی پیش معمولترین پروتکل مورد استفاده توسط عموم کاربران به شمار میرفت، دچار ضعفهای امنیتی مهمی بوده و نفوذگر به سرعت و سهولت میتواند آن را پشت سر بگذارد. برای حل این مشکل اتحادیه Wi-Fi در سال 2003 اقدام به انتشار پروتکل امنیتی جدیدی با نام WPA نموده و اعلام نمود که استفاده از پروتکل WEP را به هیچ وجه توصیه نمیکند. این پروتکل که از امنیت مناسبتری برخوردار بود، اگرچه امکان نفوذ داشت اما در آن بازه زمانی حفاظت قابل قبولی را فراهم نموده و کار نفوذگر برای عبور از این لایه امنیتی در حالت عادی بسیار دشوار بود. اما با گذشت زمان و ارتقای توان پردازشی کامپیوترها، این پروتکل نیز با صرف زمانی نسبتا اندک قابل نفوذ گردید. البته در سال 2004 پروتکل WPA2 که از امنیت و پیچیدگی بیشتر برخوردار بود، منتشر گردید که یکی از امنترین پروتکلهای امنیتی شبکههای بیسیم به شمار رفته و استفاده از آن در شبکههای وای-فای امروزی نیز توصیه میشود.
Wi-Fi Awareنام تکنولوژی جدیدیست که اخیرا به طور رسمی توسط اتحادیه وای-فای معرفی گردیده است. به کمک این تکنولوژی دستگاههای مجهز به Wi-Fi قادر خواهند بود تا به طور مداوم و بدون نیاز به برقراری اتصال مستقیم، به شناسایی و تبادل اطلاعات با دستگاهها و سرویسهایی بپردازند که در محدوده پوشش سیگنالشان قرار دارند. Wi-Fi Aware از طریق ارتباط نظیر به نظیر (P2P) و بدون نیاز به اینترنت یا GPS، سایر دستگاههایی که از این تکنولوژی بهره میبرند را در اطراف خود شناسایی مینماید. این تکنولوژی که به گونهای طراحی شده است تا حتی در محیطهای عمومی و شلوغ به صورتی بهینه عمل کند، بر مبنای تنظیمات اعمال شده از سوی کاربر، دستگاهها و سرویسهای مرتبط و مفید برای او را در محدوده خود شناسایی نموده و به تبادل اطلاعات با آنها بپردازد. جالب این که به گفته رئیس اتحادیه وای-فای، Aware مشکلی از لحاظ مصرف انرژی برای دستگاههای همراه به دنبال نداشته و حتی از این لحاظ نسبت به وای-فایهای معمول بهینهتر عمل مینماید. این تکنولوژی نوظهور دامنه کاربرد بسیار وسیعی داشته و انتظار میرود در زمینههایی همچون بازی و سرگرمی، شبکههای اجتماعی، تبلیغات، مسیریابی و انواع بسترهای تجاری و فروشگاهی به سرعت مورد استقبال قرار گیرد. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه پیشنهاد میکنیم مطلب دیگری از واحد خبر mobile.ir را که به معرفی تکنولوژی Wi-Fi Aware اختصاص دارد، مطالعه فرمایید.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : مؤسسه تحقیقاتی گارتنر در روز پنجشنبه 19 می 2016 (30 اردیبهشت 1395) گزارش خود را از فروش اسمارتفون در اولین فصل از سال 2016 منتشر کرد. طبق این گزارش طی سه ماهه اخیر در مجموع تعداد 349 میلیون دستگاه اسمارتفون در بازارهای جهانی به فروش رسیده که در مقایسه با گوشیهای هوشمند فروختهشده در مدت مشابه سال قبل، حدود 3.9 درصد افزایش داشته است. بد نیست بدانیم از مجموع گوشیهایی که در فصل اخیر در سراسر جهان به فروش رفتهاند، 78 درصد را گوشیهای هوشمند تشکیل دادهاند.
2 محرک عمده در فروش اسمارتفون در سهماهه اخیر مؤثر بودهاند: یکی تقاضا برای اسمارتفونهای ارزانقیمت در بازارهای نوظهور و دیگری تقاضا برای گوشیهای هوشمند مقرونبهصرفه مجهز به شبکه ارتباطی 4G. گفتنی است مورد دوم در نتیجه طرحهای شرکتهای ارائهدهنده خدمات ارتباطی در جهت اشاعه نسل چهارم تکنولوژی همراه در سراسر جهان حاصل شده است.
آنشول گپتا (Anshul Gupta)، از مدیران تحقیقاتی گارتنر، بر این باور است که در بازار کنونی اسمارتفون (که رو به کندی گذاشته) سازندگان بزرگ با مشکل اشباع رشد مواجه شده، ولی برندهای نوظهور، مدلهای دیرینه کسبوکار برندهای مشهور را مختل کرده و از این طریق توانستهاند سهم خود را از بازار افزایش دهند. وی میافزاید: «با چنین محرکهای متغیر بازار اسمارتفون، برندهای چینی به عنوان برندهای برتر جهانی در حال مطرح شدن هستند. در سهماهه نخست سال 2015، دو برند چینی در بین 5 فروشنده برتر اسمارتفون در سراسر جهان قرار گرفته و 11 درصد از بازار را تشکیل داده بودند. [این در حالی است که] در سهماهه نخست سال 2016، سه برند چینی -- هواوی، Oppo و شائومی -- [در بین 5 برند برتر جهان] وجود داشته و به 17 درصد از بازار دست یافتند.»

فروش جهانی اسمارت فون به کاربران نهایی برحسب شرکت های سازنده در سه ماهه اول سال 2016 از نگاه گارتنر
کمپانی Oppo با رشد 145 درصدی در فروش موفق شد به رتبه چهارم ارتقا یافته و در سهماهه اخیر بهترین عملکرد را در بین دیگر سازندگان از خود به نمایش بگذارد. همانند هواوی و شائومی، Oppo نیز توانست به رشد خوبی در چین دست پیدا کرده و سهم برندهایی نظیر لنوو، سامسونگ و Yulong را از بازار اسمارتفون چین کاهش دهد. در حالی که تقاضا برای اسمارتفونهای هواوی در مناطقی چون اروپا، آمریکا و آفریقا زیاد بوده، فروش اسمارتفونهای شائومی و Oppo در منطقه آسیا-اقیانوسیه بهترتیب با 20 و 199 درصد رشد همراه بوده است.

اسمارت فون Oppo R9 Plus
در سهماهه نخست سال جاری میلادی، سامسونگ موفق شد با کسب 23 درصد از سهم بازار جهانی اسمارتفون، همچنان فاصله خود را با اپل حفظ نماید. به گفته گپتا عرضه گوشیهای سری Galaxy S7 به همراه محصولات بهروزرسانیشده این کمپانی -- مانند مدلهای جدید A5 ،Galaxy A3 و A7 (محصول 2016) و سریهای جدید J -- توانست سامسونگ را در بازار اسمارتفون و بهویژه در بازارهای نوظهور (جایی که این کمپانی با مانعی به نام تولیدکنندگان داخلی روبروست) به رقیبی قدرتمند مبدل نماید.
کاهش 14 درصدی فروش آیفون، موجب شد تا اولین افت سالانه 2 رقمی اپل رقم بخورد. برنامه فروش ویژه اپل در آمریکا با نام upgrade program، خرید پرچمدارهایی مانند iPhone 6s و 6s plus را برای مشتریان آسانتر کرده و محرک خوبی برای فروش در بزرگترین بازار اسمارتفون اپل بوده است. هماکنون اپل در حال یافتن راهی است تا بتواند آیفونهای کارکردهای که از طریق این برنامه به دست میآورد را مجددا در بازارهای نوظهور مورد استفاده قرار دهد. گفتنی است به موجب برنامه iPhone Upgrade Program مشتریان میتوانند با پرداخت اشتراک ماهانه، هر سال صاحب یک آیفون جدید شوند.

در پایان سهماهه نخست سال 2016، لنوو نه تنها از لیست 5 فروشنده برتر اسمارتفون حذف شد، بلکه نام این کمپانی در بین 10 برند فروشنده گوشیهای موبایل (اعم از هوشمند و غیر هوشمند) نیز دیده نمیشود. به اعتقاد گپتا، لنوو با کاهش 33 درصدی در فروش جهانی، سهماهه پرچالش دیگری را تجربه کرده است. فروش اسمارتفونهای لنوو در حوزه اقتصادی "چین بزرگ" یا Greater China -- متشکل از چین، هنگکنگ، ماکائو و تایوان -- 75 درصد افت نمود؛ جایی که این شرکت با رقابت شدیدی از سوی برندهای داخلی مواجه بوده است. بهعلاوه، لنوو -- که بیش از دو سال است موتورولا را خریداری کرده -- در تلاش است تا با همافزایی با کسبوکار دیوایسهای موتورولا، به مدیریت مخارج پایین و هزینههای اجرایی هر دو برند بپردازد.
از منظر سیستم عاملهای گوشیهای هوشمند، اندروید با تصاحب بخشی از سهم iOS و ویندوزفون، توانست در سهماهه اخیر سهم خود را از بازار به 84 درصد برساند. به گفته روبرتا کوتزا (Roberta Cozza)، از مدیران تحقیقاتی گارتنر، همزمان با اشباع شدن بازارهای به تکامل رسیده اسمارتفون، گوگل رشد درآمد خود را در روشهای نوینی از جمله توسعه دادن گستره پلتفرمهایش به اتومبیلها، ابزارهای پوشیدنی، منزلهای [هوشمند] متصل به اینترنت، تجربههای فراگیر و ... جستوجو میکند.

فروش جهانی اسمارت فون به کاربران نهایی برحسب سیستم عامل در سه ماهه اول سال 2016 از نگاه گارتنر
وی میافزاید: «علیرغم پیشرفتهای پلتفرم اندروید و سهم عمدهاش از بازار، چالشهای سودآوری برای تعدادی از نقشآفرینان اندرویدی باقی است.» به اعتقاد کوتزا، با توجه به اینکه مدلهای جدید یا خلاقانهتر کسبوکار از عناصر کلیدی موفقیت در آینده به شمار میروند، این مسأله بر دورنمای شرکتهای روبرو با چالش سودآوری بیتأثیر نخواهد بود.
در پایان گفتنی است کمپانی نوکیا نیز در روز چهارشنبه 18 می 2016 (29 اردیبهشت 1395) با انتشار بیانیهای در وبسایت اصلی شرکت، اعلام کرد که با امضای قراردادی مبنی بر اعطای نام برند و مجوز مالکیت معنوی نوکیا به شرکت تازه تأسیس HMD، بهزودی به عرصه اسمارتفون و تبلت بازخواهد گشت، که البته کار سادهای نیست. به گفته گپتا در شرایط امروز بازار، برای موفقیت در فروش دیوایسها نمیتوان تنها به داشتن یک برند مشهور تکیه کرد و عوامل بیشتری در این زمینه دخیلاند. ساختن یک محصول سختافزاری خوب برای نوکیا آسان است، اما کاربران برای وفادار بودن به یک برند، دلیلی قانعکننده میخواهند. بهعلاوه، کند شدن بازار اسمارتفون شرایط را برای رسیدن سازندگان به آن سطح از رشد که قبلا به آن دست یافته بودند، دشوار نموده است. کمپانی نوپای HMD، زمانی به بازار ورود میکند که شرایط چندان مساعد نیست و این موضوع عملکرد مناسب این شرکت در کوتاه مدت را حتی سختتر نیز خواهد کرد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : کمپانی سونی در روز سهشنبه 24 می 2016 (4 خرداد 1395) پیشبینی خود را از سال مالی 2016 این شرکت منتشر نمود. لازم به ذکر است که سال مالی 2016 سونی از ابتدای آوریل 2016 آغاز گشته و در 31 مارچ سال 2017 خاتمه مییابد. طبق این پیشبینی، در سال مالی پیش رو فروش و درآمد عملیاتی سونی در حدود 7.8 تریلیون ین خواهد بود که در مقایسه با فروش و درآمد این شرکت در سال مالی قبل (8.1 تریلیون ین) حدود 3.8 درصد کمتر میشود. سود عملیاتی سونی نیز 300 میلیارد ین تخمین زده شده که در قیاس با سود عملیاتی 294 میلیارد ینی این شرکت در سال مالی گذشته، 2 درصد رشد خواهد نمود. البته اگر درآمد قبل از مالیات بر درآمد را شاخص قرار دهیم، عایدی سونی در پایان سال مالی جاری 270 میلیارد ین برآورد شده که نسبت به 304 میلیارد ینی که شرکت در سال مالی پیش کسب کرده بود، 11.3 درصد افت خواهد نمود. همچنین سود خالص سونی منتسب به سهامداران این کمپانی در پایان سال مالی پیش رو 80 میلیارد ین پیشبینی شده که در مقایسه با سود خالص سونی در سال مالی گذشته (147.8 میلیارد ین) حاکی از افت 45.9 درصدی خواهد بود.
از تاریخ 28 آوریل 2016، که سونی نتایج سال مالی گذشته (پایان یافته در 31 مارچ 2016) را اعلام نمود، این کمپانی نتوانسته بود نتایج مالی مربوط به سال مالی جاری (که در 31 مارچ 2017 به اتمام میرسد) را پیشبینی نماید. به گفته سونی این تأخیر یک ماهه در اعلام پیشبینی به دلیل زمینلرزههایی است که ماه قبل در منطقه کوماموتو رخ داد. به دنبال زمینلرزه 14 آوریل (26 فروردین) و زمینلرزههای بعدی -- که شدیدترین آنها درتاریخ 16 آوریل 7 ریشتر قدرت داشت -- فعالیت مرکز تولید محصولات نیمهرسانای سونی واقع در منطقه کوماموتو به حالت تعویق درآمد. گفتنی است این مرکز، محل اصلی تولید سنسورهای تصویری سونی بوده که عمدتا در دوربینهای دیجیتال، دوربینهای امنیتی و دیوایسهای دارای نمایشگرهای کوچک (micro-displays) به کار میروند.

3 مرکز تولیدی-تحقیقاتی سونی در ژاپن
طبق پیشبینی منتشر شده از سوی سونی، فروش اغلب بخشهای این شرکت در سال مالی جاری در مقایسه با سال مالی قبل افت میکند و تنها بخشهایی مانند سونی پیکچرز، بازی و خدمات شبکهای و خدمات مالی هستند که با رشد سالانه در فروش همراه خواهند بود.
پیشبینی میشود فروش و درآمد عملیاتی سونی در بخش ارتباطات موبایلی در پایان سال مالی جاری به رقم 940 میلیارد ین برسد که این میزان در مقایسه با 1.127 تریلیون ینی که در سال مالی گذشته عاید بخش ارتباطات موبایلی شده بود، از کاهش 16.6 درصدی حکایت خواهد داشت. سونی امیدوار است که تا پایان سال مالی جاری حدود 20 میلیون دستگاه اسمارتفون را به بازارهای مختلف عرضه کند. 20 میلیون، رقم قابل قبولی به نظر میرسد ولی در مقایسه با 24.9 میلیون اسمارتفونی که این شرکت در سال مالی گذشته وارد بازار کرده بود، 20 درصد افت خواهد داشت.

به گفته سونی یکی از دلایل این افت سالانه، کاهش فروش اسمارتفونهای میانرده است که نشان از تمرکز فزاینده سونی بر تولید گوشیهای هوشمند دارای ارزش افزوده بالا دارد. علت دیگر این افت را میتوان به کاهش فروش اسمارتفون در مناطقی نسبت داد که سودآوری چندانی برای سونی نداشته و این شرکت در سال مالی قبل (پایان یافته در 31 مارچ 2016) مجبور به اجرای تعدیل نیرو در آن مناطق شده است. سونی پیشبینی کرده که تا پایان سال مالی جاری نتایج عملیاتی این بخش به شکل چشمگیری نسبت به سال مالی قبل بهبود یافته و سود عملیاتی مشخصی نیز در همین فاصله به دلیل بهبود قابل انتظار در ترکیب محصولات ثبت شود گفتنی است کاهش هزینهها که به میزان زیادی ناشی از مزیت بازنگری استراتژیهای شرکت و تعدیل هزینههای بازسازی حاصل شده است تا حدودی با علل کاهش فروشی که در بالا به آنها اشاره شد خنثی شده است. به گفته سونی انتظار نمیرود زمینلرزه کوماموتو تأثیرچندانی بر بخش ارتباطات موبایلی بگذارد.
برخلاف بخش ارتباطات موبایلی، بخش بازیها و خدمات شبکهای آینده بهتری را پیش رو داشته و سونی امیدوار است تا پایان سال مالی جاری فروش و درآمد عملیاتی این بخش به 1.68 تریلیون ین بالغ شود که نسبت به سال مالی قبل 8.3 درصد رشد خواهد داشت. به گفته سونی این رشد حاصل افزایش فروش نرمافزاری پلیاستیشن4 (از جمله فروش از طریق شبکه) و همچنین افزایش فروش تعداد دستگاههای پلیاستیشن4 خواهد بود.

به دلیل کاهش چشمگیر فروش دوربینهای دیجیتال و محصولات مربوط به پخش و استفاده حرفهای، پیشبینی میشود فروش بخش محصولات و راهحلهای تصویربرداری به شکل چشمگیری افت نماید. بخشی از این افت فروش ناشی از تأخیر در تأمین قطعات از جانب سونی خواهد بود که درنتیجه زمینلرزه کوماموتو به بار آمده است. انتظار میرود تأثیر منفی زمینلرزه روی سود عملیاتی این بخش حدود 45 میلیارد ین باشد.
تأثیر نرخ تبدیل ارز از یک سو و کاهش فروش لوازم صوتی و تصویری خانگی از سوی دیگر موجب شد تا سونی وضعیت خوبی را برای بخش سرگرمیهای خانگی و صدا پیشبینی نکند. طبق برآورد سونی فروش و درآمد عملیاتی این بخش تا پایان سال مالی جاری بالغ بر 1.040 تریلیون ین خواهد بود که اگر این رقم را با فروش این بخش در سال مالی گذشته (1.159 تریلیون ین) مقایسه کنیم، با افت سالانه 10.3 درصدی مواجه میشویم.
همانند بخش محصولات و راهحلهای تصویربرداری، بخش دیوایسهای سونی نیز از تأثیر منفی زمینلرزه کوماموتو بینصیب نمانده و به گفته شرکت، خسارت زمینلرزه به این بخش حدودا بالغ بر 60 میلیارد ین خواهد شد. ولی با این وجود سونی بر این باور است که فروش این بخش در پایان سال مالی جاری تغییری نخواهد کرد. طبق پیشبینی سونی، فروش و درآمد عملیاتی این بخش در پایان سال مالی جاری 960 میلیارد ین خواهد شد که در مقایسه با 963 میلیارد ینی که در سال مالی گذشته عاید این بخش شده بود، تنها 0.3 درصد افت را نشان میدهد.
تأثیر نرخ تبدیل ارز در کنار فروش کمتر Recorded Music (نسبت به تعداد عنوانهای hit فروخته شده در سال مالی گذشته) از جمله عواملی هستند که به پیشبینی سونی موجب خواهند شد تا بخش Music افت فروش چشمگیری را در پایان سال مالی جاری شاهد باشد. سونی رقم 550 میلیارد ین را برای فروش و درآمد عملیاتی بخش Music در پایان سال مالی جاری تخمین زده که در قیاس با فروش این بخش در سال مالی گذشته (617.6 میلیارد ین)، حدود 11 درصد کاهش خواهد داشت.
همانطور که در ابتدا نیز گفته شد سونی سال مالی خوبی را برای دو بخش سونی پیکچرز و خدمات مالی پیشبینی کرده و امیدوار است فروش و درآمد عملیاتی این دو بخش نسبت به سال مالی گذشته به ترتیب 7.7 و 6.2 درصد رشد داشته باشد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir :
به تازگی یک درخواست پتنت گوگل برای نوعی تکنولوژی که تجربه خواندن کتاب را --بدون جایگزینی آن با کامپیوتر-- به سبک قرن 21ام ارتقا میدهد، توسط اداره ثبت اختراعات و علائم تجاری آمریکا (USPTO) منتشر شده است.
در این درخواست پتنت، گوگل به شرح کتابی میپردازد که به چندین سنسور صفحه کتاب، سنسورهای لمسی و سنسورهای حرکتی جهت شناسایی حرکات خواننده، مجهز شده است. بر اساس این حرکات و طرح و خط داستانی، سیستم با افزودن عناصر واقعیت افزوده (Augmented Reality) به صفحات، داستان را ملموستر میکند. گوگل این اختراع خود را دستگاه قصهگو (Storytelling Device) یا کتاب تعاملی (Interactive Book) نامیده است.

یک دستگاه کوچک همبرگر شکل به رابط قسمت میانی کتاب متصل میشود و تصاویر را روی صفحات به نمایش در میآورد. همچنین بلندگوی کوچکی صداها را پخش میکند.
گوگل برای بخشهای مختلف این اختراع درخواستهای پتنت زیادی را منتشر کرده است. به عنوان مثال در یک درخواست پتنت نحوه شناسایی ورق زدن صفحات توسط سنسورها بیان شده است. طبق پتنت، در کتاب قصهگو از این سنسورها جهت شناسایی ورق زدن برای فعال کردن بخشهای صوتی و تصویری استفاده شده است.
این تکنولوژی از جهت استفاده از کتاب فیزیکی در آن و افزودن صدا و تصویر دیجیتال جهت جذابتر کردن آن قابل توجه است.

در درخواست پتنت دیگری پیرامون کتاب پاپآپ با رسانه افزوده شده (Media Enhanced Pop-up Book) از استفاده از یک گوشی یا تبلت جهت ارتقا تجربه خواندن صحبت به میان آمده است. در حقیقت هر صفحه از کتاب، صفحه دیگری نیز دارد که به صورت عمودی گشوده میشود. یک گوشی یا تبلت در پشت آن صفحه قرار میگیرد و تصاویر تکمیل کننده را برای خواننده به نمایش درمیآورد.
هردو این درخواست پتنتها توسط تیمی متشکل از 5 مهندس گوگل در ابتدای ژانویه سال 2015 به ثبت رسیده است.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir :
طبق جدیدترین پیشبینی بخش Worldwide Quarterly Tablet Tracker موسسه IDC عرضه جهانی تبلت در سال 2016 با 5.9 درصد کاهش نسبت به سال 2015 به 195 میلیون دستگاه خواهد رسید. با این وجود IDC انتظار دارد پس از پایان 2016 با افزایش تقاضا برای دستگاههای جداشدنی، بازار تبلت نیز دوباره روند رشد مثبت خود را --البته به صورت تک رقمی-- از سر بگیرد. انتظار میرود میزان عرضههای این بخش --که به نوعی ترکیبی از تبلت و کامپیوترهای شخصی است-- از 16.6 میلیون دستگاه در سال 2015 به 63.8 میلیون دستگاه در سال 2020 افزایش یابد.

متوسط قیمت فروش (ASP) تبلت ها در فاصله سال های 2015 تا 2020. رنگ آبی جداشدنی ها و رنگ قرمز تبلت های معمولی
به گفته Jean Phlippe Bouchard --مدیر تحقیقات بخش تبلت IDC-- «جدا از از روند در حال رشد تقاضا برای دستگاههای جداشدنی، ما شاهد افزایش رقابت در این بخش هستیم که به پیشرفت طراحی و نوآوری و کاهش میانگین قیمتها کمک خواهد کرد. در آخرین کنگره جهانی موبایل (Mobile World Congress) ما اعضای جدیدی از قسمت موبایل مانند Alcatel و هواوی را دیدیم که سبد کالای خود را برای نشان دادن تقاضا برای [دیوایسهای] جدا شدنی گسترش دادند.. همه در صنعت متوجه شدهاند که کامپیوترهای شخصی سنتی مانند دسکتاپها و نوتبوکها در طی چند سال آینده توسط جداشدنیها جایگزین خواهند شد و به همین دلیل است که امسال شاهد معرفی محصولات جدید بسیاری خواهیم بود.»

تغییر از تبلتهای تک به سمت جداشدنیها دو تغییر دیگر را نیز همراه خود برای این صنعت خواهد آورد. اول آنکه طبق پیشبینی، دستگاههای مجهز به نمایشگرهای بزرگ (9 اینچ و بالاتر) رشد خواهند کرد و دستگاههای با نمایشگرهای کوچکتر (زیر 9 اینچ) با کاهش مواجه خواهند شد. دوم دستگاههای مایکروسافت شروع به گرفتن سهم از سایر پلتفرمها مخصوصا اندروید خواهند کرد.

تبلت مایکروسافت Surface Pro 4
به گفته Ryan Reith --مدیر برنامه در بخش Worldewide Quarterly Mobile Device Tracker موسسه IDC-- «این تغییر مهم در شکل ظاهری اولین تاثیر قابل توجه دستگاههای مبتنی بر ویندوز در بازار تبلت را همراه خواهد آورد. به نظر میرسد ویندوز 10 بیشتر با تاثیر دستگاههای با نمایشگرهای بزرگتر، در حال پیشرفت در هر دو بازار کامپیوترهای شخصی و تبلت است. با وجود رایگان بودن مجوز استفاده (Free License) محصولات با نمایشگرهای زیر 9 اینج، رشد تبلتهای مبتنی بر ویندوز عمدتا از دستگاههای با نمایشگرهای بین 9 تا 13 اینچ است. تا زمانی که قابلیت لمسی را برای Mac OS X مشاهده نکنیم و زمینه برای بیشتر در کنار هم قرار گرفتن [سیستمعاملهای] اندروید و کروم فراهم نشود، ما بر این باوریم که ویندوز به عنوان یک انتخاب منطقی برای محصولات جداشدنی باقی خواهد ماند.»
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
وای فای(Wi-Fi) یک تکنولوژی برای شبکههای محلی بیسیم است که معمولا از امواج رادیویی با فرکانس 2.4 گیگاهرتز و 5 گیگاهرتز برای برقراری ارتباط بین دستگاههای مختلف – از گوشیهای هوشمند گرفته تا کامپیوترهای رومیزی، لپتاپها، تبلتها، تلویزیونها، ساعتهای هوشمند و غیره – استفاده میکند. پیش از آن که به بررسی وای فای و استانداردهای مختلف آن بپردازیم، بهتر است نگاهی داشته باشیم به تاریخچه شبکههای محلی بیسیم و تکامل آنها تا به امروز.
اولین محصولات تجاری با قابلیت ایجاد و بهرهگیری از شبکه محل بیسیم (WLAN)، در سال 1991 توسط دو شرکت AT&T و NCR با هدف استفاده در سیستمهای صندوقداری فروشگاهها و تحت نام WaveLAN ابداع و تولید گردیدند. پس از آن کارهای تحقیقاتی متعددی در زمینه شبکههای محلی بیسیم انجام گرفته و تجهیزات مختلفی نیز برای این منظور تولید گردید. تا اینکه در سال 1997 موسسه مهندسین الکترونیک و الکتریک (IEEE) اولین استاندارد جهانی شبکههای محلی بیسیم را به نام IEEE 802.11و با قابلیت برقراری ارتباط رادیویی با سرعت حداکثر 2 مگابیت بر ثانیه ارایه نمود.
استاندارد 802.11 که به تعبیری پدر وای فای های امروزی به شماره میرود، در ابتدای امر از طرفی به دلیل نو ظهور بودن و از طرف دیگر به علت سرعت پایین ارتباطات آن -- که در شرایط عادی کمتر از 1 مگابیت بر ثانیه بود --، اقبال چندانی را چه از سوی تولیدکنندگان و چه مصرفکنندگان به خود جلب ننمود. اما دو سال بعد – یعنی در سال 1999 میلادی – با بهروزرسانی آن به نسخه 802.11b، چند عامل مختلف دست به دست هم داد تا این استاندارد محبوبیت فراوانی به دست آورد. اولین و مهمترین عامل، ارتقای فنی این پروتکل بود. با افزایش بیش از 5 برابری نرخ انتقال دادهها، یک شبکه بیسیم مبتنی بر استاندارد IEEE 802.11b از لحاظ تئوری سرعت ارتباطی تا سقف 11 مگابیت بر ثانیه را میسر میساخت که در آن زمان بسیار مطلوب بود.
دیگر عامل موثر در محبوبیت بیشتر این تکنولوژی در سال 1999، اقدام IEEE در جهت برندسازی این تکنولوژی و جایگزینی عبارت "استاندارد بیسیم IEEE 802.11" با کلمه در ذهن ماندنی "Wi-Fi" بود. در این سال موسسه IEEE از یک شرکت مشاوره برندها با نام Interbrand خواست تا نامی گیراتر برای این استاندارد ارایه نماید. شرکت Interbrand کلمات مختلفی را از جمله Wi-Fi، DragonFly، Elevate، Torchlight و Kinect را برای این منظور پیشنهاد نمود. نهایتا در اوایل سال 2000 میلادی واژه Wi-Fi به عنوان نام رسمی این برند انتخاب و معرفی گردید. این واژه به صورت بازی با کلمات و از روی واژه "Hi-Fi" -- که برای اشاره به تجهیزات صوتی با قابلیت تولید صدای با کیفیت مورد استفاده قرار میگیرد – ایجاد گردیده است و بر خلاف آنچه گهگاه ذکر میشود، کلمهای اختصاری برای عبارت "Wireless Fidelity" نیست.

لوگوی رسمی گواهی Wi-Fi
اتفاقات خوبی که سال 1999 میلادی برای این تکنولوژی به همراه داشت به همین جا خاتمه نیافت. در این سال مجموعهای نسبتا بزرگ از شرکتهای مهم برای پشتیبانی از این تکنولوژی تعهدنامهای را امضا نموده و "اتحاد سازگاری شبکه محلی بیسیم" یا "WECA" را تشکیل دادند که در سال 2000 به "اتحاد Wi-Fi" تغییر نام یافت. این مساله خود عاملی بسیار مهم در تقویت و تثبیت برند Wi-Fi به شمار میرفت. این اتحاد که در حال حاضر بیش از 600 شرکت از سرتاسر دنیا در آن عضویت دارند، وظیفه پشتیبانی از برند Wi-Fi و حصول اطمینان از مطابقت دقیق تجهیزات با استانداردهای تعیین شده از سوی IEEE را به عهده دارد. آن دسته از تولیدکنندگانی که در این اتحادیه عضویت داشته و دستگاههای تولید شده توسط آنها آزمایشهای مربوط به فرآیند اعطای گواهینامه Wi-Fi را با موفقیت بگذرانند، حق استفاده از لوگوی رسمی گواهی Wi-Fi را روی محصولاتشان به دست خواهند آورد.
بنا به تعریف اتحادیه Wi-Fi، هر شبکه محلی بیسیم (WLAN) که مبتنی بر استانداردهای IEEE 802.11x باشد، Wi-Fi نامیده میشود. البته از آنجا که با گذشت زمان تقریبا تمامی تجهیزات WLAN مبتنی بر این استانداردها تولید گردیدند، واژه Wi-Fi به تدریج به عنوان معادلی برای واژه WLAN مورد استفاده قرار گرفت. در اینجا بد نیست اشاره کنیم با وجود اینکه این واژه در متون مختلف به شکل WiFi، wifi و یا WIFI نیز نوشته میشود، هیچ یک از این نگارشها مورد تایید اتحادیه Wi-Fi قرار ندارد.
تکنولوژی Wi-Fi از سال 1999 میلادی تاکنون بارها توسعه و بهبود یافته است. در حال حاضر اعضای مهم خانواده استانداردهای IEEE 802.11x عبارتند از نسخههای a، b، g، n، ac و ad که در ادامه این مطلب به معرفی، بررسی و مقایسه آنها خواهیم پرداخت.

استانداردهای Wi-Fi
استانداردهای 802.11a و 802.11b
IEEE این دو استاندارد را در سال 1999 میلادی معرفی و منتشر نمود. تفاوت اصلی این دو پروتکل در باند رادیویی مورد استفاده توسط آنهاست. شبکههای بیسیم مبتنی بر استاندارد 802.11a روی باند رادیویی 5 گیگاهرتز عمل نموده و انتقال دادهها در این نوع شبکه Wi-Fi از لحاظ تئوری تا 54 مگابیت بر ثانیه و در عمل تا حدود 30 مگابیت بر ثانیه امکانپذیر است. از سوی دیگر استاندارد 802.11b برای برقراری ارتباطات خود از باند رادیویی 2.4 گیگاهرتز استفاده نموده و از لحاظ تئوری سرعتی تا سقف 11 مگابیت بر ثانیه را فراهم میکند که البته این مقدار در عمل از 6 مگابیت بر ثانیه فراتر نمیرود.
به طور کلی فرکانس رادیویی بالاتر، سرعت انتقال بیشتری را فراهم آورده اما برد سیگنال کمتری را به همراه دارد. این دو استاندارد نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در شرایط یکسان، 802.11b محدوده سیگنال وسیعتری خواهد داشت. در عین حال عامل دیگری که کفه ترازو را از لحاظ فنی به سمت نوع a سنگینتر میکند، شلوغی نسبتا زیاد باند 2.4 گیگاهرتز است. این باند نسبتا پر ازدحام، توسط بسیاری از دستگاههای خانگی از جمله تلفنهای بیسیم و مایکروویوها مورد استفاده قرار گرفته و تداخل این امواج مشکلاتی را برای ارتباط Wi-Fi به همراه خواهد داشت. بنابراین چنانچه دستگاههای مورد استفاده شما برای ارتباط Wi-Fi از باند 2.4 گیگاهرتز استفاده میکنند، پیشنهاد میشود که از قرار دادن آنها در کنار این نوع لوازم خانگی اجتناب نمایید. اما باند رادیویی 5 گیگاهرتز که توسط 802.11a مورد استفاده قرار میگیرد در مقایسه با باند 2.4 به مراتب خلوتتر بوده و احتمال تداخل امواج در این باند بسیار کمتر خواهد بود.
با وجود تمام این مسایل، در بدو ورود تجهیزات نوع a و b به بازار به علت گران بودن تجهیزات مبتنی بر استاندارد 802.11a، این دستگاهها بیشتر توسط شرکتها و سازمانها مورد استفاده قرار گرفته و در عوض تجهیزات Wi-Fi نوع b با قیمت مناسبی که داشتند به صورت قابل توجهی مورد استقبال کاربران عادی قرار گرفتند. البته به مرور زمان و با کاهش قیمت تجهیزات نوع a، این دستگاهها پای خود را به منازل نیز باز نمودند. پس از مدتی محصولات "Dual-band 802.11 a/b" که قابلیت پشتیبانی از هر دو استاندارد 802.11a و 802.11b را داشتند نیز تولید و به بازار عرضه گردیدند.
استاندارد 802.11g
سومین استاندارد از خانواده 802.11x در سال 2003 معرفی گردید. نرخ انتقال Wi-Fi نوع g روی کاغذ مشابه با نوع a و معادل با 54 مگابیت بر ثانیه بوده و روی فرکانس 2.4 گیگاهرتز کار میکند. بنابراین نوع g نیز همچون نوع b با مشکل ازدحام باند 2.4 و احتمال تداخل امواج مواجه است. این استاندارد که با دستگاههای نوع b نیز سازگار بود، با بهرهگیری از سرعت انتقال بالا و قیمت مناسب به سرعت مورد استقبال مصرفکنندگان و تولیدکنندگان قرار گرفت. در نتیجه از سال 2003 دستگاههای تک باندی که از باند 2.4 گیگاهرتز پشتیبانی مینمودند با مشخصه 802.11 b/g عرضه شده و همچنین تجهیزات دو-بانده 802.11 a/b به دستگاههای دو-بانده/سه-حالته 802.11 a/b/g تبدیل شدند.
استاندارد 802.11n
این استاندارد که در اکتبر سال 2009 منتشر گردید، نرخ انتقال دادهها را با بهرهگیری از چند آنتن تا سقف 600 مگابیت بر ثانیه افزایش داد. آنتنهای MIMO (Multiple-Input Multiple-Output) مورد استفاده در Wi-Fi نوع n، امکان ارسال و دریافت چند سیگنال مختلف را به صورت همزمان روی یک کانال رادیویی فراهم آورد. این پروتکل از هر دو باند 2.4 و 5 گیگاهرتز استفاده نموده و به ازای هر آنتن از لحاظ تئوری حداکثر سرعتی در حدود 150 مگابیت بر ثانیه را محقق مینماید. به عبارت دیگر یک دستگاه Wi-Fi مبتنی بر پروتکل 802.11n، روی کاغذ قادر خواهد بود تا با استفاده از 2 آنتن تا 300 مگابیت بر ثانیه، با 3 آنتن تا 450 و در صورت استفاده از 4 آنتن تا 600 مگابیت بر ثانیه نرخ انتقال دادهها را میسر سازد. البته در مورد شبکههای بیسیم همواره نتایج تئوری و آزمایشگاهی فاصله زیادی با دنیای واقعی داشته و متوسط سرعت قابل دستیابی در دنیای واقعی معمولا در حدود 50 درصد پایینتر از سرعت تئوری اعلام شده است. در این مورد نیز حداکثر سرعتی که در عمل توسط مصرفکننده قابل دسترسیست، چیزی در حدود 240 تا 300 مگابیت بر ثانیه خواهد بود.

تکنولوژی Single-User MIMO
از دیگر خصوصیات این نسخه میتوان به افزایش قدرت و برد مفید سیگنال، کاهش نقاط کور و برخی بهبودهای امنیتی اشاره نمود. حداکثر برد سیگنال که در نوع g برای محیطهای باز و بسته به ترتیب 140 و 35 متر بود، در نوع n به 250 و 70 متر افزایش یافت. اگرچه این اعداد نیز مربوط به محیط آزمایشگاهی بوده و در دنیای واقعی عوامل متعددی از جمله شرایط فیزیکی و جغرافیایی محیط، تداخلهای رادیویی و الکتریکی، نوع و تعداد آنتنها و موقعیت قرارگیری دستگاهها در برد موثر Wi-Fi تاثیرگذار خواهند بود.
استاندارد 802.11ac
با توجه به گسترش قابل توجه استفاده از سرویسهای ذخیرهسازی و پردازش ابری، بازیهای آنلاین سطح بالا، سرویسهای دریافت آنی محتوای چندرسانهای با کیفیتهای فراتر از HD، نیاز به اشتراکگذاری فایلهای حجیم میان دستگاههای مختلف روی شبکه Wi-Fi و بسیاری کاربردهای دیگر، در سالهای اخیر نیاز به شبکه Wi-Fi با سرعت انتقالی به مراتب فراتر از استاندارد معمول فعلی (802.11n) به شدت احساس میشود. استانداردهای ac و ad از خانواده 802.11x پاسخ IEEE به این نیاز مهم دنیای تکنولوژی هستند. این دو استاندارد که نرخ انتقالی فراتر از 1 گیگابیت بر ثانیه را فراهم میآورند، به ترتیب به Gigabit Wi-Fi و یا WiGig نیز معروفند.
IEEE استاندارد 802.11ac را -- که بر پایه 802.11n ساخته شده است -- در ماه دسامبر سال 2013 به طور رسمی منتشر نمود. این استاندارد که با عنوان شبکه وای-فای با مشخصه "Very Hich Throughput (VHT)" یا "توان عملیاتی بسیار بالا" مورد اشاره قرار میگیرد، از لحاظ تئوری قادر خواهد بود تا نرخ انتقالی تا سقف 6.9 گیگابیت بر ثانیه را امکانپذیر نماید. در حالی که Wi-Fi نوع n از پهنای باندی معادل 20 مگاهرتز روی باند 2.4 گیگاهرتز و 40 مگاهرتز روی باند 5 گیگاهرتز بهره گرفته و قادر است حداکثر تا 4 جریان انتقال داده را (با استفاده از 4 آنتن) روی این پهنای باند برقرار نماید، نوع ac برای انتقال دادهها تنها از باند 5 گیگاهرتز استفاده نموده و قادر خواهد بود تا حداکثر 8 جریان انتقال داده را روی پهنای باندی معادل با 80 یا 160 مگاهرتز برقرار کند. اگرچه این استاندارد تنها روی باند 5 گیگاهرتز کار میکند، تقریبا تمامی تجهیزات مبتنی بر این استاندارد دو-بانده (dual-band) بوده، روی باند 5 گیگاهرتز، از پروتکل Wi-Fi نوع ac و روی باند 2.4 گیگاهرتز، از پروتکل نوع a پشتیبانی مینمایند.
اکثریت قریب به اتفاق تجهیزات Wi-Fi نوع ac موجود در بازار تنها از سه جریان همزمان انتقال روی کانال 80 مگاهرتز پشتیبانی نموده و به ازای هر جریان سرعتی معادل با 433.3 مگابیت بر ثانیه (مجموعا 1300 مگابیت بر ثانیه) را فراهم میکنند. با این حال موج دوم دستگاههای مبتنی بر استاندارد 802.11ac که در سال جاری میلادی به بازار عرضه خواهند شد، بسیار بهتر از دستگاههای موجود از ظرفیتهای این پروتکل استفاده نموده و با پشتیبانی از 3، 4 یا 8 جریان انتقال داده همزمان روی کانالهای 160 مگاهرتزی، سرعتهایی به مراتب فراتر را محقق خواهند نمود. به عنوان مثال، محصولات Wi-Fi شرکت Cisco برای سال 2015 قادر به ارایه سرعت 2.6 گیگابیت بر ثانیه به کمک 3 جریان، 3.6 گیگابیت بر ثانیه برای 4 جریان و 6.9 گیگابیت بر ثانیه به ازای 8 جریان انتقال داده همزمان روی کانال 160 مگاهرتز خواهند بود.

MIMO تک-کاربره و چند-کاربره
یکی از مهمترین قابلیتهای جدید ارایه شده با این استاندارد، "MIMO چند-کاربره" یا "MU-MIMO" است. همانطور که در توضیحات مربوط به نوع n اشاره شد، قابلیت MIMO (خوانده میشود مای-مو) امکان برقراری چند جریان انتقال دادهها را به صورت همزمان روی یک کانال رادیویی فراهم میآورد. این قابلیت در Wi-Fi نوع n به صورت تک-کاربره (SU-MIMO) قابل استفاده بوده و این بدان معنیست که چند جریان انتقال دادهها در هر لحظه تنها قادرند بین یک فرستنده و یک دریافتکننده برقرار گردند. به عبارت دیگر چنانچه چند کاربر به صورت همزمان درخواست برقراری ارتباط داشته باشند، بایستی به نوبت (به صورت Round-Robin و با برش زمانی مشخص) سرویسدهی گردند. این محدودیت در نسخه ac برطرف گردیده و این استاندارد امکان استفاده از قابلیت MIMO را هم به صورت تک-کاربره و هم چند-کاربره فراهم میآورد. به عنوان مثال در حالت چند-کاربره، یک Access Point (دستگاه سرویسدهنده Wi-Fi) قادر خواهد بود تا در هر لحظه و روی یک کانال با چند سرویسگیرنده ارتباط برقرار نموده و به ارسال یا دریافت داده بپردازد.

نمایشی منطقی از قابلیت Beamforming
دیگر خصوصیت کلیدی استاندارد 802.11ac، قابلیتیست به نام Beamforming. سیگنال وای-فای در حالت معمول همچون امواجی که در اثر سقوط یک شی درون آب راکد ایجاد میشود، از سمت آنتن به طور یکسان و یکنواخت به تمام جهات منتشر میگردد. به همین خاطر توصیه میشود راوتر وای-فای خود را تا حد امکان در مرکز فضای منزل یا محل کار خود، و همچنین بالاتر از سطح زمین قرار دهید. اما وای-فای نوع ac با بهرهگیری از قابلیت Beamforming یا Smart Signal قادر است تا موقعیت دستگاههای متصل را شناسایی نموده و سیگنال ارسالی خود را به سمت آنها متمرکز نماید. به عبارت دیگر در این روش به جای انتشار یکنواخت و کروی شکل امواج وای-فای به تمامی جهات، امواج ارسالی به سمت دستگاههای سرویس گیرنده تقویت گردیده و حالتی بیضی شکل به خود میگیرند..


این بدان معنی خواهد بود که در فواصل دور، وای-فای ac در مقایسه با n میتواند 5 تا 10 برابر کارایی بیشتری داشته باشد. به عنوان نمونه نتایج آزمایشاتی از سرعت انتقال داده این دو استاندارد در فواصل مختلف به ترتیب زیر بوده است:

نمودار زیر نیز نتایج آزمایشات صورت گرفته به منظور بررسی و مقایسه کارایی تجهیزات مبتنی بر دو استاندارد n و ac را در فواصل مختلف درون یک ساختمان نشان میدهد.

برای آشنایی بیشتر با این عضو جدید خانواده 802.11، تماشای ویدئویی که توسط وبسایت رسمی اتحاد Wi-Fi برای معرفی و نمایش مزایای این استاندارد جدید منتشر شده است نیز خالی از لطف نخواهد بود.
استاندارد 802.11ad
این استاندارد تقریبا 1 سال قبل از استاندارد ac – در ماه دسامبر سال 2012 -- منتشر گردید. پروتکل 802.11ad با ایجاد تغییری اساسی در لایه فیزیکی شبکههای 802.11، به جای باندهای رادیویی 2.4 و 5 گیگاهرتز برای ارسال امواج خود از طیف موج میلیمتری 60 گیگاهرتز استفاده مینماید. محصولات مبتنی بر این استاندارد تحت برندی جدید با نام "WiGig" عرضه شده و در خانواده Wi-Fi قرار نخواهند گرفت. برای توسعه و پشتیبانی از این تکنولوژی و برند جدید، در سال 2009 میلادی اتحادی با همین نام توسط تعداد قابل توجهی از شرکتهای مطرح در عرصه شبکه و تکنولوژیهای همراه (از جمله سیسکو، مایکروسافت، اپل، کوآلکام، انویدیا، سونی، سامسونگ و غیره) تشکیل گردید.

لوگوی اتحاد WiGig
دستگاههای مبتنی بر این استاندارد به منظور کارایی بهتر و همچنین سازگاری با دیگر پروتکلهای خانواده 802.11، قابلیت استفاده از هر سه باند 2.4، 5 و 60 گیگاهرتز را داشته و نرخ انتقالی تا حدود 7 گیگابیت بر ثانیه را میسر میسازند. این نرخ انتقال با حداکثر سرعت تامین شده توسط پیشرفتهترین دستگاه وای-فای نوع ac مجهز به 8 آنتن برابری نموده و در حدود 50 برابر از پیشرفتهترین دستگاه مبتنی بر وای-فای نوع n سریعتر است. علاوه بر این گفته میشود که با بهبودهای صورت گرفته و قابلیتهای مختلف مورد استفاده در تجهیزات WiGig، دستیابی به سرعتی در حدود 25 گیگابیت بر ثانیه نیز امکانپذیر خواهد بود.
بر اساس آنچه پیشتر نیز در این مطلب به آن اشاره نمودیم، به طور کلی هر چه فرکانس امواج بالاتر رود، سرعت انتشار افزایش یافته اما برد و قدرت سیگنال کاهش مییابد. حال ممکن است این سوال برای شما مطرح شده باشد که وقتی سیگنالهای وای-فای تجهیزات فعلی روی باند فرکانسی 2.4 و 5 گیگاهرتز برای عبور از دیوارها و در فواصل دور با مشکلات جدی مواجه میشوند، آیا افزایش فرکانس تا 60 گیگاهرتز عملا عبور سیگنال از دیوار را غیر ممکن نمیسازد؟ جواب این سوال کاملا مثبت است. این سیگنالها با فرکانس 60 گیگاهرتز قادر به عبور از اکثر دیوارها نبوده اما با بهرهگیری از قابلیت beamforming و در نتیجه انعکاسهای ناشی از برخورد امواج با دیوار، سقف، کف و دیگر اشیای موجود در محیط، میتوانند تا حد قابل قبولی در قسمتهای مختلف ساختمان منتشر گردند. به علاوه با توجه به قابلیت سیگنال هوشمند و توانایی تشخیص موقعیت دستگاههای متصل، تجهیزات WiGig میتوانند به منظور حفظ قدرت سیگنال در شرایطی که نیاز به برقراری ارتباط با فواصل دور و عبور از چندین دیوار باشد، از پروتکلهای n یا ac روی باندهای فرکانسی پایینتر استفاده نموده و همزمان (از طریق آنتنی دیگر) دستگاههای نزدیک را با سرعت فوقالعاده بالای استاندارد ad سرویسدهی کنند.
به طور کلی میتوان گفت که امنیت ارتباطات شبکهای بیسیم نسبت به ارتباطات سیمی پایینتر است. برخی پروتکلهای امنیتی و اعتبارسنجی Wi-Fi ضعیف و قابل عبور بوده، با توجه به اینکه بر خلاف حالت سیمی نیازی به ارتباط فیزیکی نفوذگر به شبکه وجود ندارد، عبور از لایههای امنیتی و برقراری اتصال غیر مجاز به شبکه نسبتا راحتتر است. پس از برقراری ارتباط نفوذگر به شبکه، با شنود (sniff) نمودن دادههای رد و بدل شده روی شبکه، دستیابی به اطلاعات مهم و رمزهای عبور حسابهای اینترنتی کاربران معمولا امکانپذیر خواهد بود. همچنین فرد مهاجم به راحتی میتواند با استفاده از نرمافزارها و سختافزارهای مسدود کننده وای-فای (Wi-Fi Jammer)، ارتباطات شبکهای را دچار اختلال نماید.
اولین پروتکل امنیتی وای-فای که در سال 1999 معرفی گردید، WEP نام دارد. این پروتکل که تا چندی پیش معمولترین پروتکل مورد استفاده توسط عموم کاربران به شمار میرفت، دچار ضعفهای امنیتی مهمی بوده و نفوذگر به سرعت و سهولت میتواند آن را پشت سر بگذارد. برای حل این مشکل اتحادیه Wi-Fi در سال 2003 اقدام به انتشار پروتکل امنیتی جدیدی با نام WPA نموده و اعلام نمود که استفاده از پروتکل WEP را به هیچ وجه توصیه نمیکند. این پروتکل که از امنیت مناسبتری برخوردار بود، اگرچه امکان نفوذ داشت اما در آن بازه زمانی حفاظت قابل قبولی را فراهم نموده و کار نفوذگر برای عبور از این لایه امنیتی در حالت عادی بسیار دشوار بود. اما با گذشت زمان و ارتقای توان پردازشی کامپیوترها، این پروتکل نیز با صرف زمانی نسبتا اندک قابل نفوذ گردید. البته در سال 2004 پروتکل WPA2 که از امنیت و پیچیدگی بیشتر برخوردار بود، منتشر گردید که یکی از امنترین پروتکلهای امنیتی شبکههای بیسیم به شمار رفته و استفاده از آن در شبکههای وای-فای امروزی نیز توصیه میشود.
Wi-Fi Awareنام تکنولوژی جدیدیست که اخیرا به طور رسمی توسط اتحادیه وای-فای معرفی گردیده است. به کمک این تکنولوژی دستگاههای مجهز به Wi-Fi قادر خواهند بود تا به طور مداوم و بدون نیاز به برقراری اتصال مستقیم، به شناسایی و تبادل اطلاعات با دستگاهها و سرویسهایی بپردازند که در محدوده پوشش سیگنالشان قرار دارند. Wi-Fi Aware از طریق ارتباط نظیر به نظیر (P2P) و بدون نیاز به اینترنت یا GPS، سایر دستگاههایی که از این تکنولوژی بهره میبرند را در اطراف خود شناسایی مینماید. این تکنولوژی که به گونهای طراحی شده است تا حتی در محیطهای عمومی و شلوغ به صورتی بهینه عمل کند، بر مبنای تنظیمات اعمال شده از سوی کاربر، دستگاهها و سرویسهای مرتبط و مفید برای او را در محدوده خود شناسایی نموده و به تبادل اطلاعات با آنها بپردازد. جالب این که به گفته رئیس اتحادیه وای-فای، Aware مشکلی از لحاظ مصرف انرژی برای دستگاههای همراه به دنبال نداشته و حتی از این لحاظ نسبت به وای-فایهای معمول بهینهتر عمل مینماید. این تکنولوژی نوظهور دامنه کاربرد بسیار وسیعی داشته و انتظار میرود در زمینههایی همچون بازی و سرگرمی، شبکههای اجتماعی، تبلیغات، مسیریابی و انواع بسترهای تجاری و فروشگاهی به سرعت مورد استقبال قرار گیرد. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه پیشنهاد میکنیم مطلب دیگری از واحد خبر mobile.ir را که به معرفی تکنولوژی Wi-Fi Aware اختصاص دارد، مطالعه فرمایید.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
| تاریخ : 1395/3/9 نویسنده: سپیده مکارمی | |
| برچسبها : | آمار Statistics |
واحد خبر mobile.ir :
در حال حاضر بیش از دو میلیون برنامه در Google Play Store در دسترس کاربران گوشیهای اندرویدی قرار دارد. جالب است بدانید حدود 6 سال پیش زمانی که این برنامه با نام Android Market شناخته میشد تنها 30 هزار برنامه در آن موجود بود.
طبق گزارش جدید Sensor Tower در طی سهماهه اول سال جاری میلادی 11.1 میلیارد دانلود برنامه از Google Play Store انجام گرفته است که این رقم نسبت به تعداد دانلودهای سهماهه اول سال گذشته 6.7 درصد افزایش داشته است.

تعداد بازیهای موجود در Play Store Google 5 برابر برنامههای ابزاری است اما با این وجود در طی سهماهه اول تعداد بازیهای دانلود شده تنها 1 درصد افزایش داشته در حالی که دانلودهای مربوط به بخش برنامههای عکسبرداری با 20 درصد رشد بیشترین میزان صعود را به خود اختصاص داده است. از ماه ژانویه تا مارس تعداد دانلودهای برنامههای بازی 4 برابر برنامههای ابزاری بوده است.
![]()
با توجه به اطلاعات منتشر شده توسط Sensor Tower در رده بندی برنامهها از نظر تعداد دانلود در بازه زمانی سهماهه اول برنامههای Facebook Messenger، Facebook و Snapchat قرار دارند که هر سه از برنامههای شبکههای اجتماعی هستند به ترتیب در رده اول، دو و سوم قرار گرفتهاند. پس از این سه برنامه، Candy Crush Jelly Saga در جایگاه چهارم و Pandora در جایگاه پنجم قرار دارد. فهرست 20 برنامه برتر از نظر تعداد دانلود در Google Play Store در سه ماهه اول سال 2016 از نگاه Sensor Tower به قرار زیر است:
1. Facebook Messenger
2. Facebook
3. Snapchat
4. Candy Crush Jelly Saga
5. Pandora
6. Color Switch
7. Instagram
8. Piano Tiles 2
9. Netflix
10. YouTube Music
11. Google Photos
12. WhatsApp
13. Spotify
14. Super-Bright LED Flashlight
15. Kik
16. Wish
17. Subway Surfers
18. 360 Security
19. Pinterest
20. musical.ly
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : کنفرانس سالانه توسعهدهندگان گوگل موسوم به Google I/O در سال 2016، طی روزهای 18 تا 20 می (29 تا 31 اردیبهشت) مطابق هر سال در سانفرانسیسکو برگزار شد. هدف گوگل از برگزاری Google I/O رونمایی از بهروزرسانیهای عمده اندروید و معرفی محصولات آتی این شرکت -- در هر دو حوزه سختافزار و نرمافزار -- است. ساندار پیچای، مدیر عامل گوگل که از سخنرانان اصلی مراسم افتتاحیه بود، تعدادی از دستاوردهای گوگل و اندروید را در این مراسم معرفی نمود که در ادامه مهمترین آنها تشریح میشود:

ساندار پیچای کنفرانس Google I/O را با معرفی دستیار صوتی جدید گوگل -- که Google Assistant نام گرفته -- آغاز کرد. در مقایسه با Google Now که عملکردش بیشتر با محوریت جستوجو بود، Google Assistant بیشتر به یک اپلیکیشن چت شباهت دارد.

ساندار پیچای مدیرعامل گوگل
دامنه عملکرد Google Assistant گسترده است. به جای پاسخ دادن صرف به سؤالات، Google Assistant میتواند تشخیص دهد چرا کاربر چرا چنین سؤالی پرسیده تا بتواند اقدام منطقی بعدی را نیز انجام دهد. به عنوان مثال اگر بپرسید "سینما چه فیلمهایی دارد؟"، Google Assistant علاوه بر نمایش لیست فیلمها، نحوه خریدن بلیط را نیز به شما پیشنهاد میدهد. همچنین Assistant به گونهای طراحی شده تا بتواند با سایر محصولات گوگل -- از جمله Google Home -- تعامل داشته و همهچیز را هوشمندتر نماید.

Google Home، که از ملزومات خانههای هوشمند در آینده به شمار میرود، اسپیکر وایفای کوچکی با میکروفونهای همیشه فعال است که میتوان آن را با بسیاری از سرویسها یکپارچه کرد. این دستگاه -- که عملکردی شبیه به Echo (محصول آمازون) دارد -- از طریق تکنولوژی Google Assistant میتواند به سؤالات پاسخ داده، دستورها را اجرا نماید و دیوایسهای هوشمند درون خانه را کنترل کند.
Google Home متشکل از یک استوانه کوچک بوده که اسپیکر آن -- که در رنگهای مختلف تولید میشود -- در قسمت پایینی واقع شده است. برخلاف Echo، این دستگاه میتواند به طور همزمان با چندین دیوایس دیگر در چندین اتاق ارتباط داشته باشد، و ممکن است به دنبال یک پرسش از Google Home، سه دیوایس متفاوت به آن پاسخ دهند.

Google Home بر مبنای استاندارد Chromecast ساخته شده که به موجب آن میتوان فایل مدیا را از دیوایسهای اندروید یا iOS به اسپیکرها یا نمایشگرهای سازگار با Chromecast انتقال داد. از دیگر قابلیتهای گوگل هوم میتوان به امکان تغییر دما یا نور محیط از طریق دیوایسهای اتوماسیون خانگی Nest و یکپارچهسازی با سرویسهایی نظیر Spotify اشاره کرد. از آنجا که گوگل هنوز رابط برنامهنویسی نرمافزار Google Home را در اختیار توسعهدهندگان قرار نداده، این دستگاه فعلا نمیتواند مانند Echo با بسیاری از سرویسهای دیگر در ارتباط باشد، ولی به گفته گوگل، همزمان با توسعه این پلتفرم، چنین امکاناتی در آینده فراهم خواهد شد.
نسخه پیشنمایش اندروید N -- که در ماه مارچ سال جاری میلادی در اختیار توسعهدهندگان قرار گرفت -- شامل امکاناتی جدید از قبیل multitasking با حالت چندپنجرهای، دکمههای تنظیمات سریع، مجموعه جدیدی از ایموجیها و ... بود. اندروید N تا مدتی بعد در تابستان امسال از حالت بتا خارج نخواهد شد، ولی گوگل در 18 می (29 اردیبهشت) نسخه بتای جدیدی از این سیستمعامل را به نمایش گذاشت که امکانات بیشتری را شامل میشود، از جمله کنترل بیشتر بر اندازه نوتیفیکیشنهای اپلیکیشنهای مختلف و یک حالت تصویر-در-تصویر جدید.

قابلیت تقسیم صفحه (Split Screen) در نسخه بتای اندروید N
همچنین به لطف مجموعهای از بهینهسازیها و یک API جدید به نام Vulkan (که به توسعهدهندگان اجازه کنترل مستقیم بر GPU را میدهد)، اندروید N احتمالا پلتفرم بهتری برای بازی کردن خواهد بود. گفتنی است گوگل هنوز از نامگذاری اندروید N خودداری کرده و از کاربران خواسته تا با مراجعه به این صفحه، شرکت را در این امر یاری نمایند.
پس از عرضه Android Wear در سال 2014، آپدیتهایی نظیر بهرهمندی از جیپیاس و پخش موزیک بدون نیاز به گوشی و نیز ارائه صفحهکلید آنالوگ برای این پلتفرم ارائه شد، اما بزرگترین نوسازی و تغییر اساسی این سیستمعامل با ارائه نسخه جدید آن یعنی Android Wear 2.0 در Google I/O رقم خورد. البته این نسخه تفاوتهای بسیار فاحشی با نسخه قبلی ندارد، ولی تغییرات ایجاد شده، این پلتفرم را به سمت مستقل شدن پیش برده و قطعا تجربه کار با آن را متفاوت خواهند کرد.

یکی از بزرگترین تغییرات آن است که اپلیکیشنها در Android Wear 2.0 میتوانند بدون نیاز به گوشی، به شبکه موبایلی دسترسی پیدا کنند. همچنین Android Wear 2.0 با تشخیص خودکار نوع فعالیتی که کاربر در حال انجام دادن است، بهتر میتواند او را در تناسباندام کمک کند. بهعلاوه، گوگل از یک صفحهکلید QWERTY کوچک و قابلسوایپکردن برای Android Wear نیز رونمایی کرد. از دیگر ویژگیهای این پلتفرم میتوان به امکان نمایش دیتای مورد نظر کاربر از هر اپلیکیشنی روی هر واچ فیس دلخواهی اشاره کرد که از این لحاظ شباهت نزدیکی به قابلیت Complications در Apple Watch خواهد داشت.
گوگل در کنفرانس Google I/O راهحلی بنیادی برای نحوه مدیریت اپلیکیشنها ارائه داد. این راهحل Android Instant Apps (اپلیکیشنهای فوری اندروید) نام داشته و مکانیسم آن به این شکل است که کاربر برای دسترسی به بخشی از سرویسهای یک اپلیکیشن لازم نیست تمام آن اپلیکیشن را نصب نماید. به عنوان مثال برای پرداخت هزینه پارکینگ در یک نوبت نیازی به دانلود و نصب کل برنامه پارکومتر نخواهید داشت، بلکه میتوانید تنها قسمتی از برنامه که برای پرداخت هزینه نیاز است را دریافت کنید. البته برخورداری از این ویژگی مستلزم آن است که توسعهدهندگان اپلیکیشنهای خود را به گونهای ماژولار (پیمانهبندی شده) طراحی کنند که امکان دسترسی به بخشی از برنامه بدون دانلود تمام آن امکانپذیر باشد. به گفته گوگل این پروسه ماژولار کردن برای توسعهدهندگان «کمتر از یک روز کار» زمان خواهد برد.

Daydream نام پلتفرم واقعیت مجازی جدید گوگل است که بر اساس اندروید N ساخته شده است. این بدان معناست که Daydream حداقل در حال حاضر قصد رقابت با پلتفرمهای مشابه -- نظیر HTC Vive و Oculus Rift (که با PC سازگارند) -- را ندارد، ولی به مراتب قدرتمندتر از Cardboard به نظر رسیده و گام بلندی در جهت پیشرفت واقعیت مجازی به حساب میآید.

آنطور که از ظواهر امر پیداست، Daydream بیشتر حکم اندروید برای واقعیت مجازی را داشته و در اندروید N با نام VR Mode شناخته میشود. این پلتفرم دارای یک صفحه home شامل اپلیکیشنها بوده که شباهت زیادی به صفحه home در Gear VR (محصول سامسونگ) دارد. گفتنی است گوگل هماکنون ورژنهای واقعیت مجازی برخی اپلیکیشنهای خود مانند YouTube ،Street View ،Play Store ،Play Movies و Google Photos را توسعه داده و کمپانیهای دیگری نظیر نیویورکتایمز، HBO ،Netflix ،Ubisoft و Electronic Arts نیز در حال برنامهنویسی برای Daydream هستند. شاید بزرگترین محدودیت Daydream آن باشد که این پلتفرم تنها با اسمارتفونهای جدید دارای نمایشگرها و سنسورهای خاص سازگار است. به گفته گوگل این دسته از گوشیها در پاییز امسال در دسترس عموم قرار خواهند گرفت که سامسونگ، الجی، هواوی، HTC و دیگر شرکتها از جمله سازندگان احتمالی آنها خواهند بود.
در کنار معرفی پلتفرم Daydream، گوگل طراحی مرجعی از یک هدست میانرده واقعیت مجازی را نیز ارائه نمود؛ هدستی که از Cardboard پیشرفتهتر و در عین حال از HTC Vive و Oculus Rift مقرونبهصرفهتر و دردسترستر باشد. گفتنی است طراحی مرجع یا Reference Design به طرح اولیهای از یک سیستم اشاره دارد که برای کپی کردن در اختیار دیگران قرار میگیرد.

با این حساب رویکرد گوگل در قبال واقعیت مجازی شبیه استراتژی این کمپانی برای اندروید بوده، بدین شکل که گوگل با در اختیار قرار دادن پلتفرم Daydream سایر کمپانیها را به ساخت سختافزاری متناسب با آن سوق میدهد. این طراح مرجع، هدست واقعیت مجازی را به نمایش میگذارد که برای کارکرد به گوشی وابسته است و همچون یک Oculus Rift کوچکتر بیسیم به نظر میرسد. گوگل همچنین در کنار این دیوایس یک کنترلر حرکتر مجهز به یک تاچپد لمسی را نیز به نمایش گذاشت.
اپلیکیشن Allo یک برنامه چت شستهرفته و جذاب است که میتواند جای امثال WhatsApp را بگیرد. Allo تنها مختص دستگاههای موبایل بوده و کاربر بایستی با شماره همراه خود در آن ثبت نام نماید. امکان اتصال به حساب گوگل کاربر نیز در آن پیشبینی شده است. علاوه بر امکانات رایج پیامرسانها -- نظیر ایموجی، استیکر و ... -- میتوان اندازه فونت را هم در Allo تغییر داد.

یکی از ویژگیهای برجسته Allo، قابلیت یکپارچهسازی آن با دستیار صوتی جدید گوگل (Google Assistant) است. به عنوان مثال هنگامیکه با برنامه Allo در حال چت با یکی از دوستانتان هستید و صحبت از محل شام خوردن به میان میآید، میتوانید بدون خارج شدن از برنامه، موقعیت محل مورد نظر را پیدا کرده و حتی با استفاده از اپلیکیشن OpenTable جای خود را هم در رستوران رزرو کنید. از دیگر نکات قابل ذکر، جنبههای امنیتی و حریم شخصی Allo است. به گفته گوگل تمام پیامها در این برنامه رمزنگاری شده و حتی در حالت incognito کاربر میتواند پیامش را به شیوه رمزنگاری سرتاسری (end-to-end encryption) بفرستد تا از امنیت بالاتری برخوردار گردد. در نظر گرفتن پیامهای مدتدار (expiring messages) یکی دیگر از ویژگیهای امنیتی این برنامه به حساب میآید.
همانطور که اپل Facetime را برای تکمیل پیامرسان iMessage طراحی کرد، گوگل نیز بهجای افزودن قابلیت چت تصویری به Allo، تصمیم گرفت یک برنامه جدا با نام Duo تولید نماید. البته برخلاف Facetime، برنامه Duo منحصرا برای دستگاههای موبایل نوشته شده، ولی نکته جالب آن است که هر دو برنامه Allo و Duo علاوه بر اندروید با iOS نیز سازگار خواهند بود.

به گفته گوگل این برنامه سبک بوده و با اتصال ضعیف اینترنت هم کار میکند. از جمله ویژگیهای Duo میتوان به قابلیت Knock Knock اشاره کرد. این ویژگی به کاربر اجازه میدهد تا بتواند قبل از پاسخ دادن به تماس تصویری، پیشنمایشی ویدئویی از شخص تماسگیرنده را در گوشی خود ببیند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : تاکنون اکثر کمپانیها گزارش مالی خود را از سهماهه نخست سال 2016 منتشر کردهاند، اما سؤالی که بیپاسخ مانده آن است که طی این مدت هر یک از پلتفرمهای گوشیهای هوشمند چه عملکردی داشتهاند. بنابر گزارش مؤسسه تحقیقاتی Kantar Worldpanel، به نظر میرسد سیستم عامل اندروید سهماهه خوبی را – هم در اروپا و هم در ایالات متحده – پشت سر گذاشته باشد.
مؤسسه تحقیقاتی Kantar Worldpanel ComTech در روز چهارشنبه 11 می 2016 (22 اردیبهشت 1395) گزارش خود را از سهم پلتفرمهای گوشیهای هوشمند در سهماهه نخست سال جاری میلادی منتشر کرد. طبق این گزارش طی سهماهه اخیر فروش اندروید در بریتانیای کبیر، آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا – که 5 کشور مهم اروپا یا در اصطلاح EU5 نامیده میشوند – با 7.1 درصد رشد به 75.6 درصد رسید. سهم اندروید از بازار گوشیهای هوشمند در ایالات متحده نیز با رشد 7.3 درصدی بالغ بر 65.5 درصد شد. همچنین سیستم عامل اندروید در چین 6 درصد رشد داشته و 77 درصد از اسمارتفونهای فروختهشده در چین در فصل اخیر مجهز به اندروید بوده است. در ادامه جزییات بیشتری از سهم سیستم عاملها در این مناطق تشریح میشود.
به گفته لارن گوئنور (Lauren Guenveur)، از تحلیلگران حوزه موبایل در مؤسسه Kantar Worldpanel ComTech، بیش از 2 سال است که اندروید در منطقه EU5 چنین رشد قدرتمندی را تجربه نکرده است. نکته دیگر آن که چنین رشدی نه در نتیجه یک یا دو کمپانی، بلکه حاصل کار برندها و اکوسیستمهای گوناگون بوده که در مناطق مختلف عملکرد متفاوتی داشتهاند.
طبق گزارش Kantar Worldpanel، در سهماهه منتهی به مارچ 2016، سهم iOS در منطقه EU5 از 20.2 درصد به 18.9 درصد کاهش یافته است. فروش ویندوزفون نیز 5 درصد کاهش پیدا کرد تا گوشیهای ویندوزی تنها 4.9 درصد از اسمارتفونهای فروخته شده در این منطقه را تشکیل دهند. گفتنی است در فصل اخیر 6.6 درصد از مشتریان جدید اندروید از کاربران سابق ویندوز بوده و 3.3 درصد از آنها از iOS به اندروید مهاجرت کردهاند. 2.6 درصد از مشتریان جدید iOS نیز در سهماهه اخیر از ویندوزفون به این پلتفرم روی آوردهاند.
گفتنی است در فرانسه طی سهماهه اخیر، سهم ویندوزفون از 14.1 درصد به 5 درصد کاهش یافت. همچنین پلتفرم ویندوزفون در ایتالیا شاهد سقوط 8.1 درصدی (از 14.4 درصد به 6.3 درصد) بوده است. وضعیت ویندوزفون در اسپانیا وخیمتر بوده و سهم این سیستم عامل از بازار اسمارتفونها تنها 0.6 درصد شده، که با این میزان بازار اسپانیا نیز در ردیف بازارهای موبایل چین و ژاپن قرار میگیرد – جاییکه ویندوزفون هیچگاه پیشرفت نکرد. البته این وضعیت موضوع جدیدی نبوده و مدیران اجرایی مایکروسافت قبلا هم در کنفرانس Build 2016 به این نکته اشاره کرده بودند که اسمارتفونهای مبتنی بر ویندوزفون در سال جاری جزو اولویتهای این شرکت نخواهند بود.


دومینیک سانهبو (Dominic Suebo)، مدیر واحد کسبوکار مؤسسه Kantar Worldpanel ComTech در اروپا، معتقد است که اندروید با تنوعی از برندها و مدلها در قیمتهای گوناگون، تجربه کاربری بهتری را – در مقایسه با ویندوزفون – برای کاربرانی که از ویندوز به اندروید مهاجرت کردهاند به ارمغان میآورد. وی در این رابطه میافزاید: «در ایتالیا و فرانسه – که زمانی قدرتمندترین بازارهای ویندوزفون به شمار میرفتند – طی سهماهه منتهی به مارچ 2016، حدود 10 درصد از کاربران ویندوزفون به اندروید روی آوردهاند. در ضمن این افراد ترجیح دادند برندهایی نظیر هواوی، Wiko و Asus را انتخاب کنند که با ارائه دیوایسهایی میانرده، نسبت به پول پرداختشده ارزش خرید بالایی داشتهاند. در مقابل، در بریتانیای کبیر عمده رشد اندروید همچنان تحت سیطره سامسونگ بوده و در فصل اخیر این رشد با فروش دیوایسهای میانردهای مانند J5 و A5 رقم خورده است.»
رشد اندروید در ایالات متحده در نتیجه افزایش فروش گوشیهای سامسونگ، موتورولا و الجی به دست آمده است. به گفته گوئنور، با وجود اینکه گوشی گلکسی اس7 فقط در چند هفته پایانی فصل اخیر در دسترس مشتریان قرار گرفت، توانست با کسب میزان 4.2 درصد از کل اسمارتفونهای به فروش رسیده، عنوان پنجمین دیوایس پرفروش فصل را از آن خود کند. از آنجا که سامسونگ قبل از عرضه گلکسی اس7، قیمت گلکسی اس6 را کاهش داد، این اسمارتفون نیز با فروش خوبی همراه شد. گوئنور در ادامه خاطر نشان کرد که موتورولا در سهماهه اخیر موفق شد فروش خود را – بهویژه به لطف همکاری با اپراتور Verizon – در آمریکا افزایش داده و 9.8 درصد از بازار اسمارتفونهای این کشور را در اختیار خود بگیرد. ناگفته نماند سهم موتورولا از بازار در مدت مشابه سال گذشته، 6.9 درصد بود.

به گفته تامسین تیمپسون (Tamsin Timpson)، مدیر بینش استراتژیک مؤسسه Kantar Worldpanel ComTech در بخش آسیا، فروش آیفون – و متعاقبا سیستم عامل iOS – در چین همچنان رو به کاهش بوده و از 26.1 درصد در سهماهه نخست سال 2015، به 21.1 درصد در سهماهه اخیر رسیده است. ولی در مقابل، اندروید از سهماهه منتهی به اکتبر سال 2014 تاکنون بهترین رشد سالانه خود در چین را در فصل اخیر تجربه نموده و با رشد 5.9 درصد، میزان سهم خود را به 77.7 درصد رسانده است. تیمپسون افزود: «هواوی با گسترش کسبوکارش موفق شد به بالاترین سهم فروش خود تاکنون – یعنی 24.6 درصد – نائل آید که عمده این موفقیت را مدیون فروش دیوایس رده بالای Mate 8 و گوشی ارزشمند [به نسبت قیمت] Honor 5X بوده است. کمپانی Oppo نیز که همواره به ساخت گوشیهای ارزشمند [به نسبت قیمت] مشهور است، 6.5 درصد از فروش اسمارتفون در چین را به خود اختصاص داد.»

گوئنور میگوید: «رشد سهم [بازار] گوشی گلکسی اس7 – که انتظار میرود یکی از محبوبترین گوشیهای سال باشد – هنوز در منطقه EU5 به وقوع نپیوسته است. ولی پس از اینکه تأثیر اس7 نمایان شود، ممکن است ماهیت و مسیر بازار اندروید تغییر کند.»

به اعتقاد گوئنور این احتمال نیز وجود دارد که سهم اندروید به شکل منفی تحت تأثیر تقاضای بالا برای آیفون SE قرار گیرد. این گوشیهای میانرده هستند که در بازار چین نقش تعیینکننده را ایفا میکنند و از این رو فروش آیفون SE در چین از اهمیت ویژهای برخوردار است. تأثیر این عوامل، بیشتر در سهماهه بعدی بروز خواهد کرد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : چند سالی است که باتریهای لیتیوم-یون انرژی دیوایسهای قدرتمند بیسیم را تأمین کردهاند، اما این باتریها نیز محدودیتهای خاص خود را دارند. پس از چندین و چند بار شارژ در طی زمان لیتیوم کمکم درون باتری دچار خوردگی شده و باتری بهمرور زمان توانایی شارژ نگه داشتن خود را از دست داده و نهایتا کاربر مجبور به تعویض باتری یا خرید یک دیوایس نو خواهد شد. بیشتر باتریهای لیتیوم-یون میتوانند بین 5 تا 7 هزار مرتبه شارژ را تحمل کنند.
اخیرا دو تن از پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا ایرواین به نامهای رجینالد پنر (Reginald Peer) و میا له تای (Mya Le Thai) به شکل تصادفی به فناوری ساخت نوعی از باتری پی بردند که میتواند 400 برابر باتریهای معمولی لیتیوم-یون کار کند و شارژ و دشارژ شود. این محققان برای ذخیره انرژی در این باتری، به جای لیتیوم از نانوسیمهایی از جنس طلا استفاده کرده و متوجه شدند که چنین سیستمی قادر است عملکردی به مراتب فراتر از باتریهای سنتی بر پایه لیتیوم داشته باشد. تیم تحقیقاتی دانشگاه ایرواین مدعی است با وجود اینکه این باتری را 200 هزار بار شارژ کرده، اما اثری از خوردگی یا افت قابلملاحظهای در باتری مشاهده نشده است.

هدف اصلی اعضای این تیم تحقیقاتی، تنها ساخت یک باتری حالت جامد بوده که برای نگه داشتن شارژ به جای مایع از ژل الکترولیت در آن استفاده شود. (ناگفته نماند که باتریهای لیتیومی حاوی مایع هستند و همین ویژگی آنها را شدیدا قابل اشتعال و همچنین حساس به دما نموده است.) اما زمانی که اعضای تیم شروع به آزمایش با نانوسیمهای طلا -- معلق در ژل الکترولیت -- نمودند، به این نکته پی بردند که این سیستم به طرزی باورنکردنی انعطافپذیر است. در واقع، این سیستم باتری به مراتب از هر باتری دیگری انعطافپذیرتر است.
نانوسیمها هزاران بار از تار موی انسان باریکتر و بسیار رسانا بوده و مساحت زیادی دارند. گفتنی است استفاد از نانوسیمها در ساخت باتری پدیده جدیدی نیست چون همین باتریهای معمول لیتیوم-یون که در اسمارتفونها به کار میروند نیز از نانوسیمها تشکیل شدهاند، ولی این نانوسیمها آسیبپذیر بوده و پس از شارژ شدنهای متوالی مستعد شکنندگی میشوند. از این رو در حال حاضر باتریها به گونهای طراحی میشوند که بتوانند تعداد "چرخه"های مشخصی را تحمل کنند (منظور از چرخه، تخلیه کامل باتری است).
اعضای تیم تحقیقاتی برای جلوگیری از شکنندگی نانوسیمها، آنها را هم با یک پوسته از جنس دیاکسید منگنز و هم با ژل الکترولیتی که به پلکسیگلاس شباهت داشت پوشاندند. در طی مدت بیش از 3 ماه، باتری جدید حدود 200 هزار مرتبه شارژ کردن را تحمل نمود. نکته جالب آنکه در طول این مدت هیچ اثری از افت در ظرفیت و توان شارژ یا آسیب به نانوسیمها مشاهده نگردید. تیم تحقیقاتی مدعی است که باتریهای معمولی موجود در بازار بعد از حداکثر 7 هزار بار شارژ کردن از بین میروند. گفتنی است نتایج این پژوهش در ژورنال انرژی انجمن شیمی آمریکا مورخ 20 آوریل 2016 (1 اردیبهشت 1395) منتشر شده است.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که نمیتوان انتظار داشت که نتایج این تحقیق به سرعت عملی شده و در سطح مصرفکننده تأثیرگذار باشد، چرا که در گذشته نیز خبرهایی درباره پیشرفتهای غیرمنتظره در زمینه باتری در محافل خبری به گوش رسیده بود. از سلولهای لیتیوم-یون غیرقابل اشتعال و سلولهای هیدروژنی گرفته تا اکتشافات و تکنولوژیهای جدید. میتوان گفت در شرایطی که طی سالهای متمادی پیشرفت کمی در این زمینه حاصل شده، باتریهای بهتر و به طور کلی بهبود عمر باتریها، در حال حاضر مقولهای دستنیافتنی است.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : کمپانی اپل در روز سهشنبه 26 آوریل 2016 (7 اردیبهشت 1395) گزارش مالی خود را از سهماهه نخست سال 2016 -- منطبق بر سهماهه دوم سال مالی 2016 این کمپانی پایان یافته در 26 مارچ-- منتشر کرد. طبق این گزارش، درآمد اپل در فصل اخیر 50.6 میلیارد دلار بوده که در مقایسه با درآمد شرکت در مدت مشابه سال گذشته (58.01 میلیارد دلار) نزدیک به 13درصد کاهش داشته است. سودخالص شرکت نیز با 22.5 درصد کاهش معادل 10.5 میلیارد دلار یا به عبارت دیگر 1.90 دلار در هر سهم عنوان شده که این میزان در مدت مشابه سال گذشته 2.33 دلار بوده است. همچنین حاشیه سود ناخالص از 40.8 درصد در زمان مشابه در سال گذشته به 39.4 درصد (یا 19.9 میلیارد دلار) در سهماهه اخیر افت نموده است. گفتنی است 67 درصد از درآمد اپل در فصل اخیر از فروش بینالمللی این شرکت حاصل شده است. به گزارش CNN، پس از اولین فصل از سال 2003 تا کنون این نخستین باری است که درآمد اپل با کاهش مواجه شده است. باوجود اینکه نتایج مالی اپل در فصل اخیر نتوانست انتظارات را برآورده نماید، ولی اینکه یک کمپانی بتواند 13 سال را بدون حتی یک افت سالانه در درآمد سپری کند، در نوع خود جالب است.
تیم کوک، مدیر عامل اپل، عملکرد شرکت در سهماهه منتهی به مارچ را اینگونه توصیف میکند: «تیم ما در مواجهه با ناملایمات اقتصادی کلان، عملکرد بسیار خوبی داشته است. به لطف حضور قدرتمند اکوسیستم اپل و تعداد رو به رشد بیش از یک میلیارد کاربر فعال، از رشد مستمر درآمد حاصل از خدمات بسیار خرسندیم.»

اپل همچنین اعلام کرد که هیئت مدیره این شرکت دستور افزایش 50 میلیارد دیگر در برنامه شرکت مبنی بر بازگشت سرمایه به سهامداران را تصویب نموده است. شنیدهها حاکی از آن است که اپل قصد دارد در حدود 250 میلیارد دلار از موجودی نقدی خود را تا پایان مارچ 2018 صرف این برنامه کند.
لوکا مائستری (Luca Maestri)، مدیر ارشد مالی اپل، درباره برنامه بازگشت سرمایه میگوید: «در سهماهه منتهی به مارچ موفق شدیم جریان نقدی عملیاتی به ارزش 11.6 میلیارد دلار را ایجاد نموده و 10 میلیارد دلار را طبق برنامه بازگشت سرمایه به سهامداران برگردانیم. حال به لطف نتایج قدرتمند در کسبوکار، امروز با خرسندی اعلام میکنیم که اعتبار برنامه بازگشت سرمایه را تا 250 میلیارد دلار افزایش دادهایم.» گفتنی است به موجب بخشی از این برنامه، هیئت مدیره اختیار باز خرید سهام را از 140 میلیارد دلار در سال گذشته به 175 میلیارد دلار افزایش داد. به علاوه، اپل امیدوار است که روند اعطای واحدهای سهامی محدود به شکل net-share-settle را ادامه دهد.
از دیگر تصمیمات هیئت مدیره میتوان به موافقت اعضا با افزایش 10 درصدی در سود سهام شرکت در سهماهه اخیر اشاره کرد. به موجب این تصمیم سودی به ارزش 0.57 دلار در هر سهم در تاریخ 12 می (23 اردیبهشت) به آن دسته از سهامدارانی که تا پایان روز کاری 9 می (20 اردیبهشت) به جمع سهامداران اصلی اپل میپیوندند قابل پرداخت خواهد بود.
از آغاز برنامه بازگشت سرمایه در آگوست 2012 تا پایان فصل نخست سال 2016، اپل مبلغ بیش از 163 میلیارد دلار را به سهامداران بازگردانده که 117 میلیارد دلار آن در قالب طرح بازخرید سهام بوده است. اپل در نظر دارد بودجه مورد نیاز برای برنامه بازگشت سرمایه را با دسترسی به بازارهای اوراق قرضه داخلی و بینالمللی تأمین کند. تیم مدیریت و هیئت مدیره تکتک عناصر برنامه بازگشت سرمایه را بررسی کرده و قصد دارند به شکل سالانه این برنامه را به روز رسانی نمایند.
پیشبینی اپل از نتایج مالی این شرکت در سهماهه دوم سال جاری میلادی (منطبق بر سهماهه سوم سال مالی 2016 این کمپانی) به قرار زیر است:
• درآمد بین 41 تا 43 میلیارد دلار
• حاشیه سود ناخالص بین 37.5 تا 38 درصد
• هزینههای عملیاتی بین 6 تا 6.1 میلیارد دلار
• دیگر درآمدها/ (هزینهها) تا 300 میلیون دلار
• نرخ مالیاتی 25.5 درصد

درست است که فروش آیفون کند شده، اما پس از پشت سر گذاشتن فصول موفق در سال گذشته، چیزی نمانده بود که اپل از افت فروش آیفون در آستانه تزلزل قرار گیرد. عرضه آیفون 6 و آیفون 6 پلاس رشد سالیانه 40 درصدی و رشد 46 درصدی نسبت به فصل قبل از آن را در فروش آیفون رقم زد که اپل سهم زیادی از این رشد را مدیون فروش خوب آیفون در چین بود چرا که در آن زمان چین بازار بکر و دستنخوردهای برای اپل به شمار میرفت. اما از یک سال پیش درآمد حاصل از فروش آیفون در چین 26 درصد نسبت به سال قبل افت کرده است. اپل همواره در تلاش بوده تا وابستگی خود به آیفون را کمتر کند، اما این اتفاق هنوز به طور کامل رخ نداده و به همین دلیل است که وقتی این قسمت کمی ضعیف شود، تأثیر قابل توجهی بر نتایج مالی اپل خواهد داشت؛ اتفاقی که دقیقا در سهماهه اخیر رخ داد.

تقریبا در تمام گزارشهای مالی اپل، عمده بحث بر سر فروش آیفون است و این گزارش نیز تفاوت چندانی با بقیه ندارد. اپل در سهماهه اخیر 51.2 میلیون دستگاه آیفون را به فروش رساند که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل 16 درصد کاهش داشته است. درآمدی که اپل از فروش این تعداد آیفون به دست آورد نیز 32.86 میلیارد دلار ذکر شده که آن هم با افت سالانه 18 درصدی مواجه گشته است. بیشتر بودن میزان افت درآمد آیفون از افت تعداد آیفونهای فروخته شده به این معناست که متوسط قیمت فروش آیفون نیز پایینتر آمده است. با این وجود، حتی در فصلی نه چندان ایدهآل همچون فصل جاری، آیفون همچنان 65 درصد از درآمد اپل را تشکیل داده است. هرچند که بخشهای دیگر نیز عملکرد چندان درخشانی نداشتهاند.
آیپد سیر نزولی خود را طی کرده و با فروش 10.251 میلیون دستگاه در سهماهه اخیر، نسبت به مدت مشابه سال گذشته افتی 19 درصدی را تجربه کرد. درآمد اپل از رهگذر فروش آیپد در فصل اخیر 4.4 میلیارد دلار عنوان شده که آن هم با افت سالانه 19 درصد مواجه بوده است. طی یکی دو سال اخیر افت فروش آیپد به اتفاقی معمولی تبدیل شده و محصولی که در ابتدا به عنوان قطبی برای رشد اپل مطرح میشد، به سرعت به بازاری مبدل شده که پیوسته در حال افت کردن است. البته سرانجام روزی این روند به پایینترین سطح خود خواهد رسید، اما به نظر میرسد علیرغم تولید آیپدهای جدیدی نظیر iPad Pro 9.7 ،iPad Pro (در اندازهای کوچکتر) و iPad Mini 4، بازار تبلتهای اپل سریعا به نقطهای رسیده که کاربران با همان سرعت که آیفونهای خود را تعویض میکنند، برای خرید آیپد جدیدتر اقدام نمیکنند.

شکی نیست که بازار رایانههای شخصی چندی است رو به افول بوده و شرایط خوبی ندارد، اما Mac بهرغم مشکلات موجود به حیات خود ادامه داده و توانسته بود حتی در دوران رکود نیز عملکردی بالاتر از بازار PC از خود به نمایش بگذارد. ولی همین روند هم در سهماهه اخیر متوقف گشت و اپل در این مدت تنها 4 میلیون دستگاه از کامپیوترهای Mac را به فروش رساند که در قیاس با مدت مشابه سال گذشته 12 درصد کاهش داشته است. درآمدی که از فروش این تعداد کامپیوتر عاید اپل شد 5.1 میلیارد دلار بوده که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل 9 درصد افت نموده است. از آمار فوق درمییابیم که با وجود کاهش فروش، متوسط قیمت فروش Mac کمی افزایش داشته است. نکته دیگر آنکه -- به جز مجهز نمودن نسل جدید MacBook به پردازندههای Skylake -- اپل مدتی است Mac را بهروزرسانی نکرده و افت فروش Mac را به این عامل نیز میتوان نسبت داد.

بخش خدمات اپل -- که سرویسهای اینترنتی، AppleCare، ApplePay و دیگر خدمات را شامل میشود -- در سهماهه اخیر با کسب درآمدی معادل 5.99 میلیارد دلار (که نسبت به مدت مشابه سال گذشته 20 درصد رشد داشته) پس از آیفون به دومین منبع درآمدزایی اپل مبدل شد. گفتنی است درآمد این بخش در سهماهه اخیر در مقایسه با سهماهه قبل از آن -- که سهماهه منتهی به دسامبر بوده و فصل فروش مقارن با تعطیلات به شمار میرفت -- تقریبا تغییری نکرده، در حالی که بقیه بخشها در سهماهه اخیر نسبت به سهماهه منتهی به دسامبر، افتی قابل توجه (و البته قابل پیشبینی) را شاهد بودند. کمتر ممکن است که کسی به اپل به دید یک شرکت خدماترسانی نگاه کند، ولی واقعیت آن است که سرویسهایی مانند iTunes، Apple Music و دیگر خدمات هماکنون محصول شماره 2 اپل به حساب میآیند، که این امر قدری تعجببرانگیز است. شاید بخش خدمات در سهماهه آتی در رتبه دوم درآمدزایی قرار نگیرد، اما با وجود بیش از یک میلیارد کاربری که در حال حاضر از سرویسهای اپل استفاده میکنند، انتظار میرود فروش در این بخش همچنان قدرتمند باقی بماند.

آخرین بخش کمپانی اپل که به بررسی عملکرد آن میپردازیم "محصولات دیگر" نام دارد که اپلواچ، اپلتیوی، iPod، Beats و لوازم جانبی را شامل میشود. این بخش نیز با کسب درآمدی معادل 2.189 میلیارد دلار به رشد سالانه 30 درصد دست یافت که در نوع خود بسیار قابل توجه است. هرچند اپل جزئیات مربوط به محصولات این بخش را به وضوح عنوان نمیکند، اما به نظر میرسد با اضافه شدن اپل واچ سهم بهسزایی از بخش "محصولات دیگر" به این گجت پوشیدنی اپل اختصاص یافته باشد چرا که در سال گذشته اپلواچ در این دستهبندی قرار نداشت.

برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : مؤسسه تحقیقاتی IDC در روز چهارشنبه 27 آوریل 2016 (8 اردیبهشت 1395) گزارش خود را از فروش جهانی اسمارتفونها در سهماهه نخست سال 2016 منتشر کرد. طبق این گزارش در اولین فصل از سال 2016، در مجموع 334.9 میلیون تلفن همراه هوشمند از طرف شرکتهای تولیدکننده وارد بازار شده که در مقایسه با 334.3 میلیون دستگاه اسمارتفونی که در مدت مشابه سال 2015 به بازار تزریق شده بود، اندکی افزایش داشته است. این افزایش ناچیز، کمترین میزان رشد سالانه فروش جهانی اسمارتفون محسوب میگردد. IDC این رشد حداقلی را به اشباع بازار اسمارتفون در بازارهای توسعه یافته و افت سالانه اپل و سامسونگ (بزرگترین پیشروهای بازار موبایل) نسبت میدهد.
شاید بتوان گفت بزرگترین تغییر در بازار، اضافه شدن برندهای کمتر شناخته شده چینی OPPO و vivo در جمع مدعیان باشد که موفق شدند جایگاههای چهارم و پنچم برترین تولیدکنندگان گوشیهای هوشمند -- که قبلا در اختیار لنوو و شائومی بود -- را از آن خود کنند. همزمان با ارتقا بازار چین، تمایل برای خرید اسمارتفون در این کشور نیز به دلیل تولید بیش از اندازه به طور محسوسی فروکش کرده است. رشد سالانه ارائه اسمارتفون از سوی سازندگان به بازار چین در سال 2013 در حدود 62.5 درصد بود که در سال 2015 این میزان به 2.5 درصد افت نمود. در مقابل، ASP یا متوسط قیمت فروش گوشیهای هوشمند در این کشور از 207 دلار در سال 2013، به 257 دلار در سال 2015 افزایش پیدا کرد.
پنج کمپانی برتر عرضهکننده گوشیهای هوشمند در سهماهه اول سال 2016
ملیسا چاو (Melissa Chau)، مدیر ارشد تحقیقات در بخش Worldwide Quarterly Mobile Phone Tracker مؤسسه IDC، معتقد است با توجه به منحنی روند تکامل اسمارتفون در چین، کمپانیهایی امکان رشد دارند که بتوانند به مشتریان سطح بالا (که تعدادشان رو به افزایش است) خدمات رسانی کنند. کمپانی لنوو در سال 2013 با متوسط قیمت فروش زیر 150 دلار به سوددهی رسید و پس از آن شرکت شائومی با متوسط قیمت فروش زیر 200 دلار در سالهای 2014 و 2015 جا پای جای لنوو گذاشت. هم اکنون نیز برندهایی نظیر هواوی، OPPO و vivo -- که عمدتا در محدوده زیر 250 دلار گوشی تولید میکنند -- مستعد آن هستند که سال 2016 را با قدرت سپری کنند. به گفته چاو، اگر این کمپانیهای جدید خواهان ادامه همین مسیر هستند نباید دست از تلاش کشیده و به داشتههای خود اکتفا نمایند، چرا که عرصه پویای اسمارتفون حتی به برندهای دارای کاربران تضمینشدهای نظیر شائومی نیز ثابت کرده که حفظ وفاداری مشتری به یک برند خاص کاری دشوار است.
آنتونی اسکارسلا (Anthony Scarsella)، از مدیران تحقیقاتی در گروه Mobile Phone موسسه IDC، بر این باور است که بسیاری از این برندها عملا خارج از چین ناشناخته بوده و چنانچه آرزوی گرفتن جای اپل و سامسونگ را دارند، بایستی از توانایی بالایی در ورود به بازارهای به تکامل رسیدهای مانند آمریکا و اروپای غربی برخوردار باشند. هواوی ثابت کرده است که میتواند دیوایسهای بسیار پیشرفتهای را به فروش برساند. در کشور چین، هواوی هم اینک به عنوان یک برند پیشرفته مطرح بوده، اما در حال حاضر این کمپانی پا را از چین فراتر گذاشته و با افزایش کیفیت ساخت، دست به تولید محصولات پیشرفتهای نظیر Nexus 6P زده که در سرتاسر جهان به فروش میرسد. وی افزود: «در حالی که هواوی از حیث شناختهشده بودن در ]سطح[ بینالمللی ]از بقیه برندهای چینی[ جلوتر است، فروش عمده گوشیهای چینی در خارج از این کشور برای بسیاری از این برندها همچنان به صورت یک چالش بزرگ باقی مانده است، خواه این برند شائومی، لنوو، OPPO و یا vivo باشد. وقتی صحبت از توسعه بینالمللی به میان میآید، توانایی این برندها در پیشبرد رشد محلی دیگر کارایی ندارد. بازار بینالمللی جایی است که برندسازی ]محصولات[ پیشرفته به سرعت به رقابت بر سر قیمت تبدیل میشود.»
عملکرد برندهای برتر اسمارتفون در نخستین فصل سال 2016 به شرح زیر است:
سامسونگ: به رغم کاهش سالانه 0.6 درصدی در ورود گوشیهای سامسونگ به بازار، این کمپانی با عرضه 81.9 میلیون دستگاه اسمارتفون همچنان جایگاه نخست خود در بازار تلفنهای همراه هوشمند را حفظ کرده است. گوشیهای جدید Galaxy S7 و S7 edge در ماه مارچ فروش خوبی داشته و اپراتورهای عرضهکننده نیز با اقدامات گسترده تبلیغاتی خود در افزایش فروش این مدلها بیتأثیر نبودهاند. با توجه به آمار خوب فروش اولیه این دو محصول، به نظر میرسد ویژگیهایی از قبیل بهکارگیری دوباره کارت حافظه و ضد آب بودن این گوشیها نتیجه بخش بوده است. گفتنی است سامسونگ با تولید گوشیهای مقرون به صرفه سری J عملکرد خوبی در بازارهای نوظهور نیز داشته و در جستوجوی جذب کردن خرید-اولیها و افرادی که به دنبال خرید گوشیهای ارزان قیمت هستند است.
گلکسی S7 و گلکسی S7 edge
اپل: تعداد آیفونهای تولیدی اپل از 61.2 میلیون دستگاه در سهماهه نخست سال 2015 به 51.2 میلیون دستگاه در سهماهه نخست سال 2016 کاهش یافت که از افتی 16.3 درصدی حکایت میکند. با وجود ویژگیهای جدیدی که در مدلهای S شاهد آن هستیم، امکان دارد این ذهنیت برای دارندگان iPhone 6 و 6 Plus به وجود آمده باشد که ارتقا به 6S در حال حاضر موجه نباشد. همچنین اپل در ماه مارچ از جدیدترین مدل آیفون موسوم به آیفون SE رونمایی کرد. به نظر میرسد این اسمارتفون در بسیاری از بازارهای نوظهور -- که معمولا گوشیهای اپل کالایی گران به شمار میروند -- بتواند رقابت خوبی با گوشیهای همقیمت اندرویدی داشته باشد. میتوان گفت آیفون SE تمام امکانات S6 را در ظاهری کوچکتر گرد آورده و همچنین کاربرانی را مورد هدف قرار داده که به داشتن گوشیهای کوچکتر تمایل دارند. البته ناگفته نماند که آیفون SE با قیمت 399 دلار، رقابت شدیدی با دیوایسهای پایینقیمت همرده (به ویژه سازندگان چینی و هندی) خواهد داشت. تیم کوک، مدیر عامل اپل، در نشست اعلام نتایج مالی شرکت به این نکته اشاره کرد که تأثیر SE بر میزان عرضه آیفون، در دومین فصل از سال 2016 مشهود خواهد بود.
اپل آیفون SE
هواوی: ادامه سلطه هواوی بر بازار موبایل چین از یک سو و حضور فزاینده این برند در بازارهای خارجی از سوی دیگر منجر به آن شد که این شرکت در سهماهه نخست سال 2016 رتبه سوم تولیدکنندگان اسمارتفون در دنیا را از آن خود کند. هواوی در سهماهه اخیر موفق شد 27.5 میلیون دستگاه اسمارتفون را وارد بازار نماید که در مقایسه با 17.4 میلیون دستگاه اسمارتفونی که در مدت مشابه سال گذشته وارد بازار کرده بود، رشد سالانه 58.4 درصدی داشته است. به نظر میرسد رویکرد دوسویه هواوی (تأکید بر تولید هر دو دسته دیوایسهای پیشرفته و ردهپایین) در چین و بسیاری از بازارهای توسعهیافته اروپا جواب داده است. عرضه اخیر اسمارتفون P9 -- که دوربین آن با همکاری شرکت آلمانی Leica ساخته شده -- تیر دیگری در ترکش هواوی برای رقابت با اپل و سامسونگ است. دیوایسهای پیشرفتهای نظیر P9، گوشیهای سری Mate و Nexus 6P به همراه دیوایسهای ردهپایین این شرکت مانند گوشیهای برند Honor موجب مقبولیت و نفوذ بیشتر هواوی در بازارهای جهانی خواهند شد.
هواوی P9
OPPO: کمپانی چینی OPPO از سال 2011 اقدام به عرضه اسمارتفون نموده است. با وجود اینکه تمرکز اصلی این شرکت روی تولید گوشی برای داخل چین است، از سال 2012 شاهد عرضه بینالمللی گوشیهای OPPO نیز بودهایم. محصولات این شرکت در ابتدا تنها به تایلند صادر میشد. پس از مدتی دایره نفوذ OPPO بیشتر شده و بازارهای جنوبشرق آسیا و اخیرا هم دیگر کشورهای آسیایی، منطقه خاورمیانه و آفریقا را در بر گرفته است. تمرکز OPPO بر تقویت شراکت با کمپانیهایی که در بازاریابی و فروش دست دارند قرار گرفته که با پشتیبانی شدن بودجه بازاریابی کلان و اسپانسرینگ در حوزههای سرگرمی و تفریحات به بیشتر دیده شدن این برند انجامیده است و این برند موفق شده تا تقریبا 20 درصد از اسمارتفونهای تولیدی خود در سال 2015 را به بازارهای جهانی صادر نماید. توسعه OPPO در خود چین نیز از طریق کانالهای آفلاین و حضور در شهرها و مناطق سطح پایین محقق شد. گفتنی است این شرکت در سهماهه نخست سال 2016، تعداد 18.5 میلیون دستگاه تلفن همراه هوشمند را وارد بازار کرد که در مقایسه با آمار مدت مشابه سال گذشته (عرضه 7.3 میلیون دستگاه به بازار) رتبه چهارمین تولیدکننده برتر اسمارتفون در جهان را کسب نموده و به رشد سالانه 153.2 درصد دست یافته که از این حیث حتی از اپل، سامسونگ و هواوی نیز پیشی گرفته است.
Oppo R9 Plus
vivo: شرکت چینی vivo نیز همانند OPPO از سال 2011 شروع به عرضه اسمارتفون نموده اما بر خلاف OPPO، تمایل چندانی به صادرات نداشته و بیشتر روی بازار داخلی چین متمرکز شده است. vivo نخستین بار در سال 2014 حضور در بازارهای جنوب شرق آسیا و هند را تجربه کرد. در سال 2015 کمتر از 10 درصد از مجموع گوشیهای عرضه شده vivo به خارج از چین صادر شدند. vivo هماکنون در چین به عنوان تولیدکننده گوشیهای نسبتا پیشرفته مطرح بوده و به عنوان مثال یکی از پرفروشترین پرچمدارهای این شرکت به نام X5Pro با قیمتی در حدود 300 دلار، در بین گرانقیمتترین گوشیها قرار میگیرد. همانند OPPO، کمپانی vivo نیز در خردهفروشی و بازاریابی در بازارهای سطح پایین قدرتمند ظاهر شده و این امر یکی از عوامل رشدش محسوب میگردد. یکی از وجوه تمایز محصولات vivo، تمرکز این شرکت روی کیفیت صدای گوشیهاست،. کمپانی vivo موفق شد تعداد 14.3 میلیون دستگاه اسمارتفون را در سهماهه اخیر وارد بازار نماید که در مقایسه با تعداد گوشیهای عرضه شده توسط این شرکت در مدت مشابه سال قبل (6.4 میلیون دستگاه) به رشدی معادل 123.8 درصد دست یافته است.
vivo X6S Plus
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان
واحد خبر mobile.ir : کمپانی مایکروسافت در روز پنجشنبه 21 آوریل 2016 (2 اردیبهشت 1395) گزارش مالی خود را از سهماهه اول سال 2016 منتهی به 31 مارچ -- منطبق بر سهماهه سوم سال مالی 2016 این شرکت -- منتشر کرد. طبق این گزارش درآمد مایکروسافت در سه ماهه اخیر 20.5 میلیارد دلار بوده که در مقایسه با درآمد این شرکت در سهماهه مشابه سال 2015 حدود 6 درصد افت داشته است. همچنین سود عملیاتی و سود خالص شرکت به ترتیب 5.3 و 3.8 میلیارد دلار عنوان شده که باز هم نشاندهنده کاهش 20 و 25 درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته است.گفتنی است سود هر سهم یا EPS نیز در سهماهه اخیر 0.47 دلار بوده که نشان از کاهشی 23 درصدی دارد.
آمار فوق بر اساس اصول پذیرفتهشده حسابداری (GAAP) محاسبه شدهاند. حال اگر درآمدهای با تأخیر و هزینههای بازسازی را نادیده بگیریم و در اصطلاح، آمار را به شیوه non-GAAP گزارش کنیم، در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، درآمد مایکروسافت در سهماهه اخیر با نزدیک 2 درصد افزایش به 22.1 میلیارد دلار، سود عملیاتی با 1 درصد افزایش به 6.8 میلیارد دلار و سود خالص با 3 درصد کاهش به نزدیک به 5 میلیارد دلار بالغ خواهد شد. سود هر سهم نیز بدون تغییر معادل 0.62 دلار خواهد بود.

گزارش مالی مایکروسافت در سه ماهه اول سال 2016 (اعداد به میلیون دلار به جز درآمد برای هر سهم)
همانطور که مشخص است محاسبه درآمد با روش non-GAAP تنها 1.5 میلیارد دلار را بیشتر نشان میدهد که آن هم مربوط به درآمد با تأخیر حاصل از فروش ویندوز 10 است. معمولا مایکروسافت بخشی از درآمد به دست آمده در یک فصل را در فصلهای بعدی محاسبه میکند تا به این وسیله هزینههای غیرقابل پیشبینی مانند پشتیبانی را پوشش دهد. از دیگر نکات بارز در گزارشهای مالی مایکروسافت آن است که علاوه بر محاسبات non-GAAP، آمار با فرض ثبات واحد پولی نیز ارائه میشوند که بر این مبنا درآمد 5 درصد، سود عملیاتی 10 درصد، سود خالص 6 درصد و سود هر سهم 10 درصد نسبت به سهماهه مشابه در سال 2015 افزایش داشته است.
وبسایت تحلیلی business insider بر این باور است که رشد درآمد مایکروسافت کند شده و نتوانسته سرمایهگذاران این شرکت را راضی کند. هم چنین مایکروسافت برای سهماهه آتی عملکرد مالی ضعیفی را پیشبینی نموده و مجبور به اعمال اصلاحات مالیاتی شده که متعاقبا درآمد شرکت را تحتالشعاع قرار داده است. در جریان اعلام نتایج مالی شرکت، مایکروسافت درآمدی بین 21.7 تا 22.4 میلیارد دلار را برای سهماهه آینده برآورد نمود، در حالی که تحلیلگران رقمی در حدود 23.1 میلیارد دلار را پیشبینی میکردند. همین امر موجب شد ارزش سهام مایکروسافت در معاملات پس از ساعات اداری بیش از 5 درصد کاهش یابد.

ساتیا نادلا مدیرعامل مایکروسافت
به واسطه تغییر ترکیب جغرافیایی در فروش محصولات، نرخ مالیات سالانه بیش از حد انتظاری به مایکروسافت تحمیل شد و این شرکت را مجبور به اعمال یک سری اصلاحات مالیاتی نمود که همین امر درآمد مایکروسافت در سهماهه گذشته را تحت تأثیر قرار داد. کریس سو (Chris Suh)، مدیر ارتباطات سرمایه در مایکروسافت ، معتقد است اگر تأثیر این اصلاحات را نادیده بگیریم، سود هر سهم 4 سنت بیشتر و فراتر از پیشبینیها میشد.
بخش بهرهوری و سرویسهای کسبوکار (Productivity & Business Services) -- شامل Office و Office 365 (در دو نسخه تجاری و مصرفکننده) و محصولات رده Dynamics -- در سهماهه اخیر درآمدی معادل 6.52 میلیارد دلار کسب کرد که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته 1 درصد رشد داشته است. اما حاشیه سود نا خالص در این بخش 4 درصد و سود عملیاتی (با رقم 2.99 میلیارد دلار) نیز 7 درصد افت داشتهاند. مایکروسافت حاشیه سود پایین را ناشی از تعداد کاربران زیادی میداند که از سرویسهای ابری استفاده میکنند؛ این بدان معناست که حداقل در حال حاضر سرویسهای ابری Office در مقایسه با مدل غیراشتراکی آن، درآمد کمتری را نصیب مایکروسافت میکند. به گفته برخی کارشناسان علت عمده این پدیده را میتوان در هزینههای بالایی جستوجو کرد که مایکروسافت به طور مداوم برای گسترش زیرساخت به منظور پذیرش مشتریان جدیدتر صرف میکند. البته این تنها یک حدس است. به لطف رشد 63 درصدی درآمد Office 365، درآمد نسخههای تجاری برنامه Office و سرویسهای ابری مرتبط با آن (با فرض ثبات واحد پولی) در سهماهه اخیر 7 درصد رشد داشتهاند. نسخه مصرفکننده Office و سرویسهای کلاد مرتبط با آن نیز با رشدی 6 درصدی با فرض ثبات واحد پولی همراه بودهاند. در حال حاضر تعداد کاربران Office 365 به 22.2 میلیون کاربر افزایش یافته است.

مثل همیشه نقطه قوت مایکروسافت در بخش رایانش ابری رقم خورد، به طوری که این شرکت مدعی است درآمد حاصل از رایانش ابری در سهماه اخیر در برآورد سالانه (run rate یا برآوردی بر طبق عملکرد فعلی شرکت برای سال آینده) معادل 10 میلیارد دلار خواهد شد؛ به این معنی که اگر مقدار درآمد مایکروسافت از راه سرویسهای ابری مانند Azure و Office 365 در سهماهه گذشته را به یک سال تعمیم دهیم، درآمدی 10 میلیارد دلاری را در پی خواهد داشت. سرویس Azure نیز با رشد 120 درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته (با فرض ثبات واحد پولی)، همچنان حرکت رو به جلوی خود را حفظ نموده و درآمد حاصل از فروش محصولات سرور و سرویسهای کلاد هم 5 درصد افزایش داشته است. گفتنی است این موفقیتها تا حدی افت کسبوکار مبتنی بر PC مایکروسافت را جبران میکند.

مایکروسافت موفق شد طی فصل اخیر در بخش ابر هوشمند (Intelligent Cloud) -- که سرور و محصولات مرتبط با آن، به همراه زیرساختهای ابری نظیر Azure را شامل میشود -- درآمدی در حدود 6.10 میلیارد دلار کسب کند که نسبت به مدت مشابه سال 2015، رشدی 3 درصدی داشته است. اما حاشیه سود نا خالص به دلیل تنوع بالای سرویسهای ابری 2 درصد نسبت به سال گذشته کاهش داشته است. گفتنی است هزینههای زیرساخت در این بخش زیاد بوده و به دلیل سرمایهگذاری در زیرساختهای ابری، هزینههای عملیاتی 13 درصد بیشتر شده و لذا حاشیه سود پایین و هزینههای بالا، درآمد عملیاتی (operating income یا سود شرکت پس از کسر هزینههای اجرایی و استهلاک) را با 14 درصد کاهش به 2.19 میلیارد دلار رسانده است.
درست است که سرویسهای وب آمازون (AWS) همچنان سلطان رایانش ابری به حساب میآید، اما مایکروسافت نیز در این زمینه به پیشرفتهای خوبی دست یافته، از جمله اینکه مایکروسافت تنها شرکتی است که خدمات ابری خود را به صورت ترکیبی ارائه میکند (هم با عناصر سنتی ویندوز سرور و هم با سرویس Azure Stack).
طی فصل گذشته در بخش رایانش شخصیتر (More Personal Computing) -- که محصولاتی نظیر ویندوز، تبلتهای Surface، کنسولهای Xbox، اسمارتفون و موتور جستوجو را شامل میشود -- درآمدی معادل 9.46 میلیون دلار عاید مایکروسافت شد که در قیاس با مدت مشابه سال گذشته 1 درصد افزایش داشته که عمدتا به تبلتهای Surface و موتور جستوجو مربوط میشود، چرا که اسمارتفونها و ویندوز با زیاندهی همراه بودهاند. حاشیه سود در این بخش بار دیگر به دلیل عملکرد موفق بخش جستوجو و Surface تا 2 درصد ارتقا یافته و هزینههای اجرایی نیز به دلیل هزینه کمتر صورت گرفته روی تلفنهای همراه به 14 درصدکاهش پیدا کرده است. ویندوز 10 هماکنون روی بیش از 270 میلیون دیوایس فعال (به صورت اشتراک ماهیانه) نصب بوده، اما نسخه در نظر گرفته شده برای شرکتهای مادر سازنده PC موسوم به ویندوز OEM Pro در سهماهه اخیر با افتی 11 درصدی مواجه گشته که از بازار تجاری PC بدتر بوده است. در مجموع درآمد حاصل از ویندوز OEM (ویندوزهای ارائه شده به شرکتهای مادر) 2 درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته افت داشته، که به گفته مایکروسافت ناشی از تنوع بالاتر دیوایسهای مصرفی پیشرفته است. درآمد مایکروسافت در بخش ویندوز مصرف عادی و اصطلاحا non-Pro با رشد 15 درصدی همراه بوده که در مقایسه با کلیت بازار PC به دلیل تعداد بیشتر دیوایسهای گرانقیمت به فروش رسیده عملکرد به نسبت بهتری را نشان میدهد. در نهایت نرخ اعطای عمده مجوز ویندوز (Windows volume licensing) با رشد 6 درصدی با فرض ثبات واحد پولی همراه بوده است.

مایکروسافت Surface Pro 4
یکی از دلایل عجیبی که مایکروسافت در توجیه عملکرد بخش رایانش شخصیتر ارائه کرده، کاهش 26 درصدی درآمد شرکت از راه صدور مجوز برای پتنتهاست، چرا که بازار اندروید به سمت تولید گوشیهای ارزانتر توسط سازندگانی پیش میرود که مایکروسافت هیچگونه قراردادی با آنها ندارد. مایکروسافت برای سازندگان بزرگ تلفن همراه -- نظیر سامسونگ -- مجوز پتنت صادر میکند و از همین راه درآمد قابل توجهی کسب میکند، به طوری که در برههای از زمان این درآمد به بیش از 2 میلیارد دلار در سال رسیده بود.
درآمد مرتبط با بخش Surface در سهماهه گذشته 1.1 میلیارد دلار بوده که در مقایسه با مدت مشابه در سال 2015، با افزایشی 61 درصدی همراه شده است. در این میان تبلتهای Surface Pro 4 و Surface Book سهم بهسزایی در افزایش فروش محصولات Surface داشتند، اما طبق معمول مایکروسافت آمار دقیق فروش این دیوایسها را فاش نکرده است. از سوی دیگر ناکامیهای مایکروسافت در زمینه اسمارتفون همچنان ادامه داشته و این شرکت در سهماهه اخیر تنها 2.3 میلیون دستگاه از گوشیهای لومیا را به فروش رسانده است. این آمار پایین در مقایسه با 8.6 میلیون اسمارتفونی که مایکروسافت در مدت مشابه سال 2015 به فروش رسانده بود، از کاهش شدید 73 درصدی حکایت کرده و متعاقبا افت 46 درصدی در درآمد حاصل از فروش اسمارتفون را برای شرکت به همراه داشته است. مایکروسافت در شش ماه اخیر هزینه کمتری را برای تولید گوشیهای لومیا در نظر گرفته و اینکه فروش و درآمد این دیوایسها شدیدا تحت تأثیر قرار گرفته، جای تعجب ندارد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان